یکشنبه, ۲۳ مهر ۱۳۹۶ ۱۱:۵۳ ۴۶
طبقه بندی: مقالات
چچ
شناخت جایگاه اصلی انسان

شناخت جایگاه اصلی انسان

ضروری نبودن صرف امکانات برای عموم جامعه با هدف رشد همه­ی خلاقیت­ ها: عده­ ای بر این نظرند که چون افراد جامعه، از نظر استعداد و سلایق و خواسته ­ها یکسان نیستند؛ بلکه برخی از تغییر و تحول و دگرگون شدن زندگی خود می­ هراسند و به دنبال سکون و آرامش­ هستند و برخی دیگر ایجاد تغییر و تحوّل در زندگی را به شرط نبودن مشکل و سختی می­ پسندند و به دنبال دگرگونی هیجانی و التذاذی هستند تا خواسته­ های طبیعی­ خود را ارضا کنند. اندکی از افراد در مسیر صحیح قرار داشته و خواستار تحول و دگرگونی ­بوده و مشکلات ناشی از آن را به جان می­خرند، پس باید فقط به این دسته توجه شود و امکانات برای این دسته هزینه گردد.

 کمتر کسی است که به بعد مجرد انسان یعنی روح و قوای آن آگاه نباشد، یا از وجود انسان هایی با روح بزرگ و فکر پیشرو و کارهای مفید بی خبر باشد. گزاف نیست اگر بگوییم: افرادی که به سرّ بزرگیِ بزرگان اندیشیده و اراده می کنند که جایگاهی همانند آن ها را بیابند اندکند، در جست و جوی راز این سستی، احتمالاتی قابل تصور است:
 
1. بهره مند نبودن همه افراد از استعدادهای لازم و کافی: برخی معتقدند که همه ی افراد جامعه از استعداد بالا برخوردار نیستند، بلکه افراد انگشت شماری این ظرفیت ها را دارند که آن ها نیز در شرایط خاص می درخشند.
 
2. فقدان امکانات لازم: عده ای بر این باورند که اگر افراد از استعداد مطلوب و عالی برخوردار باشند، امّا دسترسی به امکانات مناسب و لازم را نداشته باشند راه شکوفایی آن ها بسته می ماند و نفعی که باید عاید فرد و جامعه شود، حاصل نخواهد شد.
 
3. ضروری نبودن صرف امکانات برای عموم جامعه با هدف رشد همه ی خلاقیت ها: عده ای بر این نظرند که چون افراد جامعه، از نظر استعداد و سلایق و خواسته ها یکسان نیستند؛ بلکه برخی از تغییر و تحول و دگرگون شدن زندگی خود می هراسند و به دنبال سکون و آرامش هستند و برخی دیگر ایجاد تغییر و تحوّل در زندگی را به شرط نبودن مشکل و سختی می پسندند و به دنبال دگرگونی هیجانی و التذاذی هستند تا خواسته های طبیعی خود را ارضا کنند. اندکی از افراد در مسیر صحیح قرار داشته و خواستار تحول و دگرگونی بوده و مشکلات ناشی از آن را به جان می خرند، پس باید فقط به این دسته توجه شود و امکانات برای این دسته هزینه گردد.
 
4. عدم شناخت صحیح از جایگاه انسان: این حقیقت که چون انسان از مبدأ کمال آفریده شده و جز کمال او را نشاید، برای اکثریت انسان ها روشن نیست. هرچند همه می دانند که خالق هستی کمال مطلق است، و خلقت او نیز به عنوان یکی از مظاهر خالق مطلق کامل بوده و به دنبال آن کمال خواه نیز هست، بر همگان آشکار نمی باشد. می دانند که انسان اشرف مخلوقات است، ولی نمی دانند که شرافت به چیست و نشانه هایش کدام است.
 
آخرین احتمال یاد شده ی ما به راز سستی و بی علاقگی افراد نسبت به شناخت جایگاه رفیع بزرگان اشاره دارد. اعتراف صاحب نظران مباحث انسان شناسی این مطلب را تأیید می کند که همه ی انسان ها از استعداد مشترک "خوب زیستن" برخوردارند و ظهور آن در هنرمند خوب، مخترع خوب، معلم خوب، مادر خوب، محصل خوب و ... جلوه گر می باشد. با این که امکانات مورد نظر ما نیز هست، ولی حرف اول را "شناخت درست و اراده ی" مبتنی بر آن می زند. بر این اساس معلوم می شود که خوب زیستن اختصاص به فرد یا گروه خاصی ندارد و ترقی و ابتکار و نوآوری منحصر به افراد خاصّی که آن ها را "نابغه" می نامند، نمی باشد. و این گفته ی ما را پیشرفت سریع و اصولی جوامع تأیید می کند. بر همین اساس یکی از مهم ترین وظایف مسؤولین و حاکمان جامعه این است که همه ی افراد جامعه را به سوی کمال واقعی و ارزش های حقیقی سوق دهند و اصول ارزشی را برای آنان تبیین نمایند تا صحیح از ناصحیح، حق از باطل و راه راست از بی راهه تمیز داده شود.
 
در جامعه ای که زندگی مردم آن بر مبنای قوانین تکاملی و پایه های عقلانی اسلام است؛ داشتن فضایی پاک و افکاری میزان، راه را برای استفاده از خلاقیت های نهفته باز می نماید و ضریب اعتماد به نفس را در جامعه بالا می برد. در چنین جامعه ای کسی تحمل ایستایی ندارد و آنچه هست او را راضی نمی کند، بلکه تنوع و نوگرایی را با رنگ و بوی خدایی برای رسیدن به حقیقت مطلق هستی خواهان است.

نوع:
منبع درج : پایگاه اطلاع رسانی حوزه