پنجشنبه, ۱۰ فروردین ۱۳۹۶ ۱۱:۲۷ ۶۵
طبقه بندی: مقالات
چچ
کسب عزت در پرتو زندگی با قناعت

کسب عزت در پرتو زندگی با قناعت

در علم اخلاق قناعت در مقابل حرص استعمال می شود . صفت قناعت موجب می شود که شخص به مقدار نیاز و ضرورت بسنده کند و زاید بر آن را نطلبد . ولی حرص صفتی است که موجب می شود انسان به گردآوری دارایی بیش از نیاز بپردازد . ریشه حرص حب دنیا می باشد

یکی از عوامل اساسی عزت و افتخار انسان در اجتماع، قناعت است . چون قناعت موجب می شود انسان از حرص و طمع نسبت به دنیا پرهیز کند و حرص و طمع از عوامل ذلت و خواری انسان هستند . حرص، طمع، عشق و علاقه به دنیا و دنیازدگی موجب می شود که آدمی برای به دست آوردن دنیا دست به هر کاری بزند و خود را در مقابل هر کسی کوچک و ذلیل کند، و در مقابل، قناعت موجب دوری از این امور و رسیدن به عزت و سربلندی است .
 
در این مقاله به مناسبت سال عزت و افتخار حسینی سعی خواهیم کرد بعضی از خواستگاههای قناعت و ثمرات آن را به صورت اختصار مورد بحث و بررسی قرار دهیم . باشد که با شناخت عوامل بسترساز و ثمرات قناعت، این ویژگی مهم اخلاقی را در خود ایجاد کرده و به آن عمل کنیم و موجبات عزت خویش و جامعه اسلامیمان را فراهم آوریم .
معنای قناعت
 
قناعت در لغت به معنای بسنده کردن به مقدار کم، از کالای مورد نیاز، و رضایت به چیزی است که نصیب شخص می شود . (2) در احادیث گاهی کلمه قناعت به معنای مطلق رضایت به کار رفته است . امام علی علیه السلام در نامه ای به عثمان بن حنیف می فرماید:
 
«آیا قناعت کنم و راضی باشم که بگویند او امیرالمؤمنین است و با آنها در سختیهای روزگار مشارکت نداشته باشم؟ (3) »
 
در علم اخلاق قناعت در مقابل حرص استعمال می شود . صفت قناعت موجب می شود که شخص به مقدار نیاز و ضرورت بسنده کند و زاید بر آن را نطلبد . ولی حرص صفتی است که موجب می شود انسان به گردآوری دارایی بیش از نیاز بپردازد . ریشه حرص حب دنیا می باشد و انسان را به جهت اشتغال به دنیا و گردآوری دارایی، از آخرت و عمل نیک باز می دارد . در مقابل، چون ناعت باعث اکتفا به مقدار کم و رضایت به آنچه هست می شود، انسان را در تحصیل آخرت و عزت نفس خود توانا می سازد . (4)
خاستگاههای قناعت
1- عقل و دانایی:
 
عقل عامل مهمی در گزینش قناعت است . حضرت علی علیه السلام می فرماید: «من عقل قنع; (5) آنکه خردورزی کند، قناعت پیشه می کند .» عقل قناعت را به علت آثار ارزشمند آن، از جمله: بی نیازی انسان از غیر خود و قدرت یافتن آدمی برای تحمل کمبودها و صبر بر آنها، بر می گزیند و آن را به سود شخص می داند . گرچه انسان در ظاهر با قناعت، از امکانات ظاهری استفاده کمتری می کند، ولی به جهت عاقبت قناعت، این عمل مورد پذیرش عقل است . هر اندازه سطح دانش شخص نسبت به جهان و نفس خود بیشتر می شود و با عمق بیشتری به مسائل انسانی توجه می کند، در پذیرش صفات پسندیده انسانی، از جمله صفت قناعت، آمادگی بیشتری پیدا می کند . حضرت علی علیه السلام می فرماید: «ینبغی لمن عرف نفسه ان یلزم القناعه والعفه; (6) آنکه خود را شناخت، سزاوار است با قناعت و عفت همراه باشد .»
 
درک عظمت نفس و تعلق آن به عالم ملکوت، بی نیازی و بی رغبتی به امور دنیا را در پی دارد .
2- عفت نفس:
 
عفت و پاکدامنی موجب می شود که عقل برخواسته های نفس نظارت کرده و آن را در استفاده از خواسته های خویش متعادل سازد .
 
انسان عفیف گرچه بر انجام بسیاری از امور توانا است ولی خودداری می کند و افسار نفس را محکم نگه می دارد . یکی از ثمرات عفت در وجود انسان قناعت است . چه اینکه انسان عفیف زیاده خواه نیست و افراط نمی کند . امام علی علیه السلام فرمودند: «ثمره العفه القناعه; (7) ثمره عفت قناعت است .»
3- فراوانی یاد مرگ و آخرت:
 
یاد مرگ حب دنیا را می زداید، آدمی را به کفاف و عفاف می خواند و از بهره برداری گزاف از نعمتها پرهیز می دهد و دلخوشیهای انسان را به غیر دنیا متوجه می سازد .
 
امام علی علیه السلام فرمودند: «من اکثر من ذکر الموت رضی من الدنیا بالیسیر; (8) هر کس فراوان به یاد مرگ باشد، به مقدار کم از دنیا راضی می شود .»
4- الگوگیری از رهبران شایسته:
 
رفتار قناعت آمیز رهبران و حاکمان صالح، در ایجاد و گسترش روحیه قناعت در جامعه نقش اساسی دارد . زیرا جامعه به رهبر خود می نگرد . جمله معروف «الناس علی دین ملوکهم; مردم بر روش و آئین حاکمان خود هستند .» بیانگر همین روحیه تقلید مردم از ویژگیهای اخلاقی و رفتاری حاکمان آنان می باشد . چه نیکوست شیعیان امیرالمؤمنین علیه السلام به امام خویش اقتدا کنند و در عین تلاش و مجاهدت در راه خدا و خدمت به مسلمانان، خود به اندکی از دنیا اکتفا کنند . آن حضرت می فرماید: «الا و ان لکل ماموم اماما یقتدی به و یستضیئ بنور علمه; الا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه و من طعمه بقرصیه . الا و انکم لا تقدرون علی ذلک ولکن اعینونی بورع واجتهاد و عفه و سداد; (9) برای هر پیروی امامی است که به او اقتدا می کند و با نور علم او روشن می شود . پیشوای شما از دنیای خود به دو جامه فرسوده و از خوردنیش به دو قرص نان بسنده کرده است . شما بر آن توانا نیستید; ولی مرا به پارسایی و کوشش و پاکدامنی و درستی یاری کنید .»

نوع:
منبع درج : پایگاه اطلاع رسانی حوزه