یکشنبه, ۰۴ بهمن ۱۳۹۴ ۱۱:۰۵ ۳۲۴
طبقه بندی: دبیرخانه
چچ
2KjYsdix2LPZiiDYsdin2YfZg9in2LHZh9in2Yog2KfZgdiy2KfZiti0INit2LMg2KrYudmE2YIg2KjZhyDZhdit2YTZhyDYr9ixINmF2YrYp9mGINi02YfYsdmI2YbYr9in2YY=

بررسی راهکارهای افزایش حس تعلق به محله در میان شهروندان

در گذشته ساکنان یک محله نسبت به یکدیگر احساس مسئولیت می‌کردند. هرگز برای هم ایجاد مزاحمت نمی کردند و مدام حواسشان به افزایش کیفیت زندگی اجتماعی بود. افراد یک محله به ریش‌سفیدان محل احترام می‌گذاشتند و هوای کوچک‌تر‌ها را داشتند.

حتما یادتان می‌آید که یکی از شاخصه‌های شناخت انسان‌ها آن زمان محله‌شان بود. برای خواستگاری، پذیرش در مشاغل و حتی استعلام گرفتن کافی بود به محل زندگی فرد سری بزنید. آن روزها سند افتخار مردم، محله‌شان بود؛ به‌عنوان مثال می‌گفتند: بچه‌های محله عباسی خیلی بامعرفت هستند یا دست و دلبازی را باید از محله باصفا آموخت، اما با گذشت زمان مردم محله از یکدیگر فاصله گرفته اند، دیگر پسر همسایه برای پیرزن محله نان نمی‌خرد، بقال محله نسیه نمی‌دهد و کودکان بازی‌های محلی را فراموش کرده‌اند. چه شد که این پیوند و زنجیره شیرین از هم گسست؟ این سؤال، موضوعی است که در قالب «تعلق به محله» درباره‌اش با کارشناسان علم جامعه‌شناسی و روان‌شناسی به بحث می‌نشینیم.

در محلات باید یک گام به عقب برگردیم!

استاد دانشگاه تهران، گرگان و مشهد در رشته جامعه‌شناسی، درخصوص تفاوت رفتار انسان‌ها در محله‌های دیروز و امروز می‌گوید:‌ در گذشته رونق بازارهای محلی، تعریف تفریحات مشترک و دور هم‌نشینی‌ها به بهانه‌های مختلف، موجب تحکیم رابطه افراد در یک محله می‌شد، اما جوانان امروز به دلیل رواج زندگی آپارتمانی و جذب شدن به بازی‌های الکترونیکی حس تعلق به محله را درک نکرده‌اند.
حسین امیری ادامه می‌دهد:‌ داشتن خاطرات مشترک چیزی است که حس تعلق به محله را به‌وجود می‌آورد، اما جوان امروز ما که در چارچوب زندگی آپارتمانی اسیر شده و گرفتار فضای مجازی سایت‌های اینترنتی است، خاطره‌ای از محله در ذهن ندارد و به همین تناسب واژه تعلق به محله را نیز درک نمی‌کند.

وی با اشاره به اینکه ما در حال گذر از جامعه سنتی به مرحله پیشرفته هستیم، می‌افزاید: مسئله دیگری که در تعلق به محله اهمیت دارد، شریک شدن در غم و شادی همسایه است. در گذشته این همسایه بود که نزدیک‌ترین شخص به زندگی افراد محسوب می‌شد. همسایه در زندگی اجتماعی سال‌های گذشته اهمیت خاصی داشت تا جایی که عضوی از خانواده محسوب می‌شد. حدیث «مسلمان نیست کسی که همسایه‌اش سر گرسنه بر زمین بگذارد»، آن روزها نمود واقعی داشت، اما با گسترش شهرنشینی و زندگی دیجیتالی، همسایه‌ها دیگر از حال هم خبر نمی‌گیرند و مجاورت فیزیکی جای خود را به مجاورت مجازی و الکترونیکی داده و رسم‌ورسوم همسایگی در دنیای صنعت رنگ باخته است.

امیری با بیان اینکه عمران و آبادانی، حل و فسق مشکلات و برگزاری مراسم مناسبتی کلیدواژه‌هایی است که می‌تواند حس مشترک تعلق به محله را ایجاد کند، می‌گوید: در گذشته نظارت اجتماعی در محلات وجود داشت و افراد برای تحقق این مهم به منافع اقتصادی فکر نمی‌کردند، اما امروز منفعت و ثروت‌اندوزی جای همدردی و زندگی گروهی را گرفته و بیشتر مشکلات فرهنگی و اجتماعی نیز به دلیل همین جایگزینی نابجا رخ می‌دهد.

وی با تاکید بر اینکه ما هنوز پست‌مدرنیسم نشده‌ایم و در این مرحله می‌توانیم یک گام به عقب برگردیم، ادامه می‌دهد: افزایش تعلق به محلات در نظام فعلی که دوری از خانواده، افزایش طلاق و مشکلات اقتصادی رواج یافته، شروعی برای اصلاح ارتباطات صمیمانه از جنس انسان‌دوستی است.
این جامعه‌شناس مشهدی در پاسخ به راهکارهای افزایش حس تعلق به محله تصریح می‌کند: ‌ورزش‌های گروهی محلی، نشست‌ها و صحبت‌های صمیمانه جمعی، بررسی مشکلات از سوی ریش‌سفیدان و گردهم آمدن به بهانه سنت‌ها و مراسم گوناگون در مسجد، مدرسه یا هیئت‌ها از جمله راهکارهای افزایش نظارت اجتماعی در محلات است.

ما برای اینکه سنت‌های گذشته و ساعات خوب زندگی گروهی را به محلات برگردانیم، نیاز به ایجاد خاطرات مشترک در کودکان و جوانان ساکن در محله داریم که این خاطرات با برگزاری مسابقات، سرگرمی ‌یا حتی اکران فیلم و جلسات نقد آن امکان‌پذیر خواهد شد.

زنجیره فرهنگ، هویت و تعلق به محله

یک کارشناس ارشد روان‌شناسی بالینی گرایش مطالعات خانواده نیز در آسیب‌شناسی تعلق به محله می‌گوید:‌ یکی از مسائلی که باعث می‌شود افراد به محله‌شان احساس تعلق ‌کنند، فرهنگ است.
نادر منصوری ادامه می‌دهد:‌ دومین عامل روان‌شناسی تعلق به محله مسئله هویتی است. داشته‌های فرهنگی متناسب با روحیه افراد می‌تواند هویت‌ساز باشد؛ یعنی شخص از طریق فرهنگی که در محله ترویج می‌شود، هویت می‌یابد.
وی با بیان سرفصل روان‌شناسی هویت فرد در محله و جامعه تصریح می‌کند:‌ هویت فرد در محله و جامعه آن فرد نسبت به هویتی که کسب می‌کند، شکل می‌گیرد. اگر نگرش افراد به محله‌شان خوب نباشد، مشکلات هویتی پیدا خواهند کرد و این نشان‌دهنده ارتباط نزدیک محله، فرهنگ و هویت است.

منصوری به تبعیض بین محله‌ها اشاره کرده و می‌گوید:‌ تعلق افراد که کم می‌شود، اعتمادبه‌نفس نیز کاهش می‌یابد. نگاه از بالا به پایین دیگران به برخی محله‌ها، تعلق ساکنان محله را کم می‌کند؛ به‌عنوان مثال محله ای که به محله موادفروشان یا فقیرنشینان معروف شده، تعلق خاطر افراد را کاهش می‌دهد. در این بخش نوع نگاه مسئولان و فرهنگ‌سازی می‌تواند راهگشا باشد.
وی بر تطابق فرهنگ افراد با محله‌شان تاکید کرده و می‌افزاید: باورهای یک محله و فرهنگ رایج آن، نوع تربیت خانوادگی و نگاه خود افراد، می‌تواند در پذیرش تعلق به محله موانعی را ایجاد کند، اما آنچه میزان تعلق را افزایش می‌دهد، ایجاد تناسب ذهنی هویت افراد با فرهنگ یک محله است.

منصوری در پاسخ به راهکارهای روان‌شناسی افزایش تعلق به محله اظهار می‌دارد: لازم است فضاهای بی‌دفاع شهری را بشناسیم و از آن به نفع محله بهره بگیریم؛ مثلا خرابه‌ای را به پارک یا کتابخانه تغییر کاربری دهیم. از دیگر موارد افزایش تعلق به محلات، ایجاد امکانات رفاهی است. در نگاه معنوی هم آموزش‌های فرهنگی در محلات، یکی از ضروری‌ترین مباحث ایجاد حس تعلق است که باید مسئولان شهری برای آن برنامه‌ای بلندمدت طراحی کنند.

حس تعلق به محله دریافتی درونی از کوچک‌ترین جامعه بیرونی اطراف شماست. همان‌طور که کارشناسان نیز معتقدند، در فضای ارتباطات الکترونیکی امروز خلأ وجود این نوع کنش‌های اجتماعی احساس می‌شود، بنابراین در صورت همصدا شدن افراد دانش‌محور با مسئولان اجرایی شهر، به نظر می‌رسد که نهادینه کردن این نیاز اجتماعی دور از تصور نخواهد بود.

نویسنده: مرجان جاودانی
نوع: