یکشنبه, ۱۱ مهر ۱۳۹۵ ۱۰:۱۷ ۱۷۱
طبقه بندی: مقالات
چچ
زندگی و حیات طیب و پاک

زندگی و حیات طیب و پاک

حیات نباتی، حیات حیوانی، حیات معنوی، حیات فکری و عقلانی و… از نمودهای حیات هستند

آیه
 
یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اسْتَجیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ إِذا دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ[1]
 
انفال/24
ترجمه
 
ای کسانی که ایمان آورده اید! هرگاه خدا و رسول شما را به چیزی که حیات بخش شماست دعوت می کنند، بپذیرید.
توضیح
 
انسان یک «حیات نباتی» دارد که به وسیله آن غذا می خورد، رشد می کند، چنان که در نوجوان و جوانان مشاهده می شود و هر روز بر وزن بدن او می افزاید، فربه می گردد و جامه هایش را به تناسب رشد عوض می کند، آن سان که درختان و بوته ها، کشتزارها، باغ و بوستان و ریاحین، از این حیات بهره شایان می برند، آن گاه از «حیات حیوانی» بهره می جوید، ادراک و قوای او به رشد و کمال رو می کنند و به پایه ای از شعور و ادراکات مترقی می گرایند. چنان که در حیوانات نیز آثار حیات (حیوانی) کارآمد است، از کرم های ریز تا هوشمندترین حیوانات از این حیات بهره مندند، حیات سوم، «حیات معقول» است، این حیات ویژه انسان ها است و او را به مرحله ای اوج می دهد که گاهی فوق حیات و زندگانی فرشتگان است.
 
این آیه از حیاتی جدید و عقلانیتی برتر گزارش می دهد که هم انگیزه نو و هم اندیشه تازه را به همراه آورده است و می خواهد این شیء تازه را در نهاد و نهان انسان نهادینه کند و بفهماند که فوق چیزی است که او بر ابریشم و حریر و پرنده می نشیند و تکیه می زند، در این هنگام او ذکر و ورد این حیات را با هیچ چیز عوض نخواهد کرد: «من ذا الذی ذاق حلاوه ذکرک، و حلاوتک و رام منک بدلا» مزه مناجات را می چشد و به لقای پروردگارش نایل می آید، از این رو مفسران، طبق روایات، این حیات را به بهشت، ولایت و عدالت تفسیر کرده اند.
 
حیات نباتی، حیات حیوانی، حیات معنوی، حیات فکری و عقلانی و… از نمودهای حیات هستند که هر کدام، مفهوم و معنای ویژه خود را داراند. حیات نباتی به معنای شادابی و سرسبزی است و حیات حیوانی به معنای پویایی و تحریک و حیات انسانی به معنای هدف مند بودن زندگی و در مسیر فطرت و سرشت و در راستای عقل سلیم قرار گرفتن آن است. به این ترتیب، حیات اجتماعی به معنای احساس مسؤولیت در آماده سازی جامعه و آرایش آن به زیبایی های معنوی و شکوفاسازی استعدادها و خردها و بارور ساختن سرشت و سرمایه وجودی انسانهاست.
نظر علامه طباطبایی(ره)
 
علامه طباطبایی(ره) در تفسیر این آیه می نویسد: زندگی ارزشمندترین و پربهاترین کالایی است که یک موجود زنده برای خود سراغ دارد و روشن است که این ارزش را برای حیات، به خاطر اثر آن یعنی شعور و اراده قائل شده که موجب نشاط و سعادت آدمی می گردد. آری، انسان نیز یکی از موجودات زنده است مانند همه موجودات مجهز به سلاحی که زندگی معنوی او را که حقیقت وجود اوست تأمین می کند که قرآن، آدمی را به همین مسیر دعوت می کند. و آن چیزی که رسول، مردم را به آن فرامی خواند دین حق است و دین حق همان اسلام است که قرآن کریم آن را به پیروی فطرت و پذیرفتن دعوت آن به علم نافع و عمل صالح تفسیر کرده است. البته از نظر قرآن کریم برای حیات یک معنای دیگری است دقیق تر از آن معنایی که به نظر سطحی انسان می رسد. چون در نظر سطحی، حیات عبارت است از زندگی دنیوی از روز ولادت تا رسیدن مرگ که دورانی است همراه با شعور و فعل ارادی که نظیر آن در حیوانات نیز یافت می شود، و حال آنکه خداوند حکیم در وصف این نوع زندگی فرموده است: «و ما هذه الحیاه الدنیا إلا لهو و لعب وإن الدار الآخره لهی الحیوان لو کانوا یعلمون».[2]
 
معلوم می شود که برای انسان زندگی دیگری شریف تر و مفیدتر از زندگی دنیا وجود دارد و آن زندگی اخروی است که به زودی پرده از رویش برداشته می شود و آن زندگی آمیخته با لهو لعب و لغو و گناه نیست و در آن، انسان جز به نور ایمان و روح عبودیت سیر نمی کند؛ وقتی به آن زندگی می رسد که استعدادش کامل شده باشد و این کمال استعداد به وسیله آراستگی به دین و دخول در زمره اولیای صالحین دست می دهد و آیه مورد بحث «یا أیها الذین آمنوا استجیبوا لله و للرسول إذا دعاکم لما یحییکم» اشاره به همان استعداد نموده و می فرماید: پذیرفتن و عمل کردن به آن دستورهایی که دعوت حقه اسلامی، بشر را به آن فرا می خوانند، انسان را برای درک آن زندگی حقیقی آماده می سازد... در هر صورت، تعبیر «لما یحییکم» مطلق است و اختصاصی به جهاد یا زندگی مادی نداشته، بلکه شامل ابعاد مختلف مادی و معنوی می شود.
نکته ها
 
1.حیات، اقسام مختلفی دارد:
 
حیات گیاهی. «أَنَّ اللَّهَ یُحْیِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها»[3] خداوند زمین را زنده می کند. حیات حیوانی. «لَمُحْیِ الْمَوْتی»[4] خداوند مردگان را زنده می کند. حیات فکری. «مَنْ کانَ مَیْتاً فَأَحْیَیْناهُ»[5] آن که مرده بود و زنده اش کردیم. حیات ابدی. «قَدَّمْتُ لِحَیاتِی»[6] کاش برای زندگیم چیزی از پیش فرستاده بودم.
 
2.مقصود از حیاتی که با دعوت انبیا فراهم می آید، حیات حیوانی نیست، چون بدون دعوت انبیا نیز این نوع حیات وجود دارد، بلکه مقصود حیات فکری، عقلی و معنوی، اخلاقی و اجتماعی و بالاخره حیات و زندگی در تمام زمینه ها می باشد. البتّه ممکن است مراد از دعوت به حیات در اینجا(به دلیل آن که آیه در کنار آیات جنگ بدر آمده است)، دعوت به جهاد باشد.
 
3.حیات انسان، در ایمان و عمل صالح است و خداوند و انبیا هم مردم را به همان دعوت کرده اند. «دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُمْ». اطاعت از فرامین آنان رمز رسیدن به زندگی پاک و طیّب است، چنانکه در جای دیگر می خوانیم: «مَنْ عَمِلَ صالِحاً مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثی وَ هُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیاهً طَیِّبَهً»[7] و طبق روایات شیعه وسنّی، یکی از مصادیق حیات طیّبه، پذیرش ندای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در مسأله ولایت علیّ بن أبی طالب علیهما السلام و اهل بیت اوست.
 
4.همانطور که حیات هر زنده ای وابسته به آب است مِنَ الْماءِ کُلَّ شَیْ ءٍ حَیٍ[8].حیات معنوی هر انسان از رهبران آسمانی است: دَعاکُمْ لِما یُحْییکُمْ.
 
5.در حدیثی از امام صادق (ع) می خوانیم که در تبیین این آیه فرمود: یُحْیِیهَا اللَّهُ بِعَدْلِ الْقَائِمِ عِنْدَ ظُهُورِهِ بَعْدَ مَوْتِهَا بِجَوْرِ أَئِمَّهِ الضَّلَالِ؛[9]یعنی مراد از حیات زمین بعد از مرگ آن، حیات زمین است با قیام حضرت قائم (عج) به عدالت پس از ظهورش، بعد از مرگ آن به واسطه جور و ظلم رهبران گمراه.
 
6.دعوت خدا و رسول، دارای حقیقت و هویّتی واحد دارد. «دَعاکُمْ» و نفرمود: «دعواکم»
 
7.حرکت در مسیر خدا و انبیا، حیات واقعی است و کناره گیری از آن، مرگ انسانیّت است. «دَعاکُمْ لِما یُحْیِیکُمْ»
 
8.شرط ایمان واقعی اجابت کردن دعوت خدا و رسول است: «اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ»
 
9.همه ما خواسته یا ناخواسته در قیامت محشور خواهیم شد، پس به رسولان الهی پاسخ مثبت دهیم. اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَ لِلرَّسُولِ...إِلَیْهِ تُحْشَرُون.

نوع:
منبع درج : پایگاه اطلاع رسانی حوزه