شنبه, ۱۹ دی ۱۳۹۴ ۱۳:۵۵ ۳۸۴
طبقه بندی: دبیرخانه
چچ
تغییر کارکردهای محله در شبکه مدرن شهری

تغییر کارکردهای محله در شبکه مدرن شهری

به محله مان که نگاه می‌کنم، کمتر نشانی از سال‌های گذشته در آن می‌یابم. تغییراتی که آرام‌آرام صورت گرفتنشان جای هرگونه واکنشی را از اهالی محله گرفته است.

از گونه‌های درخت سپیدار گرفته تا معماری مسجد محله و خانه‌هایی که کمتر از دوطبقه بودنشان دیگر معنایی ندارد. خانه‌های یک‌رو و حیاط‌ های باصفا جای خود را به اپن‌های خوش‌طرح و گچ‌بری‌های رنگارنگ داده است و به جای هرچه سادگی رنگ تجمل بر پیکره محله نشسته است.

آن موقع یعنی حدود 15سال پیش در محله ما تنها یک ساختمان دو طبقه وجود داشت که آن هم با سنگ‌های مرمر رگه‌دارش شناسنامه محله‌مان شده بود. حالا این ساختمان که سرفه‌های پیری‌اش را به گوش می‌شنویم، در رقابت با ساختمان‌های جوان با معماری‌ها و نماهای رومی‌سر تعظیم فرو آورده است.

فصل بهار درختان توت محله موضوع روز اهالی بود و دسته‌دسته به شکل‌های مختلف در حال خوردن توت از درختان بودند. همه اهالی همدیگر را می‌شناختند. حتی اسم بچه همسایه سرکوچه را که تازه دو سالی بود به محله‌مان آمده بود، می‌دانستند.
صحبت از خوب و بد محله‌های قدیم و جدید نیست. صحبت از فرهنگ و آداب و رسوم محلات قدیم و جدید است.
خانواده ما از نظر قدمت چهارمین یا سومین خانه قدیمی ‌محله محسوب می‌شد که البته در این خصوص بین پدر و مادرم اختلاف نظر وجود دارد و همه روی خانواده ما شناخت کافی داشتند. ما هم تک‌تک اهالی محله را می‌شناختیم. این شناخت نه به‌دلیل بیکاری یا سرک کشیدن در زندگی دیگران بود که نوع بافت محله به گونه‌ای بود که اهالی محله را به دلایل مختلف با هم ارتباط می‌داد.
تا 25سالگی در همان محله بودیم، اما بعد از تجاری شدن محله مجبور به ترک آن شدیم، گرچه آن ارتباطات همچنان به قوت خود باقی است.

حتی بعد از گذشت این همه سال هم هنوز نام خانواده‌های محله، خوب در خاطرم هست. از سی‌متری طلاب وارد بولوار ابوریحان که می‌شدی، اولین خانه مربوط به خانواده روحی بود که روحانی معروفی در سطح محله و شهر بود. بعد مغازه و خانه خانواده آقای خطیب بود. بعد شیرمحمدی، بذرگری، ساقی، شریعتی، فاطمی و .بعد ما بودیم و پس از آن خانواده‌های مروجی و جدی و باباپور و صادقی و ... تا آخر کوچه.

آنچه ارتباط ما را با دیگر اهالی تعمق می‌بخشید، جدا از شغل پدری که رانندگی تاکسی بود و همه اهالی می‌شناختنش، باغچه خانه بابا بود.
انگور، توت، به، آلوزرد، گوجه‌سبز، انجیر، گل رز، صدبرگ، یاس و گل محمدی از جمله محصولات این باغچه بود و معمولا سر گل این میوه‌ها و گل‌ها متعلق به همسایه‌ها بود. البته رسم‌ورسوم قشنگ این‌کار این بود که ظرفی که ما برای میوه سرگل داشتیم، هیچ‌وقت خالی برنمی‌گشت و معمولا پر می‌شد از گردو و بادام و... . این‌ها همه بهانه‌ای بود برای ارتباط‌های همسایگی. حیاط خانه ما پر بود از گل و گیاه و بعد از نماز مغرب معمولا هرشب از 20نفری پذیرایی می‌کردیم. از خانواده عمه خودم گرفته تا همسایه‌های جدید، همه و همه چند دقیقه‌ای را در حیاط منزل ما میهمان بودند و کنار حوض می‌نشستند و چای می‌خوردند و حرف می‌زدند. خوب یادم هست، زمانی که مجبور به کوچ از آن محله قدیمی ‌شدیم، تا مدت‌ها هم مادر و هم پدرم هر دو دچار افسردگی شده بودند. آخر عمری با این نوع زندگی انس گرفته بودند و در محله جدید خبری از این حرف‌ها نبود. هنوز هم با وجود تمام پتانسیلی که در پدر من نسبت به برقراری ارتباط با اهالی وجود دارد، در محله جدید به غیر از سوپری محله و همسایه سمت راست و چپ با کسی نتوانسته ارتباط تنگاتنگی پیدا کند که این ارتباط هم در حد سلام و احوالپرسی باقی مانده است و این همان چیزی بود که مادرم از آن می‌ترسید.

روزهای خوب محله قدیمی‌مان با همه خوبی‌هایش گذشت. روزهای نشستن روی پله همسایه و بازی‌های کودکانه، روزهای دهه محرم و شور اهالی. روزهایی که در محله تنها نبودیم.
محله‌های قدیم هرکدام جدا از وجه تسمیه و نام‌گذاری‌شان، مربوط به قشر و طبقه خاصی می‌شده است. مثلا محله «چهارباغ» همان‌طور که از اسم ‌کوچه‌هایش مشخص است، مربوط به طبقه اشرافی بوده است. کوچه‌هایی مانند شوکت‌الدوله از این نمونه است.
محله «ارگ» که در محدوده بافت قدیم شهر مشهد بوده، اگرچه محله‌ای کوچک بود، اما از منظر پایگاه اجتماعی‌اقتصادی بسیار بااهمیت به‌شمار می‌رفته است. این محله به دلیل مجاورت با بنای مقر حکومتی(ارگ) و سکونت عده‌ای از طبقات بالای جامعه شهری به این نام، نام‌گذاری شده است.

محله «سرشور» یکی دیگر از این محلات قدیمی ‌است که در غرب حرم امام رضا(ع) و در حد فاصل خیابان‌های خسروی، آخوند خراسانی و امام رضا(ع) قرار گرفته است. این محله بنا بر مدارک موجود نه اعیان‌نشین بوده است و نه خیلی فقیرنشین و بیشتر ساکنان آن یا کارمند موقت دولت بوده‌اند یا کارمند آستانه. البته آدم ادیب و شاعر هم بسیار داشته است . محمدتقی بهار(ملک‌الشعرا) در این محله به‌دنیا آمده است. محله «عیدگاه»، «قبرمیر»، «تپل المحله» و.. از این دست محله‌‌های قدیمی ‌باریشه در مشهد هستند.

اگرچه هنوز هم در این محله‌ها می‌توان نشانی از آن دوران‌های نوستالوژی را پیدا کرد، اما از آن ها با وجود تمام آداب و رسوم خوبی که داشتند، چیزی برجا نمانده است. مقایسه ظاهری این محله‌ها با محلاتی مانند قاسم‌آباد، الهیه و پیروزی به‌ خودی خود قسمتی از تفاوت‌های محلات جدید و قدیم را در ظاهر و نوع بافت و چیدمان خانه‌ها و سطوح ارتباطی نشان می‌دهد.

کارشناس برنامه‌ریزی مناطق و محلات معاونت فرهنگی شهرداری مشهد با اشاره به نحوه شکل‌گیری محلات قدیم در بافت‌های شهری می‌گوید: محلات قدیم شهر مشهد در بافت اصلی شهر و در محدوده حرم مطهر امام رضا(ع) شکل گرفته‌اند. این محلات در هنگام شکل‌گیری معماری‌های خاص خود و کاربری‌های ویژه را حفظ کرده‌اند، اما توسعه جمعیتی و گسترش لایه‌های شهری، باعث تراکم جمعیتی در این بافت مرکزی شده است.

زهرا خاوری می‌افزاید: تراکم جمعیتی و جمعیت سیال، زندگی را در این محلات دچار مشکل می‌‌کند و باعث می‌شود شهر به‌اصطلاح پوست بیندازد و سیل جمعیت این مناطق به سمت دیگر محله‌های شهر در لایه‌های نزدیک همچون احمدآباد، سجاد و ... منتقل شوند.
خاوری با اشاره به تغییرات کالبدی صورت گرفته در فضای سنتی محلات قدیم تصریح می‌کند: پایگاه اجتماعی مناسب ساکنان محلات قدیمی با توجه به افزایش جمعیت این محلات و دسترسی‌های محدود و همچنین گستردگی شهر، از این لایه محلات قدیم به سمت محلات جدید حرکت کرده و باعث تغییرات کالبدی در محلات قدیم و ساخت‌وساز در این‌گونه محلات می‌شود. با توجه به این موضوع، معمولا در کلان‌شهرها به دلیل قرارگرفتن محلات قدیم در بافت مرکزی شهر و محدودیت در توسعه این‌گونه محلات، بیشتر این‌گونه محلات که حاوی تاریخچه و فرهنگ آن شهر هستند و به‌دلیل بازسازی در حال تخریب قرار گرفته‌اند، در طرح‌های توسعه شهری ‌قرار می‌گیرند و به مراکز تجاری و اداری تبدیل می‌شوند یا از دور محلات شهری خارج می‌گردند.

وی با اشاره به مشکلات حوزه انرژی، حمل‌ونقل و فضاهای کاربری که مدیریت شهری با آن در خصوص محلات روبه‌روست، می‌افزاید: محلات جدید شهر مشهد همچون سجاد، قاسم‌آباد و‌هاشمیه اگرچه از شکل جدید بافت شهری بهره‌مند هستند، اما در بین فضاهای مدرن و سنتی قرار گرفته اند و به دلیل آشفتگی طراحی شهری، مناسب با جمعیت و فضا تعریف نشده‌اند و هویتی از شهر فرهنگی‌مذهبی مشهد را ارائه نمی‌کنند.

این کارشناسی علوم اجتماعی می‌گوید: طراحی این‌گونه محلات با توجه به جمعیت سیال شهر مشهد و ناهمگونی فرهنگی ساکنان این شهر احتیاج به مطالعات دقیق‌تری دارد. درواقع سیاست‌گذاری در مدیریت شهری باید به‌صورت کلان صورت گیرد و محلاتی باید شکل ‌گیرند که به لحاظ کالبدی رضایت‌بخش باشند و از منظر خدمات شهری همچون حمل‌ونقل و دسترسی، مشکلات کمتری داشته باشند. از منظر اجتماعی نیز کارکردهای خوبی را به خود اختصاص داده باشند و از انسجام اجتماعی و ارتباطات خوبی در راستای رفع مشکلات محله بهره‌مند باشند.

خاوری ادامه می‌دهد: امروزه در شبکه مدرن شهری، کارکرد محله دچار تغییر شده است و مدیریت اشتباه در این خصوص ما را به سمت طبقات شهری سوق می‌دهد که همراه با تبعات اجتماعی جبران‌ناپذیری است. شهر یک محیط عام است و باید امکانات و تسهیلات در تمام این محیط عام گسترده باشد که شناخت لایه‌های مختلف شهر و پایگاه‌های اجتماعی مردم و مطالعات دقیق و عمیق، از ملزومات این کار است. وی می‌افزاید: محلات بافت حاشیه شهر‌ها به دلیل این نابرابری در توزیع امکانات و خدمات در دسترس از جمله مواردی است که به این موضوعات دامن می‌زند و سرمایه اجتماعی شهر را کاهش داده و احساس تعلق به شهر و محله را از ساکنان محله سلب می‌کند.
کارشناس برنامه‌ریزی مناطق و محلات معاونت فرهنگی شهر مشهد تصریح می‌کند: امروزه انسان ساکن در محلات کلان‌شهرها به جهان مدرن احساس تعلق دارد و مدیریت و برنامه‌ریزی برای این انسان در محلات سنتی و قدیم امکان‌پذیر نیست. اداره محلات با ریش‌سفید محله در محلات سنتی تصورپذیر است و با توجه به گستردگی موضوعات مرتبط با انسان امروزه در دنیای مدرن، محلات جدید در قالب سازوکارهای قانونی و شناخت دقیق و منسجم از نیازها و اختیارات انسان امکان‌پذیر است.

وی یادآور می‌شود: محلات قدیم به تمام نیازهای ساکنان به خوبی پاسخ‌گو بوده‌اند، اما با توجه به تغییرات صورت گرفته در دنیای مدرن، حتی محلات جدید هم به همه نیازهای انسان امروزه در محله نمی‌تواند پاسخ‌گو باشد و افراد با توجه به موضوعاتی از جمله دسترسی، دور و نزدیک بودن به محل کار، طبقه اجتماعی و بعد مکانی در این‌گونه محلات ساکن می‌شوند که این مسئله لزوم مطالعات دقیق‌تر در این حوزه و شناخت‌ جامع از نیازهای انسان مدرن را بیشتر آشکار می‌کند.

نویسنده: امیر صفر زاده
نوع: