سه شنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۴ ۱۱:۴۶ ۳۹۶
طبقه بندی: دبیرخانه
چچ
پژوهشی بر شوراهای اجتماعی محلات مشهد

پژوهشی بر شوراهای اجتماعی محلات مشهد

پژوهشی که پیش روی شماست بررسی وضعیت موجود شوراهای اجتماعی محلات مشهد در 5 ماهه اول سال 1391 می باشد.

مقدمه

شهر و شهرسازی معاصر با چالش های تازه ای چون افزایش نابهنجاری های اجتماعی، کمرنگ شدن هویت و حس تعلق اجتماعی، گسترش مشکلات اکولوژی اجتماعی و محیطی، نابرابری های شگرف اجتماعی اقتصادی و در مجموع کاهش کیفیت زندگی مواجه شود. به دلیل همین گستردگی ابعاد و تغییر در ماهیت و پیچیدگی مسائل شهری، ضرورت، جامع نگری و توجه به هم کنشی های مسائل به منظور حل پایدار آنها، اجتناب ناپذیر می نماید(صرافی، 1380: 73).

امروزه برای حل مشکلات شهرنشینی، رهیافت توسعه ی اجتماعات محله ای با تأکید بر پایداری شهری با رویکردی مردم محور در مدیریت شهری جایگاه ویژه ای یافته است. توسعه ی اجتماعات محله ای با به کارگیری الگوهای مدیریتی پایدار امکان پذیر می نماید. الگوهای مدیریتی مذکور، ضمن تأمین برخی خدمات محلی و ارتقای آنها برای پر کردن شکاف حاصل از وظایف حکومت شهری، نقش چانه زنی با آن را به منظور پیش برد بهتر امور ایفا می کند، تا فاصله ی بین شهروندان و عناصر حکومتی را به حداقل ممکن کاهش دهد. شکل گیری ساختار مدیریت محله ای مستلزم تجدید ساخت امور شهری است.

تشکیل و تقویت جامعه مدنی در گرو اعتلای نقش اجتماع محلی است؛ که با تشکیل انجمن ها، شوراها و تشکل های مردمی محقق می شود. جامعه ی مدنی می تواند پیوندی درونی با عرصه عمومی و شهروندی و حکومت محلی برقرار سازد و بنابر نظر گیدنز، به تجدید حیات اجتماعی و حفاظتی از حوزه عمومی محلی بپردازد(گیدنز، 1378: 89). در نظریه های مدیریت و برنامه ریزی شهرها نیز به دلیل وجود چنین معضلاتی تمامی تلاش ها معطوف به استفاده از رویکرد راهبردی مشارکتی شده است که رهیافت های حاکم بر آن را می توان در دو قالب فکری کلان و خرد تبیین کرد: الف) مدیریت متمرکز، اقتدارگرا در سطح کلان یا به تعبیری از بالا به پایین؛ و ب) مشارکت جمعی، بسیج اجتماعی، برنامه ریزی مشارکتی یا از پایین به بالا.

دیدگاه دوم می تواند منجر به کشف و ایجاد ظرفیت های نهادی، تقویت اجتماعات محلی، توسعه مدیریت راهبردی مشارکتی، بسیج منابع انسانی و تمرکززدایی گردد که در نهایت اعتلای مدیریت و برنامه-ریزی شهری را سبب می شود. خردترین واحد در نظام برنامه ریزی شهری را، که کانون کنش و واکنش های اجتماعی است، با توجه به تجارب گذشته و در قسمت هایی از جهان پیشرفته می توان در قالب محله و بر پایه واحد اجتماع محلی ارزیابی کرد. بدیهی است نقشی که محله در شهرهای سنتی ایفا می کرد، تا حد زیادی متفاوت با نقشی است که محله های کنونی در شهرهای امروز و به خصوص کلان شهرها به عهده دارند. شهرهای امروزی در چارچوب نظام های اجتماعی اقتصادی خاص دوران شبه سرمایه داری یا سرمایه داری مسلط دولتی شکل گرفته اند. از این رو بازشناسی مفهوم محله و نقش آن در شئون گوناگون زندگی شهری و بازبینی و تطبیق نظام محله مبنا برحسب مقتضیات جدید در برنامه ریزی و مدیریت شهری یکی از موضوعات مبرم در جغرافیای شهری کاربردی، به ویژه در بعد برنامه ریزی شهری است که پیامدهای اجتماعی و فضایی بسیاری را به همراه خواهد داشت.

محله های شهری به عنوان کوچک ترین واحد سازمان فضایی شهر در پایداری شهری نقشی اساسی ایفا می کنند، به گونه ای که شکل گیری هویت محله ای، اقتصاد محلی، ایمنی، توسعه فضایی و کالبدی و تحکیم روابط اجتماعی، با پایداری محله های شهری ارتباط می یابد. در دهه های اخیر، با تغییرات شگرف ساختار فضایی محله های شهری از نقش سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آنها کاسته شده و نارسایی هایی چون آلودگی-های زیست محیطی، بیکاری، فقر، حاشیه نشینی، بدمسکنی، آسیب های اجتماعی روانی و فرهنگی، به ویژه اتلاف سرمایه های مادی و معنوی، را به همراه داشته است.

از طرف دیگر، تشکل های اجتماعی تا زمانی که برای بقاء تلاش می‌کنند و خود را نیازمند حضور در عرصه محلی، ملی و جهانی می‌‌دانند، باید اصل بهبود مستمر را سرلوحه فعالیت خود قرار ‌دهند. این اصل حاصل نمی‌شود، مگر اینکه زمینه دستیابی به آن با بهبود مدیریت عملکرد امکان‌پذیر ‌شود. این بهبود را می-توان با گرفتن بازخورد لازم از محیط درونی و پیرامونی، تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف و فرصت ها و تهدیدهای این نهادها، مسئولیت‌پذیری و جلب رضایت جامعه ی هدف، با ایجاد و بکارگیری سیستم ارزیابی عملکرد با الگوی متناسب، ایجاد کرد. سیستم ارزیابی عملکرد با الگوی مناسب به انعطاف‌پذیری برنامه‌ها و اهداف و ماموریت‌ تشکل ها در محیط پویای امروزین کمک قابل توجه می‌نماید. ارزیابی و اندازه‌گیری عملکرد و توسعه آن به فرهنگ‌سازی و مشارکت نخبگان شهری نیاز دارد.
لذا، پژوهش حاضر به بررسی وضعیت موجود شورای اجتماعی محلات شهر مشهد می پردازند. هدف این پژوهش این است که، ابتدا وضعیت موجود این شورا را ارائه نماید. سپس به بررسی نقاط ضعف و قوت آن اشاره نموده و پس از آن پیشنهادات اعضای مردمی این تشکل را در راستای ارتقای عملکرد آن گردآوری نماید. اگرچه شورای اجتماعی محلات تحت این نام در حال حاضر فقط در شهر مشهد در حال فعالیت است، اما در رابطه با مطالعات مشابه آن نظریات همانندی وجود دارد که جهت شناخت هرچه بهتر مسئله بایستی ارائه گردد.

هدف و مبانی پژوهش

هدف اصلی این پژوهش نظرسنجی در رابطه با شورای اجتماعی محلات شهر مشهد می باشد و در همین راستا می توان با توجه به محوریت موضوع اهدافی جزئی را نیز در نظر گرفت که برخی از آن ها در ادامه خواهد آمد. شناسایی دیدگاه پاسخگویان درباره ی میزان مشارکت گروهی اعضای مردمی در جلسات و برنامه های شورای اجتماعی محلات، شناسایی عوامل فردی و گروهی همچون مهارت های حرفه ای اعضا، نظام مافوق(شهرداری)، ویژگی های شخصیتی اعضاء، نظم و برنامه ریزی، نوع فعالیت، اثر بخشی فعالیت، سبک رهبری(مدیریت)، ساختار گروه، نظام تشویق و پاداش، و تکالیف مشخص شده ی اعضا و مشارکت در فعالیت-های شورای اجتماعی محلات، شناسایی موانع فعالیت، نقاط ضعف و قوت شورای اجتماعی محلات و در نهایت دریافت نقطه نظرات اعضای شورای اجتماعی محلات در رابطه با ارتقای فعالیت ها و عمکلرد آن از جمله اهدافی است که در این پژوهش سعی گردیده تا حدی بدان پاسخ داده شود. قدر مسلم، با توجه به این اهداف سؤالات پژوهش درنظر گرفته می شود و از آن رو که پژوهش از نوع توصیفی اکتشافی است فرضیه ای برای آن در نظر گرفته نشده است.

شوراها برخوردار از پشتوانه فکری و اعتقادی بر مبنای آیات قرآنی هستند که اصل را بر تصمیمگیری بر اساس مشورت دانسته و لذا کار جمعی و مشورتی مورد تأیید و قبول دین مبین اسلام است. شوراها برخوردار از مبانی قانونی و نیز تجربه دموکراسی در کشورهای توسعه یافته هستند که سالیان متمادی است شکلگیری شوراها را آزموده اند و تجربیات آنها می تواند پشتوانه خوبی برای جمهوری اسلامی ایران باشد.

الگوی جدید برنامه ریزی بسیار مبتنی بر نقش مشارکتی مردم و اجتماعات محلی است و با توجه مشخصه هائی چون مشارکتی بودن، رویکرد فرآیندی به برنامه ریزی، افزایش کنترل مردم بر معیشت و زندگی روزمره و ارایه طرح ها و برنامه هایی که ارتباط و وابستگی بیشتری با نیازها و شرایط محلی اجتماعات دارد به عنوان الگویی مطلوب در برنامه ریزی و مدیریت شهری می تواند مدنظر قرار گیرد(حاجی پور، 1385).
امروزه آنچه ضرورت تعریف و بازتعریف محلات شهر و مشخص کردن مرز محلات شهری را باعث می شود مباحث مدیریت شهری و مشارکت شهروندان در روند توسعه شهر و ارائه زندگی بهتر همراه با مردم محلات شهری است. محله گرایی این مهم را اثبات می کند که هر مرکز فرهنگی به نوعی مدیروضعیت فرهنگی اطرا ف محله خود است.محله گرایی دارای دو مولفه انس با محله و تعامل با نهاهای اجتماعی است. انس با محله به معنی اعتماد سازی ورود به زندگی و روابط اجتماعی یک محله است، تعامل با نهادهای اجتماعی به معنای مشارکت مالی ویا به دوش کشیدن وظایف سایر نهادها نیست.

تعاریف

شورای اجتماعی محلات: شورایی با عضویت نه نفر از افراد حقیقی و حقوقی که بعنوان نمایندگان اقشار مختلف مردم محله و در راستای افزایش مشارکت مردمی در مدیریت اجتماعی شهر در سطح محلات شکل گرفته و در حیطه قوانین و مقررات به صورت افتخاری به فعالیت می پردازند. اعضای شورا به شرح رییس شورا، دبیر شورا، امام جماعت مسجد محوری، نماینده کلانتری یا نماینده اداره بهداشت، نماینده مدارس، نماینده تشکل های مردمی، نماینده فرهیختگان محله، نماینده بانوان محله و نماینده کسبه تعیین می گردند.

محله: محدوده یکپارچه فضایی از شهر با مرزهای کالبدی بنابر درک ذهنی و یا نشانه عینی برای ساکنانی که تعلق مکانی و همبستگی اجتماعی در آن احساس کنند و تعیین کننده مقیاس این محدوده، امکان شناخت رو در رو و پاسخگویی به نیازهای روزمره در حد پیاده روی است. بنابراین در مطالعه و شناخت محله باید به چهار عامل توجه داشت: مرزهای کالبدی و نمادی، پیوندهای اجتماعی، تسهیلات و خدمات محلی و هویت و احساس تعلق نسبت به مکان زندگی(عبداللهی و همکاران، 1389).

مشارکت گروهی: مشارکت گروهی یکی‌ از کارکردهای‌ به‌نسبت‌ جدید است‌ که ‌می‌کوشد با تکیه‌ بر اهمیت‌ سرمایه‌ی‌ انسانی‌ راهکارهایی‌ برای‌ حضور مؤثر و فعال‌تمام‌ افراد‌ بیابد و می‌خواهد از ایده‌ها وابتکارات‌ آنان‌ در حل‌ مسائل‌ و اجرای‌ اهداف‌ سازمان استفاده‌ نماید. این موضوع در رابطه با شورای اجتماعی محلات نیز به همین گونه صادق است.

مدیریتی مشارکتی: نوعی سبک مدیریت می‌باشد که مشخصه اصلی آن کاربری فراوان روش تصمیم گیری گروهی بین پرسنل سازمان در راستای اهداف تعریف شده سازمان و زیرمجموعه های آن، است، این سبک کاملاً در نقطه مقابل مدیریت خودمدار است، در سبک مشارکتی غالباً بر این باورند که بدین وسیله انسان‌ها بطور عاطفی خوب کار می‌کنند، گاهی آن را مدیریت دموکراتیک نیز می‌نامند. پیش نیازهای مدیریت مشارکتی عبارتند از:1- تبیین مسئولیت ها، محدودیت ها و انتظارات توسط مدیر2- مشخص بودن اهداف، ارزش ها و اولویت ها3- فراهم بودن روش مؤثر انتقال اطلاعات به کارکنان 4- تعریف فرایند تصمیم گیری 5- سازگاری مدیریت 6- آموزش مشارکت 7- محل کار باثبات و احترام 8- تعدیل شرایط محیطی سازمان 9- اجتناب از مبالغه گویی و مدگرایی 10- مشخص ساختن ساختار مشارکت 11- سبک رهبری (رهنورد،1378 : 67-80).

روش گردآوری اطلاعات

با توجه به رویکرد مورد نظر پژوهش، یعنی مدل ترکیبی مبتنی بر اهداف و سیستمی و با عنایت به اینکه اجرای این پژوهش برای بار اول است که در مشهد صورت می گیرد، با استفاده از روش پیمایش و مصاحبه با تدوین پرسشنامه به اعضای شورای اجتماعی محلات رجوع و نظر آنها گردآوری شد.

جامعه آماری پژوهش کلیه ی اعضای شورای اجتماعی محلات شهر مشهد می باشد. در حال حاضر(اسفند 1390)، این شوراها در همه مناطق فعالند و تعداد محلات نیز 114 محله می باشد. با توجه به اینکه در هر شورا هفت نفر عضویت دارند و از این هفت نفر پنج نفر عضو مردمی و دو نفر عضو سازمانی(شهرداری) در نظر گرفته شده اند، از سوی دیگر نیز برخی از این افراد در چندین شورا عضویت دارند در مجموع کلیه اعضای شورای اجتماعی محلات با کمی نوسان، 880 نفر تخمین زده شده است.
از آنجا که حجم جامعه آماری 880 نفر بوده و بیش از 30 درصد این تعداد از اعضاء سازمانی می باشند. با استفاده از فرمول نمونه گیری کوکران، حجم نمونه (166) نفر انتخاب شده است. از این تعداد 144 نفر اعضای مردمی و 22 نفر نیز اعضای شهرداری در نظر گرفته خواهد شد. پرسشنامه با توجه به اهداف پژوهش در چند بخش زیر تدوین گردیده است:

1- شناسایی متغیرهای زمینه ای پاسخگویان(باز و بسته پاسخ) که شامل جنسیت، سن، شغل، تحصیلات، درآمد ماهیانه، ناحیه/ منطقه محل سکونت، نام محله و نام شورای محله بوده است.

2- شناسایی میزان مشارکت گروهی و عوامل فردی، گروهی و سازمانی آن(بسته پاسخ) که شامل مواردی همچون مهارت های حرفه ای اعضا، نظام مافوق(شهرداری)، ویژگی های شخصیتی اعضاء، نظم و برنامه-ریزی، نوع فعالیت، اثر بخشی فعالیت، سبک رهبری(مدیریت)، ساختار گروه، نظام تشویق و پاداش، و تکالیف مشخص شده ی اعضا بوده است.

3- شناسایی موانع فعالیت، نقاط ضعف و قوت شورای اجتماعی محلات(باز پاسخ). که در انتهای پرسشنامه به صورت باز پاسخ پرسیده شده است.

4- دریافت نقطه نظرات اعضای مردمی شورای اجتماعی محلات(باز پاسخ). که این بخش نیز در انتهای پرسشنامه به صورت باز پاسخ پرسیده شده است.

بنابراین مشاهده می شود ابزار پژوهش به دو صورت بسته و بازپاسخ خواهد بود و این مسئله سبب می-گردد، جوانب بیشتر از پژوهش مورد مطالعه قرار گیرد. اعتبار آن به صورت صوری با اعمال نظر داوران که از بین صاحب نظران شهرداری مشهد و شورای اجتماعی محلات بوده اند انتخاب شده بودند، بدست آمده است و پایایی آن نیز با استفاده از آماره آلفای کرنباخ محاسبه گردید و مقدار آن 0.88 بدست آمد که نشان از قابلیت اعتماد ابزار است.

یافته های پژوهش

یافته های پژوهش نشان می دهد، 87 درصد پاسخگویان عضو مردمی(یعنی امام جماعت مسجد محوری، نماینده کلانتری یا نماینده اداره بهداشت، نماینده مدارس، نماینده تشکل های مردمی، نماینده فرهیختگان محله، نماینده بانوان محله و نماینده کسبه) بوده و 13 درصد آنها نیز عضو شهرداری(یعنی رئیس و دبیر شورا) هستند.

از بین کلیه پاسخگویان 72 درصد مرد و 22 درصد نیز زن بوده اند. همچنین در رابطه با اعضای مردمی 70 درصد مرد و 24 درصد زن و در رابطه با اعضای شهرداری نیز 86 درصد مرد و 14 درصد نیز زن بوده اند. شغل پاسخگویان، 25 درصد کارمند، 32 درصد فرهنگی، 4 درصد دانشجو و محصل، 11 درصد روحانی، 19 درصد آزاد، 4 درصد بازنشسته و 5 درصد نیز خانه دار است. تحصیلات 5 درصد پاسخگویان سیکل، 16 درصد دیپلم، 11 درصد فوق دیپلم، 43 درصد لیسانس، 8 درصد فوق لیسانس، 3 درصد دکتری و 10 درصد نیز حوزوی بوده است. بیشتر پاسخگویان از منطقه 3 به میزان 11 درصد و کمترین آنها به میزان 1 درصد از منطقه 12 انتخاب شده اند.

49 درصد از فعالیت خود در شورا رضایت دارند. از نظر 53 درصد پاسخگویان مشارکت سایر اعضا در شورا خوب و قابل قبول است. از نظر 55 درصد پاسخگویان مسئولین شهرداری با شورا همکاری مناسبی دارند و از آن حمایت میکنند. از نظر 66 درصد پاسخگویان شورا نیاز اساسی شهر بوده و مشکلات محله را حل میکند. از نظر 54 درصد پاسخگویان شورای محله نظارت همگانی را بر شهرداری افزایش میدهد. از نظر 44 درصد پاسخگویان به نظر من شورا در حال حاضر میتواند مشکلات مهمی را از محله حل کند. از نظر 23 درصد پاسخگویان شورا اقتدار لازم را داشته و بر سازمانهای فعال در محله نفوذ دارد.

از نظر 43 درصد پاسخگویان شورا توانسته است مشارکت شهروندان در امور شهری را افزایش دهد. از نظر 92 درصد پاسخگویان فعالیت در شورا به صورت داوطلبانه بهتر است تا اجباری. 44 درصد پاسخگویان نیازی به پاداش مادی برای مشارکت خود در شورا نمی بینند. از نظر 36 درصد پاسخگویان سایر اعضا نیز نیازی به پاداش مادی ندارند. از نظر 75 درصد پاسخگویان شورای محله میتواند، میزان هویت و تعلق مردم به محله خود را ارتقا دهد. از نظر 73 درصد پاسخگویان شورای محله، میتواند ارتباط بین مردم و شهرداری را در راستای حل مشکلاتشان بهبود بخشد. از نظر 81 درصد پاسخگویان شورای اجتماعی محله میتواند اعتماد مردم را به شهرداری افزایش دهد. از نظر 63 درصد پاسخگویان شورای اجتماعی محله مشارکت نهادهای دیگر در محله را ارتقا میدهد. از نظر 64 درصد پاسخگویان شورای محله نظارت همگانی را بر نهادهای خدماتی شهر و محله افزایش میدهد.

از نظر 87 درصد پاسخگویان شورای محله بهتر از مسئولین شهرداری از مشکلات محله آگاهی داشته و شناسایی میکند. از نظر 84 درصد پاسخگویان اعتبارات مالی شورای محله در حد قابل قبولی نیست و بایستی افزایش یابد. از نظر 51 درصد پاسخگویان فعالیت کلی شورای محله برای آنها تاکنون رضایتبخش بوده است. از نظر 46 درصد پاسخگویان اعضا با آییننامه، اهداف و وظایف شورای اجتماعی محله آشنایی کامل دارند. از نظر 60 درصد پاسخگویان اعضای شورا باعلاقه و به موقع در جلسات شورا حاضر میشوند. از نظر 60 درصد پاسخگویان تعداد جلسات شورا در حد قابل قبولی است. از نظر 34 درصد پاسخگویان دسترسی به مسئولین شهری در ارتباط با مسائل مطرح در شورا سهل و ساده است. از نظر 66 درصد پاسخگویان اطلاع رسانی از برنامههای مد نظر جلسات شورا به موقع و مناسب است.

از نظر 76 درصد پاسخگویان جلسات شورا کسلکننده و خستهکننده نیست و اعضا با رغبت در آن شرکت میکنند. از نظر 59 درصد پاسخگویان بوروکراسی اداری در روند فعالیتهای شورا به چشم نمیخورد. از نظر 77 درصد پاسخگویان اعضا به خوبی در مباحث جلسات مشارکت کرده و اعلام نظر میکنند. از نظر 66 درصد پاسخگویان اعضا شورا توانمندی لازم را در ایفای وظایف خود دارند. از نظر 73 درصد پاسخگویان مشارکت در جلسات شورا و اعلام نظر از دغدغههای اعضای شورا است. از نظر 73 درصد پاسخگویان اگر به اعضای شورا تسهیلات رفاهی تعلق گیرد مشارکت بهتری خواهند داشت. از نظر 29 درصد پاسخگویان شهرداری در رسیدگی به مصوبات شورا کوتاهی میکند. از نظر 79 درصد پاسخگویان بایستی حیطه عمل شورای محله را افزایش دهد.

از نظر 25 درصد پاسخگویان در ارائه پیشنهاد به مدیران شهری و منطقهای بوروکراسی شدید اداری حاکم است. از نظر 63 درصد پاسخگویان برقراری ارتباط با شهرداری برای اعضا مشکل نیست و به سرعت انجام میگیرد. از نظر 69 درصد پاسخگویان مدیریت شورای محله در راستای اهداف شورا و نظر اعضای دیگر است. از نظر 71 درصد پاسخگویان در جلسات شورا نظم حاکم بوده و همهی کارها مرتب انجام میشود. از نظر 88 درصد پاسخگویان اعضای این شورا از جنس خود مردم محله بوده و از کم و کیف مسائل محله اطلاع دارند. از نظر 57 درصد پاسخگویان انتظاراتشان قبل و بعد از حضور در شورا نسبت به آن تغییر یافته است. 79 درصد پاسخگویان شخصاً، تمایل دارند به حضور خود در شورای اجتماعی محله ادامه دهند.

در بخش کیفی نیز اهم یافته ها نشان می دهد، اعضا از شورای محله خود انتظار دارند، شناخت خود را نسبت به مشکلات محله به طرق گوناگون افزایش دهد. بر روی منابع مالی شورا مدیریت بهتری صورت بگیرد. آنها از شهروندان محله خود انتظار دارند، همکاری لازم را با این شورا داشته باشند. به شورای محله اعتماد کنند. در زمینه ی حل مشکلات محله مشورت بیشتری با اعضا نمایند. آنها از شهرداری انتظار دارند، به جلسات شورا، نظرات و پیشنهادها اهمیت دهد. بودجه و اعتبارات را افزایش دهد و در غیر اینصورت مدیریت بهتری بر روی منابع مالی داشته و اولویت مالی را با توجه به نظرات شورا برپا دارد. به نظر می رسد شورا نمی-تواند تعامل مثبتی با ارگان های شهری داشته باشد چرا که در چارچوب، آیین نامه و حیطه وظایف آن تعریف نشده است به دلیل همین بی ارتباطی است که اعضا انتظار خاصی از آنها ندارند. آنها از نهادها و ارگان های دیگر انتظار دارند، به وظایف خود در قبال محلات پایبند باشند و بدانند که نه بصورت کلی بلکه در جزء نیز در قبال مردم محلات مسئولند. شورا را شناخته و بدان اهمیت داده و با یکدیگر و در نهایت با شورا همکاری(تسهیلات و تجهیزات) نمایند. حضور بیشتری در محلات داشته (آموزش و پرورش و نیروی انتظامی) و خود را بیشتر به مردم بشناسانند.

نقاط ضعف شوراهای اجتماعی محله

نقاط ضعف فعلی شورای اجتماعی محلات شهر مشهد، شامل این موارد است: کمبود بودجه و ضعف مالی، عدم اطلاع رسانی در مورد جلسات و غیره، نظرات کم اهمیت و غیر ضروری دادن توسط اعضا، وارد کردن دغدغه های شخصی، عدم شناساندن شورا و اهداف آن به مردم، عدم اطلاع رسانی درست به مردم و شهروندان محله، برنامه ریزی کم و یا نامناسب در جهت اهداف شورا، عدم آگاهی برخی از اعضا نسبت به اهداف و قوانین، همکاری کم شهرداری با شورا، انعکاس خوب برنامه ها به مسئولین، قابل اجرا نبودن برخی از مصوبات شورای اجتماعی محلات و نداشتن ضمانت اجرایی آنها، دیر اجرا شدن و گذشت تاریخی زیاد از تصویب تا اجرا، عدم قدرت شورا در بررسی طرح هایی که کلان بوده و بخشی از آن در محله دیده شده است، ساده اندیشی و سطحی نگری در کارها، عدم تخصص و تلاش کافی، نداشتن اختیارات از سوی شهردار مناطق، عدم بروز رسانی و ارتقای سطح دانش از مشکلات محله و بررسی مشکلات تکراری و سطحی، نبود مکانی برای دفتر کار و جلسات و محل اجتماع مردم با اعضا، رسمی نبودن شورا، ارتباط ضعیف شورا با مردم، درون سازمانی(شهرداری) بودن و عدم مقبولیت در بین سایر سازمان ها، روابط عمومی ضعیف و عدم آگاهی مردم از وجود خود شورا و برنامه های آن، نو پا بودن و ضعف کلی.

نقاط قوت شورای اجتماعی محله

نقاط قوت شورای اجتماعی محلات نیز، شکل گیری خود شورا و ایجاد آن، به طور مستقیم در جریان مشکلات محله قرار گرفتن، بالا بودن تعامل بین شهرداری و شورا، اعتماد بین شهرداری و شورا، ارتباط بدنه شهری و شهرداری را با مردم و عامه مردم، دلسوز بودن اعضا و وجدان کاری داشتن، همکاری مناسب بین اعضا، برقراری پیوند بین ارگان ها و نهادهای مختلف و در نهایت بازگو شدن مشکلات در صورت عدم حل آن در نظر گرفته شده است.

مشارکت بالا می تواند به خاطر علاقه و روحیه بالای اعضا، مسئولیت پذیری اعضا، بومی بودن محله، داشتن مکانی برای جلسات، زمان سنجی مناسب برای جلسات، صاحب قدرت و نظر بودن عضو، نزدیکتر بودن به مردم و مشکلات محله، ذینفع بودن فرد و در نهایت خاص بودن افراد(نخبه بودن یا نماینده قشر خاصی بودن) است.

از سوی دیگر مشارکت پایین اعضا نیز به سبب گرفتاری، نبودن وقت، عدم علاقه، انجام نشدن خواسته ها و نظرات اعضا، عدم توجیه برنامه ها، جابجایی سمت ها بالاخص شهرداری، سبک رهبری ضعیف، جدی نگرفتن کار شورا و برخی دلایل شخصی دیگر، بیان شده است. در نهایت از نظر برخی نیز اعضای فعلی کافی بوده و نیازی به حضور افراد جدید در ساختار فعلی نمی باشد. برخی نیز بیان داشته اند بهتر است از افرادی باسواد و کاردان و آشنا به محلات، خیر محله، معتمد محله، نماینده جوانان، نماینده آستان قدس رضوی، فردی در حوزه تربیت بدنی، اوقات فراغت، تفریح و سرگرمی، مسائل مالی و از این قسم دعوت بعمل آمده و در جلسات و مصوبات حضور یابند. به نظر می رسد در رابطه با تغییر ساختار موافقت افراد بیشتر با مدیریت و برنامه ریزی ساختار شورای اجتماعی محلات است، یعنی به نظر می رسد، بهتر است ساختار شهرداری تغییر کند و مشاکت پذیر باشد تا ساختار شورا و مردم نیز برای مشارکت آموزش ببینند.

به نظر بیشتر اعضا بودجه شورا بیشتر بایستی از طریق شهرداری تأمین گردد. اما در ادامه بیان داشته-اند، از طریق مشارکت های مردمی با برگزاری جلسات و برنامه ها و جلب مستقیم، عوارض واحدهای صنفی، پارکینگ ها، خیرین محله، ایجاد صندوق و وام و ... . همیاری نهادها و ارگان های دیگر شهری، زائران، مدیر ورزشگاه ها باشگاه ها رستوران ها، نصب سازه های پیش ساخته و درآمدزایی از آن می توان منبع درآمدی برای شورا در نظر گرفت.

در زمینه آموزش پاسخگویان بیان داشته اند که بهتر است بیشتر آموزش های فرهنگی به اعضا داده شده، جلسات و هم اندیشی ها و سخنرانی های آموزشی بیشتر صورت گیرد. از سوی دیگر به نظر می رسد لازم است آموزش ها به صورت عملی و کاربردی باشد. جلسات آموزشی بیشتر برای اهداف و برنامه های شورا برگزار شود. استفاده از ظرفیت رسانه ملی و استانی، روزنامه ها، نشریات، اینترنت و ... جهت آگاهی سازی و ارتقای کیفیت شورای اجتماعی محلات، ارائه الگودار و استاندارد برنامه های شوراهای محلات دیگر در حضور دیگر برای یادگیری همدیگر، در صورت امکان بازدید و حضور فیزیکی در برنامه های سایر مناطق، افزایش آموزش های بخشنامه ای و کاهش برنامه های آموزشی حضوری به علت کمبود وقت، تولید کتاب ها و بسته های آموزشی ویژه خانواده ها در زمینه بهداشت، آسیب ها، آموزش های مسئولیت پذیری مدیریت محله، پژوهشگر محله، نیازسنجی آموزشی از اعضا، ایجاد رغبت در بین اعضا برای آموزش بیشتر، کلاسهای تفکر خلاق، خلاقیت آفرینی، بحث گروهی، روابط عمومی، مهارتهای زندگی.همایشهای شهری و بزرگ، آموزش قوانین شهرداری صورت گیرد. در نهایت اینکه، آموزش باید برای اعضا در رابطه با محور شهروندان(فرهنگ شهروندی، اخلاق شهرنشینی، مشارکت و ...)، با محور مدیریت شهری(وظایف ارگانها و شهرداری، قوانین شهری و ...) و در نهایت بامحوریت خود شورا(مدیریت جلسات، خلاقیت و ...) باشد.

همچنین در بخش نیازهایی غیر از نیازهای آموزشی می توان به موارد همچون، همکاری در راستای اجرای بهتر جلسات و کاهش جلسات بیهوده و بی تأثیر حمایت مالی معنوی و همه جانبه از اعضا توسط مردم، شهرداری و ارگانها، اعطای حق جلسه، تقسیم مسئولیت متناسب با مشکلات محله و کاردانی اعضا، ایجاد دفتر و مکاتبات رسمی و قانونی، ارتقای روابط عمومی شورا و صدور کارت شناسایی اشاره کرد.

پیشنهادهای پژوهش

چندین پیشنهاد نیز به صورت اجمالی ارائه می گردد، که شرح کامل آنها در گزارش نهایی آمده است و خوانندگانی که تمایل به مطالعه بیشتر در این زمینه داشته و تمایل دارند از جزئیات این پیشنهادها و برنامه-های پیشنهادی در هر عنوان را اطلاع یابند به گزارش مورد نظر مراجعه نمایند.

• انجام پژوهش های اجتماعی جهت شناخت بیشتر شورای اجتماعی محلات
• انجام پژوهش های اجتماعی و شهری جهت شناخت آسیب های اجتماعی
• پژوهشگر محله بازوی علمی شورای اجتماعی محلات
• اطلاع رسانی در راستای شناخت بیشتر شورای اجتماعی محلات
• هویت بخشی به اعضای شورای اجتماعی محلات
• اقتداربخشی به شورای اجتماعی محلات توسط شهرداری، مردم و ارگان ها
• حرکت از مشکلات سطحی محله به سوی مسائل و آسیب های عمیق
• انتخاب یا انتصاب در فرآیند تشکیل شورای اجتماعی محله
• نظارت بر عملکرد شورای اجتماعی محلات توسط شورای نظارتی
• اعطای پاداش به اعضای شورای اجتماعی محلات
• افزایش و مدیرت منابع مالی موجود شورای اجتماعی محلات
• راهکارهای جذب اعتبار برای شورای اجتماعی محلات
• مکانی ویژه برای شورای اجتماعی هر محله
• مدیریت زمانی جلسات و برنامه های شورای اجتماعی محلات
• تشکیل پشتوانه اداری شورای اجتماعی محلات
• آموزش و ارتقای توانمندی اعضای شورای اجتماعی محلات
• مرکز ارتباطات مردمی شهرداری مشهد و شورای اجتماعی محلات
• ارتقای دانش الکترونیکی اعضای شورای اجتماعی محلات
• همیاری سایر سازمان های مردم نهاد با شورای اجتماعی محلات
• ارتقای زمینه های فعالیتی بیشتر شورای اجتماعی محلات
• مقایسه دست آوردهای شورای اجتماعی محلات با یکدیگر و رتبه بندی آن
• عوامل موثر بر مشارکت فعال اعضای شورای اجتماعی محلات
• مهارت ها و فنون مدیریت گروه در شورای اجتماعی محلات

منابع

صرافی، مظفر(1380)، بنیادهای توسعه کلانشهر تهران، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
گیدنز، آنتونی(1378)، راه سوم، بازسازی سوسیال دموکراسی، ترجمه منوچهر صبوی، تهران: نشر شیرازه.
عبداللهی، مجید، صرافی، مظفر، توکلی نیا، جمیله(1389)، بررسی نظری مفهوم محله و بازتعریف آن با تأکید بر شرایط محله های شهری ایران، پژوهش های جغرافیای انسانی، شماره 72: صص 83-102.
حاجی پور، خلیل(1385)، برنامه ریزی محله مبنا رهیافتی کارآمد در ایجاد مدیریت شهری پایدار، نشریه هنرهای زیبا، شماره 26: صص 46-37.
رهنورد،فرج ا...،(1378)، مدیریت مشارکتی تئوری و عمل، تهران: انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی چاپ اول.


نویسنده: حمید مسعودی
نوع: