پنجشنبه, ۲۷ مهر ۱۳۹۶ ۱۳:۳۹ ۳۵
طبقه بندی: مقالات
چچ
راهکارهای ایجاد نوآوری

راهکارهای ایجاد نوآوری

یکی از راه های روشن کردن این فرضیه ها، تمرین وادار کردن افراد به پیش بینی و پیش گویی کردن است که نوعی آزمایش در فکر به شمار می آید.

برای نوآوری و خلاقیت، صرفاً به توان فکری و استعداد ذاتی افراد نمی توان بسنده کرد، بلکه باید به آموزش و پرورش استعدادها نیز توجه نمود و برای دست یابی به خلاقیت و نوآوری، از روش ها و راهکارهای گوناگون و مفیدی سود برد که به تعدادی از آنها اشاره می کنیم:
1. در هم شکستن عادت ها 
برای رسیدن به نوآوری، باید مفروضات پیشین را در مسیر تغییر داده، و آن را به سمت و سویی جدید سوق دهیم تا بتوانیم ایده ای نو و متفاوت را با ایده های پیشین به دست آوریم. انجام کارها در چارچوب خاص و روش متداول، سبب رکود ذهنی و عدم نوآوری می شود. در نتیجه، برای رسیدن به نوآوری، نگاه تازه و نو به انجام امور و برخلاف عادت ها، می تواند راه های جدیدی را بر روی ما بگشاید.
2. پیش بینی کردن 
ما برای انجام هر کاری طبق فرضیات ساخته شده در ذهن، راهکارها را انتخاب می کنیم و به انجام کارها می پردازیم؛ همانند دانشمندان که برای کشفیات و اختراعات خود، طبق فرضیه ای که می سازند، راه و روش خاصی را انتخاب می کنند. بسیاری از اوقات ما از قدرت فرضیات معیّن بی اطلاعیم یا نمی خواهیم بپذیریم که این فرضیات، ممکن است به طور تدریجی رفتار و افکار ما را بدون آگاهی هدایت کنند. یکی از راه های روشن کردن این فرضیه ها، تمرین وادار کردن افراد به پیش بینی و پیش گویی کردن است که نوعی آزمایش در فکر به شمار می آید.
3. شکار ایده ها
هم هنرمندان، شاعران، نویسندگان و به طور کلی افراد خلّاق، به روشنی به این مسئله اعتراف دارند که ایده های جدید، بسیار سریع و ناگهانی در یک لحظه، مثل جرقه ای در ذهن ظاهر و به سرعت غیب می شوند؛ به طوری که اغلب هرگز دوباره برنمی گردند. به همین دلیل است که بیشتر آنان همیشه قلم و کاغذ یا ضبط صوتی به همراه دارند تا در هر لحظه که ایده به ذهنشان خطور کرد، بی درنگ از آن نشان و اثری، حتی خیلی کوچک و مبهم ضبط و ثبت کنند تا بتوانند بعداً آن را بهتر به یاد آورند. افراد نوآور و خلاق، همواره در جست وجوی مکان ها و زمان هایی هستند که بهتر و بیشتر بتوانند به جریان خلاق ذهن خود توجه کنند و با کمترین مانع، ایده های جدید را شکار نمایند و آنها را به کار ببندند. مولانا جلال الدین، در بسیاری از اشعارش بیان کرده است که همواره در طول شبانه روز، ایده های جدیدی به ذهن انسان خطور می کند، ولی تا شکار نشوند، واقعاً نمی توان گفت کدامشان باارزش و کدام بی ارزش است:
 
در وجود آدمی جان و روان
 
می رسد از غیب چون آب روان
 
ای برادر عقل یک دم با خود آر
 
دم به دم در تو خزان است و بهار
 
هر نفس نو می شود دنیا و ما
 
بی خبر از نو شدن اندر بقا
 
هر زمان از غیب نو، نو می رسد
 
و از جهان تن برون شو می رسد

نوع:
منبع درج : پایگاه اطلاع رسانی حوزه