پنجشنبه, ۰۸ مهر ۱۳۹۵ ۰۹:۲۶ ۱۵۰
طبقه بندی: مقالات
چچ
ایتالیا و کابوسی به نام ازدواج

ایتالیا و کابوسی به نام ازدواج

بر اساس آمارهای رسمی در ایتالیا، به رغم نرخ صفر درصدی رشد جمعیت در این کشور، شمار ازدواجها روز به روز کاهش می یابد و تعداد جداییها و طلاقها افزون می گردد. به علاوه، با گذر زمان، سن افرادی که خواهان ازدواج می شوند، بالاتر می رود.

«ازدواج، مدفن عشق و شادیها است!» این ضرب المثلی است که طی سالهای اخیر غالب جوانان ایتالیایی بدان معتقد شده اند. اما چرا؟ به چه دلیل واقعیتهای اجتماعی، شهروندان عضو گروه هفت که با جمعیت 57 میلیون نفر، تولید ناخالص داخلی اش هر سال از 1200 میلیارد دلار فراتر می رود را بدین باور عملی رسانده که ازدواج، پایان خوشیها است؟
 
بر اساس آمارهای رسمی در ایتالیا، به رغم نرخ صفر درصدی رشد جمعیت در این کشور، شمار ازدواجها روز به روز کاهش می یابد و تعداد جداییها و طلاقها افزون می گردد. به علاوه، با گذر زمان، سن افرادی که خواهان ازدواج می شوند، بالاتر می رود.
 
گزارش مرکز آمار ایتالیا حاکی است که طی سال گذشته میلادی، 290 هزار مورد ازدواج در این کشور به ثبت رسیده؛ حال آنکه این رقم در سال 1372 (1993م)، 302 هزار و در سال 1370 (1991م)، 312 هزار و 400 و در سال 1351 (1972م)، 420 هزار مورد بوده است. بدین ترتیب اکنون نرخ ازدواج به حدود 5 در هزار رسیده،
 
حال آنکه این نرخ در سال 1365 (1986م)، 6/5 در هزار بود.
 
از سوی دیگر، در عین کاهش شمار ازدواجها، از تعداد ازدواجهای مذهبی نیز رفته رفته کاسته می شود. در حال حاضر، حدود یک پنجم موارد ازدواج در ایتالیا از نظر مذهبی، نامشروع است. این ازدواجها، تنها در شهرداری به ثبت می رسند، اما بدان دلیل که فاقد مراسم مذهبی در کلیسا هستند، غیر شرعی تلقی می شوند. نرخ ازدواجهای نامشروع در سال 1369 (1990م)، 8/16 درصد کل موارد زناشویی بوده حال آنکه این متغیر در سال 1373 (1994م)به 1/19 درصد رسید.
 
همچنین اکنون سن ازدواج در میان مردان ایتالیایی به حدود 31 سال و در میان زنان به 5/27 سال رسیده است. شمار ازدواجهایی که به پایان می رسند نیز در حال فزونی است. به عنوان مثال در سال 1369 (1990م)، 44 هزار مورد جدایی به ثبت رسید، اما این رقم در سال 1373 (1994م) به 52 هزار افزایش یافت. (میان جدایی و طلاق تفاوت وجود دارد. زن و شوهر ایتالیایی پس از سه سال زندگی در دو خانه جدا، می توانند از یکدیگر طلاق بگیرند.) در سال 1373 (1994م)، 5/27 هزار مورد طلاق در ایتالیا ثبت شد؛ حال آنکه سال قبل از آن 8/23 هزار زوج از یکدیگر طلاق گرفته بودند. و اما تا آنجا که به معضل ازدواج مربوط می شود، باید در دو مقوله «عینی» و «ذهنی» در
 
جستجوی علل بود. این علتهای درهم تافته که پیوند زناشویی را مانع می شوند، در از هم گسستگی این زیباترین پیمان نیز، نقش اساسی ایفا می کنند.
 
عوامل عینی
 
این عوامل عمدتا به بحران اقتصادی، سنتهای تشریفاتی و پرهزینه و فشارهای مالی شدیدی بازمی گردد که عموم جامعه ایتالیا از آن رنج می برد. بیکاری و تنگنای مالی، در مرحله نخست، جوانان را قربانی می کنند. اینان، بدون سابقه کار و فاقد هر گونه ذخیره مالی، از دامان والدین پای در عرصه ناهموار و دشوار اجتماع می گذارند و برای یافتن شغل و درآمد مکفی، دچار یک معضل دوار و شیطانی می شوند.
 
اکنون برای یک پسر جوان ایتالیایی، زندگی تنها، اما مستقل از والدین نیز، بسیار دشوار است؛ چه رسد به آنکه بخواهد ازدواج کند و هزینه های قبل و بعد آن را نیز گردن بگذارد. البته هستند دختران و پسرانی که به لطف ثروت پدر و مادر، با هیچ مشکلی در این وادی آشنایی ندارند، اما شمار این نازپروردگان، در جامعه شدیدا طبقاتی ایتالیا، اندک است.
 
از سوی دیگر در جامعه خرافات زده و سنت گرای ایتالیا، فرار از تشریفات نامعقول مراسم ازدواج، ناممکن و یا بسیار سخت می باشد. بویژه دختران، عمده آرزوها و خیالهای طلایی خویش را به دور
 
«مراسم سنتی و تخلف ناپذیر ازدواج» می بافند و همین خود، زناشویی را به یک خواسته دست نیافتنی مبدل می سازد.
 
تشریفات پرهزینه
 
ازدواج در ایتالیا
 
در ایتالیا، رعایت برخی تشریفات ازدواج، جزء ضروریات گریزناپذیر اما هزینه بردار به شمار می رود. به عنوان مثال، خرید گل و لباس سفید، برگزاری مراسم ویژه در کلیسا و نواختن موسیقی در آن، و بالاخره دادن شام و یا نهار به میهمانان پرشمار، چیزهایی نیستند که بتوان از آنها به راحتی گریخت. غالب خانواده های ایتالیایی، رعایت نکردن تمام و یا بخشی از این تشریفات را به «زایل کردن زیباترین روز زندگی» تفسیر می کنند.
 
برآورد اجمالی هزینه متوسط این تشریفات و مقایسه آن با وضعیت مالی دختران و پسران، گویای چرایی محرومیت جوانان ایتالیایی از ازدواج است. برگزاری
 
مراسم سنتی ازدواج، برای یک زوج ایتالیایی دهها میلیون لیر هزینه دارد. به عنوان مثال، متوسط قیمت یک دست لباس عروس به 6 تا 12 میلیون لیر (3700 تا 7400 دلار) بالغ می شود و کت و شلوار داماد حدودا دو میلیون لیر (1250 دلار) است. برگزاری مراسم ازدواج در کلیسا نیز یک رسم است. این روزها، کلیساهای غیر معروف بین 500 هزار تا یک میلیون لیر بابت انجام این مراسم از داماد پول می گیرند. این هزینه، برای کلیساهای مشهور و بزرگ ایتالیا بین 5 تا 9 میلیون لیر (3000 تا 5500 دلار) است. خرید گل و شیرینیهای سنتی، تهیه حلقه طلا، چاپ کارت دعوت و نیز عکاسی و فیلمبرداری از مراسم و غیره هم حدود 10 میلیون لیر (6200 دلار) خرج دارد.
 
داماد پس از برگزاری مراسم در کلیسا، باید به میهمانان در یک رستوران مناسب، شام و یا ناهار دهد. به طور متوسط، تعداد میهمانان یکصد نفر است و یک رستوران نسبتا خوب، بابت هر نفر
 
حدود 130 هزار لیر پول دریافت می کند. بدین ترتیب، آقای داماد باید بابت اطعام میهمانان جشن ازدواجش چیزی در حدود 13 میلیون لیر (بیش از 8 هزار دلار) بپردازد. او باید اسباب و اثاثیه زندگی را نیز تهیه کند، زیرا از «جهیزیه عروس» خیلی خبری نیست. پس از جشن ازدواج، زوج تازه پیوند یافته باید به «ماه عسل» بروند. بدین منظور اگر شرایط مالی اجازه دهد، غالبا جزایر زیبای اقیانوس اطلس و آرام انتخاب می شوند. هزینه این سفر نیز بیش از 4 میلیون لیر (حدودا 3 هزار دلار) است، اما خیلی از زوجها برای آنکه بتوانند مراسم سنتی را بجای آورند، از ماه عسل چشم پوشی می کنند. چنانچه فرضا «ماه عسل» را از تشریفات ازدواج حذف کنیم، متوسط هزینه ای که داماد باید بابت انجام سنتهای ازدواج بپردازد، حدود 25 هزار دلار است. پس از پایان جشن ازدواج و ماه عسل، زندگی مشترک آغاز می شود و زن و شوهر باید هزینه های جدید و مستمری را تقبل کنند.
 
نخستین هزینه جاری، پرداخت اجاره بها است. در شهرهای بزرگ مانند رم، میلان، بولونیا، فلورانس، تورینو و جنوا، اجاره بهای ماهیانه یک آپارتمان سطح متوسط با یک اتاق خواب، چیزی بیش از یک میلیون و 300 هزار لیر (800 دلار) می باشد. هزینه های مربوط به برق، تلفن، شهرداری، نگهداری ساختمان و غیره نیز هر ماه به سیصد دلار می رسد. و اما هزینه
 
خوراک یک زوج نیز در هر ماه کمتر از 600 هزار لیر (حدود 400 دلار) نیست. موضوع بدین جا ختم نمی شود. ایتالیاییها نسبت به سایر شهروندان اتحادیه اروپا، بیشترین هزینه را بابت خرید کفش و پوشاک می پردازند. یک خانم جوان
 
شهری، هر سال به طور متوسط شش تا ده دست لباس می خرد و شوهرش نیز باید متناسب با خود او بپوشد. بدین ترتیب، یک جوان ایتالیایی برای آغاز زندگی مشترک خود، باید حدود 25 هزار دلار (40 میلیون لیر) تقریبا یکجا بپردازد و سپس هر ماه مبلغی در حدود 1500 دلار بابت گذران عادی زندگی هزینه کند.
 
یک جوان ایتالیایی که سابقه کار ندارد، اگر موفق به یافتن کار شود، در ابتدای استخدام در یک شرکت خصوصی و یا دولتی، ماهیانه در حدود 1000 دلار حقوق می گیرد. او با چنین شرایطی برای
 
آنکه بتواند ازدواج کند، باید اولاً مبلغ قابل توجهی ذخیره مالی داشته باشد و ثانیا از پس هزینه های زندگی مشترک برآید که آن هم به سختی امکان پذیر است. یافتن شغل در ایتالیا (با 12 درصد نرخ بیکاری) جزء یکی از دشوارترین مراحل زندگی شهروندان جوان می باشد.
 
بسیاری از شرکتهای خصوصی و دولتی، داشتن «سابقه کار» را شرط استخدام قرار می دهند. این بدان معنا است که جوانی که تازه دبیرستان و یا دانشگاه را به پایان رسانده و قصد آغاز یک کار مطلوب را دارد، به بزرگترین و رویایی ترین
 
هدف خویش دست نیابد. معضلات وابسته به یافتن شغل، جوانان را وادار می سازد تا برای مدتی طولانی در خانه والدین زندگی کنند. طبق آمار رسمی، در سال 1373 (1994م) حدود 40 درصد فرزندان جویای کار، بیش از 25 سال سن داشته اند (41 درصد پسران و 37 درصد دختران).
 
از سال 1363 (1984م) تا 1373 (1994م)، نرخ بیکاری پسران 15 تا 19 سال از 40 درصد به 48 درصد و در میان جوانان 20 تا 24 سال، از 25 درصد به 37 درصد افزایش یافت. این متغیر در میان جوانان 25 تا 35 سال نیز از 7 درصد به 15 درصد رسید.
 
بسیاری از جوانان پس از ناامیدی از استخدام در یک نهاد خصوصی و یا دولتی، به شغل آزاد (مانند توزیع کالا و گشایش مغازه) روی می آورند. برای ورود به این وادی، داشتن سرمایه ضروری است. برای دست و پا کردن سرمایه، باید به بانک مراجعه کرد. دریافت وام نیازمند ضمانتهای متعدد و سخت مالی و حقوقی است (مانند سند خانه، داشتن درآمد بالا و ...) که غالبا شمار فراوانی از جوانان از پس آن برنمی آیند. البته عده ای به سراغ رباخواران می روند، اما در دامی خلاص ناپذیر گرفتار می آیند و درس عبرتی برای سایر جوانان ناپخته می شوند.
 
همین «عینیت»ها است که سبب می شود دختران و پسران ایتالیایی نتوانند به این زودیها ازدواج کنند. در این کشور پیشرفته صنعتی، بسیار مشاهده می شود که دوران نامزدی بین سه تا ده سال به طول می انجامد. دلیل چنین پدیده زجرآوری، مشکلات مالی پیش گفته است. استمرار بیش از حد و خسته کننده دوران نامزدی، آفت زا نیز هست، چنانکه یک دختر و پسر ممکن است از زمان آشنایی با اولین نامزد خود تا مرحله ازدواج، چندین و چند نامزد عوض کنند!
 
جوانانی که به هر ترتیب، توانسته اند از پس مخارج سرسام آور ازدواج برآمده باشند، باید تمهیدی برای گذران عادی زندگی بیندیشند.
 
مخارج بالای زندگی، غالبا هم زن و هم شوهر را وادار به کار فراوان می کند، زیرا یک منبع درآمد در خانه، کافی نیست. یافتن یک شغل ثابت، معمولاً برای زنان ایتالیایی بسیار دشوارتر از مردان
 
می باشد؛ چنانکه اکنون نرخ بیکاری در میان بانوان حدود 16 درصد یعنی دو برابر مردان است. معضل بیکاری در جنوب ایتالیا بسیار بزرگتر و پیچیده تر از مرکز و شمال است. نرخ بیکاری در میان زنان این خطه، به 30 درصد می رسد و در برخی شهرها، میزان بیکاری میان جوانان 25 تا 30 سال از 50 درصد هم تجاوز می کند!
 
این گونه فشارهای محیطی، امروزه، دختران ایتالیایی را نیز بر آن می دارد که پیش از ترک والدین، وارد بازار کار شوند تا بتوانند ازدواج کنند! محاسبات مرکز آمار ایتالیا، (ایستات) نشان می دهد که 40 درصد زنان پس از ازدواج مجموعا
 
حدود 70 ساعت در هفته در داخل و خارج خانه کار می کنند. میزان اشتغال 60 درصد باقیمانده نیز تقریبا 60 ساعت در هفته می باشد. اما برخلاف زنان، حدود 37 درصد مردان شاغل، در خانه به همسرشان کمک می کنند. مدت اشتغال این مردان همسردوست در خانه، تنها یک ساعت در هفته است! بدین ترتیب امروزه، در جامعه ایتالیا زنان متأهل به مراتب بیشتر از مردان، دشواریهای زندگی را تحمل می کنند.
 
تمامی دشواریهای پیش گفته، در نرخ جمعیت نیز تأثیر می گذارد. مخارج بالای زندگی، درآمد ناموزون و سخت و بالاخره فشار شدید کاری بر گرده زنان، تمایل به داشتن فرزند را به نحو قابل ملاحظه ای کاهش می دهد. اکنون تقریبا 50 درصد زنان متأهل پس از سن 30 سالگی اولین فرزند خود را به دنیا می آورند و به ندرت شمار آنها را به دو و یا سه می رسانند. نرخ اندکی کمتر از صفر درصد رشد جمعیت در ایتالیا، از جمله ناشی از همین فشارهای عینی است.
 
موانع ذهنی و روانی
 
تحمل مشکلات و تصمیم به رفع موانع به منظور دستیابی به هدف، مستلزم داشتن ذهنیت و روحیه مساعد است. میان جوانان ایتالیایی، گرایش به آزادی جنسی و تمایل به یله و بی قید بودن، روز به روز بیشتر می شود. این نابسامانیهای اخلاقی و روحی، اکنون کیان خانواده را در ایتالیا به ورطه خطر کشانده است. فراوانند خانواده هایی که در مراحل نخستین زندگی، به دلیل عدم وفاداری زن به شوهر و بالعکس، از هم می پاشند. تمایل به غیر و عدم وفاداری، پیوند روحی میان زوج را می گسلد و به علاوه، زمینه روحی تحمل مشکلات زندگی زناشویی را از میان برمی دارد. رواج این پدیده ناهنجار، پاپ ژان پل دوم را بارها به اندرز مردم واداشته و از آنها خواسته است تا ارزشهای اخلاقی و کیان خانواده را به پای بوالهوسیهای شیطانی فدا نکنند.
 
قیدناپذیری اخلاقی، عموما از زمان جوانی آغاز می شود. امروزه، فراوانند جوانانی که در دوران نامزدی خود، به نامزدشان خیانت می کنند و در پی تنوع طلبیهای شهوانی، به سراغ دیگران نیز می روند.
 
از سوی دیگر، به درازا کشیده شدن دوره نامزدی (گاه تا ده سال) و فروکش کردن شعله های آغازین عشق، بسیاری از جوانان را از تحمل دشواریهای مالی مراسم ازدواج باز می دارد و پیوند زناشویی را سهمگین می نمایاند. گزافه نیست اگر بگوییم که این بازدارنده های عینی و ذهنی، در تساعد و تعامل با یکدیگر، ازدواج را برای بسیاری از دختران و پسران ایتالیایی به یک «کابوس» مبدل ساخته اند. گروهی از جوانان، بنا به نیازهای طبیعی خود (مانند تمایل به داشتن فرزند، آرامش ناشی از ازدواج و ...) این کابوس را گریزناپذیر می دانند اما شمار زیادی نیز هستند که هیچ گاه نمی خواهند و یا نمی توانند ازدواج کنند.*

نوع:
منبع درج : پایگاه اطلاع رسانی حوزه