یکشنبه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۵ ۱۳:۳۱ ۱۳۴
طبقه بندی: مقالات
چچ
دیدگاه شهید مطهری در باب اخلاق دستوری

دیدگاه شهید مطهری در باب اخلاق دستوری

عامل اخلاقی از سر اختیار از قوانین الاهی تبعیت می کند و نه از سر اجبار.

استاد مطهری در حوزه اخلاق دستوری، نظریه بدیع و متقنی به نام نظریه پرستش را ارائه می دهد:

 کارهای اخلاقی که مورد تقدیس و ستایش دیگران قرار می گیرد، از مقوله پرستش است. قوانین اجتماعی، قوانین الاهی است. خداوند، دو نوع قانون برای انسان مقرّر کرده است: یک نوع قوانین را در فطرت انسان ثبت کرده است و نوع دیگر، قوانینی که درفطرت انسان نیست؛ بلکه از همان قوانین فطری منشعب می شود و تنها به وسیله انبیا بیان شده است. انبیا علاوه بر این که قوانین فطری را تأیید می کنند، یک قوانین اضافه هم برای انسان می آورند. آن عمق روح انسان، آن فطرت انسان،آن عمق قلب انسان، با یک شامّه مخصوص ناآگاهانه همین طور که خدا را می شناسد؛ این قوانین خدا را می شناسد، رضای خدا را می شناسد و کار را بالفطره در راه رضای خدا انجام می دهد؛ ولی خودش نمی داند که دارد قدم در راه رضای خدا بر می دارد. حال کسی که ناآگاهانه مثل یک بت پرست از چنین قوانین فطری تبعیت می کند، آیا چنین کارهایی نزد خدا اجر دارد؟ جواب آن است که بی اجر هم نیست (همان، 1375: ص 128). از این رو، اخلاق از مقوله عبادت و پرستش است. انسان به همان میزان که خدا را ناآگاهانه پرستش می کند، نااگاهانه هم از یک سلسله قوانین الاهی که در فطرت انسانی است، پیروی می کند. پیامبران الاهی برای آن آمده اند که این عبادت ناآگاهانه را به یک امر آگاهانه تبدیل کنند. آن وقت دیگر تمام کارهای او می شود اخلاقی؛ چون تمام کارها بر اساس تکلیف و رضای خداتنظیم شده است (همان: ص 133). «قُلْ إِنَّ صَلاَتِی وَنُسُکِی وَمَحْیَایَ وَمَمَاتِی لِلّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (انعام، 162)؛ بگو: در حقیقت، نماز من و [سایر] عبادات من و زندگی و مرگ من، برای خدا، پروردگار جهانیان است»؛ بنابراین، پرستش منحصر به پرسش آگاهانه نیست. پرستش آگاهانه مخصوص بعضی از انسان ها است؛ ولی ناآگاهانه، تمامی موجودات، خدا را پرستش می کنند، چنان چه قرآن می فرماید: «سَبَّحَ لِلَّهِ مَا فِی السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ (حدید، 1)؛ آن چه در آسمان ها و زمین است، خدا را به پاکی می ستایند و او است ارجمند حکیم». «إِن مِن شَیْ ءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَلکِن لَّا تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ (اسراء، 44)؛ هیچ چیز نیست، مگر این که در حال ستایش، تسبیح او می گوید؛ ولی شما تسبیح آن ها را در نمی یابید»؛  پس اگرکسی قانون اخلاقی را انجام می دهد، به این علّت انجام می دهد که این قانون را قانون خدا می داند و تبعیت از قانون الاهی مورد رضایت الاهی است. در واقع با پیروی از قانون، رضایت خدا را برآورده می سازد. فاعل اخلاقی، از آن رو از قانون اخلاقی تبعیت می کند که حس می کند محبوب واقعی اش یعنی خدا، آن را از او می خواهد؛ از این جهت آن قانون اخلاقی را دوست دارد (همان: ص 131).

از نظر شهید مطهری، انگیزه تبعیت از قانون اخلاقی از آن رو است که قانون اخلاقی مورد رضایت خدا است وچون از ناحیه خدا است، زیبا است و هر انسانی دوست دارد، رضایت محبوب واقعی خود را برآورد.

نظریه پرستش شهید مطهری در باب اخلاق، این برتری را بر نظریه کانت دارد که انگیزه تبعیت از قانون اخلاقی نزد کانت، فقط احترام به قانون است؛ یعنی هنگامی که قانون را تصوّر کند، فاعل به عمل واداشته می شود؛ در حالی که مشاهده می کنیم تمایلات طبیعی، مانع مهمّی در راه فاعل اخلاقی است که صرف انگیزه احترام به قانون نمی تواند بر تمام این موانع غلبه کند؛ ولی انگیزه نزد شهید مطهری افزون بر زیبایی و حُسن قانون اخلاقی، ارتباط آن قانون با خدا نیز می تواند برای فاعل اخلاقی کارآمد باشد؛ یعنی هنگامی که فاعل اخلاقی، زیبایی قانون اخلاقی را درک می کند و همچنین درک می کند که این قانون مورد رضایت محبوب واقعی است، بیش تر بر انجام آن قانون راغب شده، بر تمایلات طبیعی خود نیز راحت تر غلبه می کند.

برخی از فیلسوفان اخلاق اشکال گرفته اند که اعتقاد به خدا، و تبعیت از او با اخلاق سازگاری ندارد، و خود مختاری و آزادی عامل اخلاقی را خدشه دار می سازد.

اوّلاً تبعیت از خدا منافاتی با خود مختاری اخلاقی ندارد؛ زیرا عامل اخلاقی از سر اختیار از قوانین الاهی تبعیت می کند و نه از سر اجبار.

ثانیاً به نظر استاد شهید مطهری، عبادت، مراتبی دارد: یک مرتبه، همان عبادت ناآگاهانه است که درهمه اشیا و فطرت آدمی وجود دارد. عالی ترین مرتبه هم، عبادتی است که در آن نه طمع بهشتی است و نه ترس از جهنّم؛ ولی در عین حال، عبادت هایی که به طمع بهشت یا به سبب ترس از جهنّم است، عبادت است. امیر مؤمنان علی علیه السلام می فرماید که اگر خدا، بهشت و جهنّمی هم خلق نکرده بود، باز او خدا را پرستید.

الاهی ما عَبَدْتُکَ خوفاً مِن نارِکَ و لا طَمَعاً فی جَنَّتِکَ بَلْ وَجَدْتُکَ اَهْلاً لِلْعبادَه فَعَبَدْتُکَ (همان: ص 135).

خدایا! من تو را از سر ترس از جهنّم و از سر طمع به بهشت عبادت نمی کنم؛ بلکه چون تورا اهل عبادت یافتم،عبادت می کنم؛

بنابراین برترین مرتبه عبادت، عبادتی است که نه به سبب ترس از جهنّم و نه به سبب طمع به بهشت صورت می گیرد. در آن صورت ترس از عقاب و طمع به بهشت وجود ندارد که با اخلاق ناسازگار باشد.

نوع:
منبع درج : پایگاه اطلاع رسانی حوزه