دوشنبه, ۱۷ مهر ۱۳۹۶ ۱۸:۲۰ ۴۹
طبقه بندی: مقالات
چچ
تفاوت خلاقیت و نوآوری با ملاحظه مفاهیمی مثل تغییر و آفرینشگری

تفاوت خلاقیت و نوآوری با ملاحظه مفاهیمی مثل تغییر و آفرینشگری

خلاقیت به معنای توانائی که ترکیب ایده ها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده هاست.

نظرات بسیاری در مورد ماهیت و تفاوت های اساس این دو واژه ابراز شده که به بخش از آنها اشاره می شود نویسندگانی معتقدند که:
 
- خلاقیت به معنای توانائی که ترکیب ایده ها در یک روش منحصر به فرد یا ایجاد پیوستگی بین ایده هاست.
 
- نوآوری، فرآیند اخذ ایده خلاق ئ تبدیل آن به محصولات، خدمات و روشهای جدید عملیات است.
 
- تغییر سازمانی به عنوان اتخاذ یک فکر یا رفتار جدید به وسیله سازمان مشخص می شود اما نوآوری سازمان اتخاذ یک ایده یا رفتار است. که برای نوع وضعیت، سازمان، بازار و محیط کلی سازمان جدید است. اولین سازمانی که این ایده را معرفی می کند به عنوان نوآور در نظر گرفته می شود و سازمانی که کپی می کند یک تغییر را اتخاذ کرده است.
 
- تغییر ایجاد هر چیزی است که با گذشته تفاوت داشته باشد. اما نوآوری اتخاذ ایده هایی است که برای سازمان جدید است. بنابراین تمام نوآوریها منعکس کننده یک تغییرند. اما تمام تغییرها نوآوری نیستند. خلاقیت و نوآوری آن چنان بهم عجین شده اند که شاید به دست دادن تعریف مستقلی از هر کدام دشوار باشد اما برای روشن شدن ذهن می توان آنها را به گونه ای مجزا از هم تعریف نموده. خلاقیت پیدائی و تولید یک اندیشه و فکر نو است در حالکیه نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است. به عبارت دیگر خلاقیت اشاره به قدرت ایجاد اندیشه های نو دارد. و نوآوری به معنای کاربردی ساختن آن افکار نو و تازه است نویسنده دیگری، خلاقیت را ایجاد آنچه قبلا وجود نداشته می داند و برای آن ماهیتی جدید خواه در ذهن خواه در عین قاتل است و یکی دیگر از نویسندگان خلاقیت را درخشش یک اندیشه و به وجود آوردن نظر و ایده ای نو می داند. به زعم او خلاقیت کشف چیزی است که موجود بوده اما به علت کور ذهنی ناشی از عادت دیده نمی شده است. خلاقیت نگاهی کنجکاو و کاوشگر به پدیده ای قدیمی است که آن را می یابد و آشکار می کند همانگونه که از تعاریف نتیجه می شود خلاقیت لازمه نوآوری است و تحقق نوجوئی وابسته به خلاقیت است.
 
اگر چه در عمل می توان این دو را از هم متمایز ساخت ولی می توان تصور کن که خلاقیت بستر رشد و پیدائی نوآوری هاست. از خلاقیت تا نوآوری غالبا راهی طولانی در پیش است و تا اندیشه ای نو به صورت محصول یا ضمنی جدید درآید زمانی طولانی می گذرد و تلاشها و کوششهای بسیاری به عمل می آید. گاهی ایده و اندیشه ای نو از ذهن فرد می تراود و سالهای بعد آن اندیشه نو بوسیله فرد دیگری به صورت نوآوری در محصول یا خدمت تجلی می گردد.
 
با در نظر گرفتن پیچیدگی موجود در مفهوم خلاقیت لازم است وجه تمایز این مفهوم و فرآیند نوآوری روشن شده برخی از نویسندگان تمایزی بین خلاقیت و نوآوری قایل شده اند برای مثال کونتز نوآوری را به کارگیری ایده های نوین ناشی از خلاقیت یاد کرده و معتقد است که نوآوری می تواند محصولی جدید، خدمتی جدید یا راهی جدید برای انجام کاری باشد در حالی که خلاقیت توانائی و قدرت ایجاد فکر و یا ایده جدید و نو است. الرشت خلاقیت و نوآوری و وجه تمایز آنها را به این صورت مطرح کرده است که خلاقیت یک فعالیت ذهنی و عقلانی برای به وجود آوردن ایده جدید و بدیع است حال اینکه نوآوری تبدیل خلاقیت به عمل یا نتیجه است. او نوآوری را عملیات و مراحل مورد نیاز برای نتیجه گیری یک فکر بکر و واقعیت جدید می داند از این زاویه شخص خلاقی ممکن است نوآور نباشد یعنی می تواند دارای ایده های جدید و نو باشد ولی توانائی عرضه و یا فروش آنها را نداشته باشد لذا فرد نوآور غالبا خلاق است ولی همه افراد خلاق الزاما نوآور نیستند.
 
اختراع – یعنی در یک زمان نابهنگام با قدرت اندیشه و تحقیق کشف یک چیز ناشناخته که تا آن زمان ناشناخته مانده است. برای بوجود آوردن نوآوری، اختراع یک شرط ضروری می باشد نوآوری با تجاری کردن هر نوع اختراعی، قراردادن موضوع تولید و بازاریابی است. هر اختراعی را چه به لحاظ هزینه ها و چه به لحاظ ریسکها نمی توان با تجاری کردن آن به صورت یک نوآوری درآورد. نوآوری یک تغییر بدیعی است چون برای اولین بار در چنین ماهیتی تغییر تحقق می یابد.
 
خلاقیت با استفاده از اندیشه های قبلی تولید اندیشه های جدید می باشد. در نوآوری از اندیشه های تولید شده استفاده می گردد. در ریشه هر نوآوری یک فکر خلاق پنهان می باشد.
 
نوآوری: به اجرا گذاشتن یا تولید محصولات جدید، خدمات اصول و یا قبول روشهای نو به صورت اقتصادی می باشد. نوآوری با طرح و برنامه است. جهت گیری آن در راستای ایجاد فایده و منفعت اجتماعی است- بدین ترتیب یک شرکت نسبت به احتیاجات و شرایط جدید محیطی انطباق پذیر می گردد. تقلید هم یک نوع تغییر به شمار می آید. نوآوری به معنای ایجاد، قبول و اجرای ایده ها و فرآیندها و محصولات یا خدمات جدی است. بنابراین نوآوری، استعداد و توانایی تغییر یا انطباق را به وجود می آورد.
 
همان طور که ملاحظه می گردد در این تعریفات، خلاقیت، نوآوری تغییر و انطباق در خیلی موارد معادل هم گرفته شده و برخی هم خلاقیت و نوآوری را فراتر از تغییر در انطباق می دانند با توجه به این تعریفات، خلاقیت ایجاد یک ایده یا مفهوم جدید از طریق بکارگیری توانائی های ذهنی و علت و سبب نوآوری است و بدون آن نوآوری صورت نمی گیرد. نوآوری ایجاد و توسعه محصول، خدمات یا فرآیند جدید است که منتج از ایده های جدید است. این نوآوری برای صنعت، بازار و محیط کلی مربوط جدید است و به تغیر و انطباق بهتر یا شرائط محیطی منجر می گردد. برداشت افراد از مفاهیم خلاقیت و نوآوری و تغییر متفاوت است و حتی این مفاهیم در حوزه های علمی مختلف هم دارای تعابیر مختلفی هستند مثلا روانشناسان معتقدند که آفرینشگری فقط نوع خاص از رهیابی است که علامت مشخصه آن ویژگیهائی مانند ابداع، ابرام و پایداری و مشکل فزاینده ای در فرمولبندی و تنظیم مساله است. روانکاوان معتقدند که تفکر خلاق بیش از توانائی رهیابی به فرآیندهای ناخودآگاه و یا نیمه آگاه حامل است. نیز اینکه اصطلاح مساله به معنای کلی مبهم است و موقعیتی را که با آن روبرو می شویم می توان یک مساله و هر تصمیمی را یک راه حل بشمار آورد رهیابی به رفتاری محدود می شود که بتوان آن را تحت شرائط کنترل شده معین مشاهده کرد. به هر حال آشکار است که رهیابی کار خلاقی است اما تلقی هرگونه خلاقیتی به عنوان رهیابی چندان قابل توجیه نیست. آفرینشگری یا خلاقیت را می توان فرآیند تغییر، توسعه و تکامل در سازماندهی حیات ذهنی دانست بشر در خلال عمل خلاق اشیاء یا نمادهای خارجی را تغییر می دهد تا رویدادهای نادر برای خود و یا محیط خود به وجود آورد. هرگونه تعریفی از آفرینشگری باید دربرگیرنده عنصر اصلی آن یعنی ابداع باشد و همواره باید به نوآوری به عنوان هسته مرکزی غیرقابل اجتناب در فعالیت توجه شود. ابداع خلاق عمدتا از آرایش مجدد دانش موجود سرچشمه می گیرد و به این ترتیب به مجموعه دانشهای موجود می افزاید. در عین حال ابداع به تنهائی کنش و ایده ای را خلق نمی کند مناسبت نیز عامل دیگری است از آنجا که کنش خلاق، پاسخی به موقعیت ویژه است بنابراین باید مشکلی را حل کند و یا موقعیتی را که باعث پیدایش آن شده است روشن سازد، هر کنش و یا ایده نه تنها به سبب بکر بودن آن بلکه به دلیل دستیابی به چیزی که مناسبت موقعیت است خلاق بشمار می رود. البته هر چیزی می تواند بدون آنکه تازه باشد خلاق باشد. حتی در شایسته ترین آفرینندگیها اثری از منبع و یا شکلی از گذشته وجود داشته است. به همین لحاظ نوعی مقیاس «آفرینش تقلید» در نظر گرفته می شود که در انتهای بالایی آن چیزی قرار می گیرد که نه آن به عنوان بالاترین بخش شناخته شده، آفرینندگی نسبت به الگوهای قبلی موجود یاد می شود و در انتهای پائینی آن کمترین بخش آفرینندگی و بالاترین میزان شناخته شود سازگاری یا تقلید قرار داد و از آنجائی که انسانها کم و بیش دست به آفرینندگی و خلاقیت می زنند و آفرینشگری چنانکه باید تمامی خطوط فعالیت انسانی را در بر می گیرد نتیجه گرفته می شود که مقیاس یاد شده به منحنی توزیع نرمال نزدیک خواهد شد. نوآوری به یکی از این هر معنی است یا در جهان تا به حال چنین چیزی وجود نداشته است یا برای کاشف تازه است. معمولا مدال خلاقیت را فقط به سینه اولین کاشف می زنند. کشفهای بعدی هر قدر هم مستقل از کشف اول صورت گرفته باشند هیچ پاداشی از اداره ثبت اختراعات و اکتشافات دریافت نمی کنند. البته استثنائاتی وجود دارد. ما سالروز تولید کریستوف کلمب را جشن می گیریم هرچند که پویشهای او را آمریکائیان بومی بیشتر از او انجام داده بودند. تاریخ علم هم گاه با بعضی از کاشفان بر سر لطف بوده است. مثلا لایب نیتس را مخترع حساب می داند. هر چند که اسناد تاریخی گواه آن است که نیوتن یک سال پیش از او کار را شروع کرده بود. اما نیوتن نتوانست نتیجه کار خود را زود منتشر کند. کارلایب نیتس بوده که منتشر و کامل شد. می توان کشف مستقل را شاهدی بر تواناییهای کاشف دانست زیرا فرآیندهای آن قاعدتا مانند فرآیندهای کشف اولیه است وقتی گاوسن جوان فورا فرمول حاصل جمع n عدد صحیح را پیدا کرده معلمش به درستی پیش بینی کرده که او ریاضیدانی خلاق خواهد شد هر چند که این فرمول برای ریاضیدانان آزموده تازگی نداشت. بنابراین بین خلاقیت به مفهوم ضعیف ضعیف تر یا فردی و خلاقیت به مفهوم قوی تر یا اجتماعی تفاوت قائلیم اما اولی را بحق نوید دهنده دومی می دانیم. پژوهشهائی که در زمینه خلاقیت صورت گرفته تا حدودی مبتنی بر روایات تاریخی، زندگینامه ای یا خود زندگینامه ای درباره کشف، بررسیهای سیستماتیک اشخاص خلاق (و غیرخلاق) تعداد محدودی مطالعات آزمایشگاهی به قصد روشن کردن رفتار خلاق یا مقایسه شیوه های خلاق و غیرخلاق در حل مساله و چند بررسی جدید به منظور شبیه سازی رفتار خلاق به مدد برنامه های کامپیوتری است. در سطح رخدادهایی قابل مشاهده کلیه یافته های این پژوهشهای با هر مدلی که انجام شده باشند سازگاری بسیار دارند می توانم این یافته ها را به صورت چند نتیجه کلی درآورم- ممیزه های اصلی تفکر خلاق را از شکلهای نازل تر عبارت اند از:
 
1) آمادگی برای پذیرفتن صورت مساله های که به ابهام تعریف شده اند و ساختار دادن تدریجی به آنها. 2) مشغول ماندن ذهن به مسائل برای مدت زمان طولانی. 3) دانش گسترده زمینه ای در حوزه های مربوط و بالقوه مربوطه همه این شرایط تحمل ابهام پافشاری و دانش در تمام موارد کشف تحقق نمی یابند اما این شرایط آنقدر زیاد مشاهده و گزارش شده اند که نمی توان ارتباط آنها با موفقیت در کشف را تصادفی ذات هیچ یک از این شرایط نیز چندان تعجب آور نیست همه آنها عنصر انگیزشی نیرومندی دارند و حس عدالت خواهی ما را نیز ارضا می کنند فضلیهای شکیبائی، پشتکار و سخت کوشی به احتمال زیاد پاداش می گیرند هرچند که مثل جستجوی طلا اینکه چه کسی برنده شده بستگی زیادی به شانس دارد. این فضیلتها شبیه بلیط بخت آزمائی اند بعضی از بلیت ها برنده می شوند و برخی نمی شوند. در مورد کاربردهای دیگر اصطلاح خلاقیت «تبلیغات خلاق» یا نویسندگی خلاق چندان چیزی ندارم که بنگریم. آدم احساس می کند که این لفظ در مورد فرآورده های خلاقیت با بی دقتی یا دست کم با خلاصه خرجی به کار گرفته شده است. اما نهایتا هر عرصه ای باید خود درباره خلاقیت در عرضه خود داوری کند هرکدام باید خود تشخیص بدهد که چه چیز نو است و چه فرآوردههایی جالب یا ارزشمند هیچ دلیلی وجود ندارد که گران کنیم فرآیندهای مربوط به شکلهای معمولی تر خلاقیت با فرآیندهای مربوط به جهشهای بزرگ از نوع نیوتن یا لایب نیتس (که واقعا هم جهش نیستند بلکه رشته ای از گامهای کوچک اند) فرق نوعی دارند. به نظر من این امر حتی در ورد آگهی های تجارتی موزیکال هم صادق است. پس قصد ما فهمیدن زنجیرهای فرآیندهایی است که مرد یا زن یا کودک را قادر می سازند تا چیزی را که نو و جالب یا ارزشمند است به وجود آورد. می گویند بزرگترین ابداع قرن 19 مربوط می شد به ابداع متدهای ابداع، بگونه ای که دانشمندان کشف کردند چگونه هزینه ای فرصت های ابداعی و اختراعی را بوجود آورند و دریافتند که تعلیم و تربیت علمی پیش شرط تمام ابداعات است. «آدام اسمیت معتقد است بسیاری از پیشرفتها بوسیله فکر مخترعانه سازندگان ماشین آلات حاصل شده است و برخی از پیشرفتها نیز توسط کسانی صورت گرفته که فیلسوف یا افراد صاحب نظر نامیده شده اند. کار این فیلسوفان این نیست که هر کاری را انجام دهند بلکه هرکاری را انجام دهند بلکه هر کاری را مورد ملاحظه قرار می دهند و بواسطه آن اغلب توانایی ترکیب نیروهای کاملا دور از هم و غیرمتشابه را دارند فرضیه آدام اسمیت این است که ابداع یا اختراع حاصل تقسیم کار می باشد که بستگی به وسعت بازار و چگونگی گسترش آن دارد تقسیم کار فراوانی و پیشرفت را بدنبال دارد که با این پیشرفت خود مخترع یا ابداع کننده تخصص بیشتری پیدا کرده و نهایتا کسب به نحوه قابل ملاحظه ای افزایش می یابد «هبرلر» در کتاب «رونق و کسادی» اختراع را حاصل اختلالات و عوامل خارجی از قبیل جنگها و غیر دانسته و تغییرات محصول به واسطه تغییرات حدی و یا تغییراتی در سلیقه های مصرف کنندگان رخ می نماید. «هیکز» در متاب «ارزش و سرمایه» درباره عدم نظر احتمالی ابداعات می نویسد که ابداعات در شرایط پیشرفت ممکن است آسان تر بوجود آید و یا سریعتر انجام گیرد. و اینکه در هنگام افت ممکن است یک کمبود فرصت های سرمایه گذاری وجود داشته باشد. «شومپتر» درباره نقش یا وظیفه اجتماعی مدیران و دست اندرکاران تجاری معتقد است که آنها باید اصلاح یا تحولی در الگوی تولید بوجود آورند و ابداعات باید به صورت کارهای عادی درآید و پیشرفت فنی بطور فزاینده ای مشغله تیم های آموزش دیده گردند. در نظریات دیگری اختراع یا خلاقیت بطور عمیق تری بررسی شده است پارکر سه نظریه را در مورد اختراع بیان می دارد.
 
1- مدل ماورایی: تئوری است که اختراع را ناشی از اعمال افراد نابغه می داند.
 
2- مدل مکانیستیک: که در این مدل هرگونه اختراع و ابداع منشاش نیاز می باشد که بوسیله مسائلی که بروز می یابد تولید شده است.
 
3- مدل ترکیبی مجتمع: بیان می دارد که سرمایه گذاری، تفکر، تجزیه و تحلیل و بحث که به موجب بصیرت و بینش افراد صورت می گیرد موجبات اختراع را فراهم می آورد. در سالهای اخیر روشهایی برای مطالعه آینده و حل مسایل آینده تدوین گردیده است در واقع یک حرفه جدید که شاید مرسوم ترین نان برای آن آینده شناسی باشد ایجاد شده است ولی می توان گفت هم باید آینده شناس باشند. مغز خلاق مسلما باید خود را دائما برحسب آینده شکل دهد شاید بهترین مجموعه ای که تاکنون عرضه شده است کتاب آینده شناسی در آموزش، روش شناسی ها تالیف «هنچی ویتز» باشد هنچی استاد دانشگاه، مگیل کانادا مدلی برای مطالعه آینده ابداع کرده که این مدل جامع بوده و از جنبه های متفاوت از فلسفی و علمی گرفته تا تاریخی و هنری گسترش یافته است. تمام روشهای داده شده در مرکز دایره فرآیندهای خلاقیت را در بر می گیرد.

نوع:
منبع درج : پایگاه اطلاع رسانی حوزه