دوشنبه, ۱۴ دی ۱۳۹۴ ۱۳:۴۴ ۱۴۸
طبقه بندی: دبیرخانه
چچ
مشارکت داوطلبانه ؛ توسعه پیروزمندانه

مشارکت داوطلبانه ؛ توسعه پیروزمندانه

این روزها نبود مشارکت محلی، دغدغه بسیاری از مدیران شهری است. روشن است که مشارکت اجتماعی با سایر اشکال مشارکت مرتبط است.

از طرفی بیشتر صاحب‌نظران در این حوزه بر این باورند که مردم ما برای مشارکت‌پذیر شدن به آموزش و آگاهی نیاز دارند. این گونه تصور می‌شود که اگر آگاهی‌ها را افزایش دهیم و آموزش شهروندی و مشارکت‌پذیری را در جامعه زیاد کنیم، به دنبال آن مشارکت اجتماعی نیز افزایش خواهد یافت.

این در حالی است که مردم برای ضرورت و اهمیت مشارکت از آگاهی‌های لازم و در بدترین شرایط از آگاهی‌های حداقلی برخوردارند. اما عنصر دیگری در اینجا لازم است که زیرساخت‌ها و فضاهای مشارکت‌ساز است.
اهمیت فضاها و زیرساخت های مشارکت ساز بر همگان آشکار است و بحث جدیدی نیست. مردم از راه آموزش یاد می گیرند که مشارکت امری پسندیده است، اما مشارکت‌پذیر نمی‌شوند.

مشارکت‌پذیر شدن مردم هیچ‌گاه از راه آموزش ممکن نمی‌شود؛ چراکه مشارکت امری عملی و تمرینی است نه نظری و نگرشی.
در هر صورت «مشارکت» شاید اولین گزینه‌ای باشد که به یک محله رونق می بخشد. در محله، این اهالی هستند که می‌توانند به عنوان یک رکن اساسی نقش تاثیرگذاری را در امور آن محله ایفا کنند.
در این روزها که در تعابیر مختلف، از محلات می‌توان به عنوان عاملانی کلیدی در خشکاندن ریشه برخی معضلات و مشکلات یاد کرد، محلاتی نیز وجود دارند که حالت عکس دارند.
بد نیست با یک واکاوی موشکافانه به دل مشارکت‌های محله‌ای برویم که به توانمند‌سازی اهالی یک محله و ارتقای سطح کیفی آن محله می انجامد.
در این بین علی یوسفی، دانشیار جامعه‌شناسی دانشگاه فردوسی مشهد، فرصت را غنیمت می شمارد و ساعتی در این خصوص به ایراد سخن می پردازد.

*ویژگی؛ به معنای قلمرو مکانی و بعد اجتماعی

به گفته وی که میهمان این هفته «پاتوق» است، محله از نظر جامعه‌شناسی دارای دو ویژگی است؛ یکی قلمرو مکانی معین و بعد دیگر اجتماعی بودن آن است.
یوسفی در تعریف این دو ویژگی اذعان می دارد: در‌ تعریف ویژگی اول مجموعه‌ای از مکان‌های مسکونی و غیر‌مسکونی مدنظر است و در بیان ویژگی دوم روابط بین ساکنان با یکدیگر مد‌نظر قرار می‌گیرد.
عضو هیئت‌علمی دانشگاه فردوسی با بیان این مطلب که محله‌، دلالت بر قلمرو اجتماعی معینی دارد، می گوید: در یک قلمرو بی‌تردید در اولین اقدامات‌ هویت محله‌ای به وجود می‌آید و این محله است که هویت محله‌ای را برای ساکنانش شناسایی می کند.

*بستر فعالیت‌های داوطلبانه باید فراهم شود

صحبت از توانمند‌سازی محلات و میل به مشارکت که به میان می‌آید، دکتر یوسفی پیش از پاسخ به این سؤال می‌گوید: در تعریف هویت محله‌ای این‌چنین آمده که افراد هر محله باید خود را اهل و متعلق به آنجا ببینند.
وی در پاسخ به سؤالی دیگر در همین زمینه می‌گوید: زمینه‌های فکری، احساسی، محلی و همچنین بسترهای فعالیت‌های داوطلبانه برای مشارکت باید فراهم شود.

اگر قرار است مشارکتی در سطح محله صورت بگیرد، آن اقدامات داوطلبانه باید در راستای خیر و مصلحت منافع پیش رود. البته این منافع باید به نفع محله و در نهایت اهالی باشد.

گپ و گفت با این دانشیار جامعه‌شناس این‌گونه پیش می‌رود که وی درباره مبحث مشارکت اظهار می‌دارد: افراد نباید وادار به کمک در قالب پرداخت وجه شوند؛ چراکه اجبار، مفهوم مشارکت را از بین می‌برد و مشارکت با داوطلبانه بودن آن معنا پیدا می‌کند.
یوسفی در ادامه می افزاید: این اقدام داوطلبانه ضروری است که در راستای خیر عمومی محله باشد که در مجموع فراهم کردن این زمینه‌ها در تعریف توانمند‌سازی می‌گنجد.

*آموزش‌های تربیتی، اهالی را تشویق می‌کند

کنجکاو می شوم که بدانم توانمند‌سازی را در چه قالبی می‌توان به خورد اهالی یک محله داد تا نتیجه مثبت بر جای گذارد که وی می‌گوید: بخشی از توانمند‌سازی که «آمادگی» نام ‌دارد، در زمینه جامعه‌پذیری در محیط‌های مختلف از جمله خانواده، مدارس، مساجد و... در فرآیندی تعریف شده به وجود می‌آید.
وی اضافه می‌کند: این آمادگی‌ در قالب آموزش‌های تربیتی که فرد را تشویق می‌کند تا اعمال داوطلبانه و خیر‌خواهانه انجام دهد، نمود پیدا می‌کند.
دکتر یوسفی با بیان این مطلب که در توانمند‌سازی، آموزش به مفهوم عمومی نیست، یادآور می‌شود: بعضی اقدامات مستلزم آموزش‌های ویژه و مهارتی است.

این عضو هیئت‌علمی دانشگاه فردوسی همچنین خاطر‌نشان می‌کند: حالا که صحبت از آموزش به میان آمد‌، فراموش نکنید که تنها بخشی از این مبحث به آموزش باز‌می‌گردد و فراهم کردن‌ ساختارهای مناسب برای مشارکت، در بخش‌های دیگر این موضوع گنجانده می‌شود. وی در ادامه تاکید ویژه دارد که باید نظامی محله‌ای تدوین شود؛ چرا که این اتفاق بهانه‌ای می‌شود تا اهالی محل خود به خود به مشارکت گرایش پیدا کنند.

*با فراهم شدن بسترها مشارکت به جریان می‌افتد

وی در ادامه وارد حوزه تخصصی‌تر یعنی تشکیل و راه‌اندازی شورای اجتماعی محلات می‌‌شود و می‌افزاید: شورا‌ها یک مکانیزم هستند. نمایندگان محلات بر اساس تعاریف روشنی که از محله و هم‌محله‌ای‌های خود دارند می‌توانند تصمیم‌گیری کنند. کاری شبیه شورایاری‌ها یا معتمدان محله.
یوسفی بر این باور است که فعالیت شورای اجتماعی محلات بستگی به چارچوبی دارد که کارهایشان در آن تقسیم و مشخص شده است. اگر این چارچوب درست طراحی شده باشد و نمایندگان با اختیار تام در زمینه اموری که به نفع مردم است تصمیم‌گیری کنند، شاهد مصادیق واقعی در بحث مشارکت محله‌ای خواهیم بود.
وی با تاکید بر این مطلب که نمایندگان حاضر در شورای اجتماعی محلات باید با انتخاب مردم برای آن‌ها فعالیت کنند، می‌گوید: در چنین شرایطی با فراهم شدن بسترها بی‌تردید مشارکت به جریان می‌افتد.

البته این مهم مستلزم‌ این است که نمایندگان‌ چگونه انتخاب شوند یا چه اختیاراتی برای تصمیم‌گیری داشته باشند. مرحله بعد از انتخاب نمایندگان شورای اجتماعی محلات، اعتماد و احترام به تصمیمات اعضای این شوراست؛ چرا که این نمایندگان باید در فعالیت‌های شهری دخالت کنند و در مباحث اجرایی و حتی نگهداری پروژه‌ها مردم را نیز دخالت دهند.

*لازمه توانمند کردن، سبک‌بال شدن دولت است

و اما آخرین موضوع این گفتگو به نقش متولیان در افزایش‌دادن مشارکت و توانمندسازی خلاصه می شود که یوسفی در این باره می‌گوید: لازمه توانمند کردن، سبک‌بال شدن دولت است.
افزایش آمار مشارکت در محلات، مستلزم غیر‌متمرکز شدن نظام تصمیم‌گیری دولت است. در این بین اگر بنا باشد روند کار خوب پیش رود، باید نظام مدیریت شهری به صورت غیر‌متمرکز و برون‌سپاری کارها را انجام دهد. در این شرایط است که اعتماد مردم بیشتر می‌شود و بی‌تردید مراحل کار بهتر و با کیفیت‌تر پیش می‌رود.

*شورای اجتماعی محلات پروژه‌ای پذیرفته شده است

تفکیک مناطق شهری موضوع دیگری است که این پژوهشگر این‌گونه در موردش توضیح می‌دهد: اصل مشارکت در هر محله با اقتضائات محلی تصمیم‌گیری می‌شود. در همه مناطق و محلات سطح شهر مشارکت دفاع‌پذیر است.
یوسفی با بیان این مطلب که راه‌اندازی شورای اجتماعی محلات پروژه‌ای پذیرفته شده است، یادآور می‌شود: البته حضور و دخالت مردمی که ذی‌نفع هستند، نیز مهم و ضروری است. با آنکه فرآیند توانمند‌سازی مناسب با زمینه اولیه متفاوت است، لازم است این توانمندسازی با شیوه‌های متفاوت در محلات اجرا شود.

وی در ادامه اضافه می کند: این‌ها را برای احساس این مهم گفتم که محلات و مناطق سطح شهر با هم متفاوتند. پس بدیهی است که زمینه‌ها و بستر آنان نیز یکسان نخواهد بود.

بی‌شک زمینه آموزش‌ها و مهارت‌های منتقل شده، متناسب با آموزش‌های اولیه هر محله است، اما می شود یک آموزش حداقلی یکسان برای همه مناطق تدارک دید.

نویسنده: ملیحه ابراهیمی یزدی
نوع:
منبع درج : شهرآرا صفحه پاتوق