چهارشنبه, ۲۰ بهمن ۱۳۹۵ ۱۸:۰۵ ۱۶۲
طبقه بندی: مقالات
چچ
جایگاه و ارزش خدمت رسانی در اسلام

جایگاه و ارزش خدمت رسانی در اسلام

دو خصلت نیکوست که برتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او

اسلام، از موقعیت ممتازی برخوردار است. در این جا از زبان ائمه بزرگوار به گوشه هایی از ارزش های خدمت رسانی اشاره می کنیم:
1 - معیار و ملاک ارزش مندی انسان: پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «خصلتان لیس فوقهما من البر شیء: الایمان بالله و النفع لعباد الله؛(2) دو خصلت نیکوست که برتر از آن چیزی نیست: ایمان به خدا و نفع رساندن به بندگان او.»
2 - شاخصه ایمان: یکی از یاران امام صادق (ع) می گوید: از آن حضرت شنیدم که فرمود: «المؤمنون خدم بعضهم لبعض قلت: و کیف یکون خدماً بعضهم لبعض؟ قال: یفید بعضهم بعضاً؛(3) مؤمنان خدمت گزار یک دیگرند. گفتم: چگونه؟ فرمود: به یک دیگر فایده می رسانند.»
پس معلوم می شود آنان که از مسئولیت های اجتماعی روی بر می تابند و فقط به عبادت دل خوش کرده اند، در حقیقت مؤمن واقعی به حساب نمی آیند.
3 - محبوبیت در پیش گاه خدا: از پیامبر اسلام (ص) پرسیدند: محبوب ترین فرد در پیش گاه خدا کیست؟ فرمود: «انفع الناس للناس؛(4) محبوب ترین فرد کسی است که بیشتر از همه برای مسلمانان مفید باشد.»
4 - سرآمد اعمال عاقلانه: پیامبر اکرم (ص) می فرماید: رأس العقل بعد الدین التودد الی الناس و اصطناع الخیر الی کل برّ و فاجر؛(5) پس از ایمان به خدا و دین، سرآمد عقل، بشر دوستی و نیکی به مردم است، چه خوب باشند و چه فاسق.»
5 - ملاک برتری: مردی از سفر حج برگشته بود و سرگذشت مسافرت خود و همراهانش را برای امام صادق (ع) تعریف می کرد، مخصوصاً یکی از هم سفران خویش را بسیار می ستود که چه مرد بزرگواری بود. ما به معیّت این مرد شریف، مفتخر بودیم. یک سره مشغول طاعت و عبادت بود. همین که در منزلی فرود می آمدیم فوراً به گوشه ای می رفت و سجاده خویش را پهن می کرد و به طاعت و عبادت خویش مشغول می شد. امام (ع) فرمود: پس چه کسی کارهای او را انجام می داد؟ گفت: البته افتخار این کارها با ما بود. او فقط به کارهای مقدس خویش مشغول بود و کاری به این کارها نداشت. حضرت فرمود: پس همه شما از او برتر بوده اید.(6)
6 - عبادت بودن خدمت به مردم: عبادت در اسلام، معنای گسترده ای دارد و علاوه بر نماز و روزه، شامل نیکی و خدمت به مردم نیز می شود. پیامبر اسلام (ص) می فرماید: هر فردی از مسلمانان چیزی را که مایه رنج و آزار دیگران است، از سر راهشان بردارد، برای او یک حسنه نوشته می شود و هر کس یک کار نیک از او قبول شود، به بهشت می رود.(7)
قرآن به صراحت می فرماید: نیکی آن نیست که رو به جانب مشرق و مغرب کنید، لکن نیکوکار کسی است که به خدای عالم و روز رستاخیز و فرشتگان و کتاب آسمانی و پیامبر الهی ایمان آورد و دارایی خود را در راه دوستی خدا به خویشان و یتیمان و فقیران و رهگذران و مستمندان بدهد و هم در آزاد کردن بندگان صرف کند و نماز به پا دارد و زکات مال را به مستحق برساند و وفا به عهد نماید و در کارزار صبور باشد و به هنگام رنج و مشقّت، راه صبر را در پیش گیرد؛ کسانی که بدین اوصاف آراسته اند، آنها به حقیقت راست گویان و اهل تقوایند.(8)
عجیب آن است که در این آیه، نیکوکاری و کمک به دیگران، قبل از نماز و زکات ذکر شده است تا معلوم شود خدمت به خلق جدای از بندگی خالق نیست و در واقع مردم، عیال خدایند و خدمت به آنان، خدمت به خداست.
یکی از شیعیان می گوید: در مسجد الحرام مشغول طواف خانه خدا بودم. یکی از دوستانم از من درخواست دو دینار وام کرد. به او وعده دادم که پس از طواف، حاجتش را بر آورده سازم. هنوز طوافم به پایان نرسیده بود که امام صادق (ع) وارد شد و دست بر شانه ام نهاد و بر من تکیه کرد و هر دو مشغول طواف شدیم. طواف من تمام شد، ولی به احترام امام صادق (ع) او را همراهی کردم و طواف را ادامه دادم. آن مرد حاجت مند که در کناری نشسته بود و امام صادق (ع) را نمی شناخت، به خیال آن که من حاجتش را فراموش کرده ام هر بار که از مقابلش می گذشتم با دست اشاره می کرد. امام (ع) از من پرسید: چرا این مرد به تو اشاره می کند؟ گفتم: فدایت شوم، او منتظر من است که پس از طواف نزد او بروم و وامی به او بدهم و چون دست مبارک شما بر شانه من است خوش ندارم شما را ترک گویم. امام (ع) بدون لحظه ای درنگ، دست از روی شانه من برداشت و فرمود: مرا به حال خود گذار و برو حاجت او را برآور. من رفتم و کار او را اصلاح کردم. روز بعد امام صادق (ع) را دیدم که با اصحابش سخن می گفت تا مرا دید سخن خود را قطع کرد و فرمود: اگر برای برآوردن حاجت یکی از برادران مؤمن خود سعی کنم نزد من بهتر است از آزاد کردن هزار بنده و بسیج نمودن هزار نفر در راه خدا.(9)
یکی از بزرگان می گوید: یک سال تابستان به اتفاق امام خمینی (ره) و چند تن از روحانیان برای زیارت امام رضا (ع) به مشهد مشرّف شدیم. بعد از ظهرها به حرم می رفتیم و پس از زیارت و نماز به خانه باز می گشتیم. امام راحل (ره) همراه ما به حرم می آمد وقتی ما از حرم بر می گشتیم می دیدیم همه چیز فراهم و رو به راه است و چایی نیز آماده شده است. یک روز به امام عرض کردم: این چه کاری است که شما می کنید و زحمت می کشید، دعا و زیارت را برای چایی دم کردن مختصر می کنید و با شتاب به خانه باز می گردید؟ ایشان در پاسخ فرمود: من ثواب این خدمت را کمتر از آن زیارت و دعا نمی دانم.(10)
صدها فرشته بر آن دست بوسه می زنند
کز کار خلق یک گره بسته وا کند
7 - درخواست توفیق خدمت به مردم از خداوند: خدمت به مردم به اندازه ای اهمیت دارد که امامان معصوم (علیهم السلام) از خداوند توفیق انجام آن را طلب می کردند. امام سجاد (ع) در دعای خود می گوید: «اللهم صل علی محمد و آله و... اجر للناس علی یدی الخیر؛(11) خدایا بر محمد و آلش درود فرست و... به دست من کارهای خیر را برای مردم جاری کن.»
در جای دیگر می گوید: خدایا بر من لباس تقوا بپوشان تا بتوانم در راه فضل و کمال، از دیگران پیش بیفتم و زیادی مالم را به مستمندان ایثار کنم.(12)
8 - تشویق شیعیان به خدمت رسانی: امامان بزرگوار همواره مردم را به خدمت رسانی تشویق می کردند. امام سجاد (ع) به فرزندش می فرماید: هر کس از تو انجام کار خیری را خواست برایش انجام ده، اگر اهلش بود، درست عمل کردی وگرنه تو خود اهل خیر شده ای.(13)
شخصی در حضور امام حسین (ع) گفت: اگر به نا اهل نیکی شود، ضایع می شود، حضرت فرمود: این طور نیست، نیکی کردن مانند باران تند و شدیدی است که به همه جا می بارد و چمن و شوره ار نمی شناسد.(14)

نوع:
منبع درج : پایگاه اطلاع رسانی حوزه