یکشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۴ ۱۱:۲۰ ۲۳۲۸
طبقه بندی: دبیرخانه
چچ
مفهوم محله

مفهوم محله

محله به عنوان واحد پایه و اولیه سازمان کالبدی از فضای ساختاری شهر است. این واحد از تجمع پیوستگی کم یا زیاد، معاشرت نزدیک، روابط محکم همسایگی و اتحاد رسمی میان گروهی از مردم بوجود می آید.

مفهوم محله:

برای تشکیل یک محله شهری شرایط چندی لازم می باشد:

1-دارا بودن یک حوزه جغرافیایی از شهر و وسعت کم یا زیاد

2-پیدایش و تکوین یک اجتماع کوچک گروهی از مردم شهر

3-وابستگی اجتماعی میان گروهی از مردم شهر

محلات در گذشته صرفنظر ازحجم و وسعت محله حدود عرفی خاصی داشته که برای ساکنان آن مشخص و قابل شناسایی بوده است. هویت اکثر افراد با محلات شناخته می شده و اهالی آن نسبت به محله و متعلقات آن تعصب داشته اند که این تقسیم بندی علل مختلفی داشته است:

1-گاه برای جداکردن گروه های مختلف دینی و مذهبی از یکدیگر بوده مثلا محله یهودیان، زرتشتیان، مسلمانان

2-برای جدا کردن گروه های قومی مختلف، محله ترکها ، کردها

3-در بسیاری از شهرها جدایی طبقات نیز جدایی محله را همراه داشته محله اغنیا و محله فقرا

4-گاه برای سهولت و اداره شهرها آنها رابه محلاتی تقسیم می کردند.

5-گاه مسائل نظامی سیاسی باعث تقسیم بندی ها در شهرها می شده مثلا ارگ شهر و محل حاکم نشین

6-جدایی شغلی نیز محلاتی را گاه بوجود آورده است محله مسگرها، محله گازرها و ... 

7-گاه عوامل طبیعی مانند وجود رودخانه، تپه وغیره علت جدایی محلات یک شهر بوده است (پاپلی یزدی تحقیقات جغرافیایی ش4)

بنابراین محلات با گروه های تعریف شده اجتماعی و قلمرو مشخص و محیط فیزیکی معین وکنشهای متقابل کارکردی و اجتماعی و هویت شناخته شده توسط ساکنین تعریف می شوند. محلات در شهرهای کهن فاقد مرز مشخص (به وسیله شبکه معابر) بوده اند و هر محله دارای قلمرو فضایی خاص که هر چه به محلات مجاور نزدیک می شده این قلمرو بیشتر رنگ می باخت تا اینکه به آهستگی به قلمرو فضایی محله مجاور وارد می شده. در این شهرها گذر به عنوان مهمترین نشانه در شناسایی محله قابل تشخیص بوده و در گذر محله خدمات محله ارائه می شده و مرکز زندگی عمومی محله به شمار می رفته و در نتیجه گذر محله که مرز محله و قلب محله و عنصر شاخص آن بوده و محل عرضه خدمات و فضای عمومی محله بوده است. اما در شهرسازی معاصر در پی ورود اتومبیل به زندگی شهری تغییر زیادی در بافت کهن شهری روی داد. برش های غیر اصولی بافت کهن شهری دگرگونی های زیادی در چهره شهرها به وجود آورد. ظهور عنصر خیابان و انتقال بسیاری ازفعالیت ها به کنارخیابان و تسلط کامل اتومبیل به محیط محله ای و آسیب های روانی و اجتماعی در محلات را شاهد هستیم.

مقایسه محلات در گذشته ومعاصر:

محله تقسیمات شهری سنتی در گذشته شهرهای ایران بوده است. نحوه ایجاد و پذیرش محله بعنوان واحدهای تقسیماتی در شهر خود معلول عوامل اجتماعی، اقتصادی و کالبدی زمان گذشته و به عبارت دیگر الگوی رفتاری مردم می باشد. این الگوهای رفتاری ابتدا خصوصیات کالبدی فضایی زندگی را شکل می داده و سپس با مرز بندی بین آنها و ایجاد قانونمندی های لازم به فضای زندگی شکل مطلوب را می داده است. مقایسه محله و واحدهای تقسیماتی فعلی تحت هر نامی از قبیل: واحد همسایگی، ناحیه، منطقه، حوزه و مانند آن گویای این واقعیت است که محله گذشته از عملکرد تقسیماتی خود در شهر دارای خصوصیات مستقل عملکردی و منسجمی بوده است که امروزه در هیچ یک از تقسیمات شهری نظیر آن مشاهده نمی شود. این خصوصیات عبارت از شخصیت مستقل، قابل شناسایی، باهویت خودجوش که در ساکنان خود احساس تعلق و تعصب می آفریند و همین خصوصیات است که امروزه بعنوان نشانه ها و معیارهای مطلوب برای یک جامعه شهری ایده آل به شمار می رود. در حالیکه تقسیمات فعلی اعم از واحد همسایگی، مجموعه آپارتمانی، کوی های کارمندی، شهرک های صنعتی که بنا بر علت اصلی وجودیشان که عموماً ضرورت های صرفاً اقتصادی است که فاقد آن خصوصیات می باشد محلات قدیمی شامل ارزش های اجتماعی، اخلاقی و نظارتی لازم بوده اند در حالیکه تقسیمات فعلی فاقد آنها هستند. تاثیر الگوی شهرسازی جدید بر واحدهای تقسیماتی سنتی شهرهای ما کاملاً مشهود است. محلات ما در قالب قانونمندی و سلسله مراتب خاصی از ابعاد اجتماعی-اقتصادی اداره می شدند بدین سبب محلات دارای فضای تجاری (بازار، بازارچه، گذر) و فضای فرهنگی-اجتماعی و مذهبی (مسجد، آب انبار، حسینیه) و خدماتی مانند نانوایی و بقالی و... بوده است.

اما با ورود اتومبیل و وسایل نقلیه و ضرورت تقسیمات مدیریتی جدید بافت قدیمی شهرها به هم ریخته است. عناصر و ارزش های دگرگون شده در محلات جدید عبارت است:

1-دگرگونی بنیادی در شکل و بافت محله

2-کم شدن فضای مفید مسکونی و فضای سبز و باز خصوصی

3-تغییر شکل شبکه ارتباطی

4-کم شدن مقیاس پیاده

5-تغییر شکل و گسترش فعالیت های محله ای

6-از بین رفتن حجاب مسکونی

7-کم رنگ شدن روابط اجتماعی

8-کم رنگ شدن ارزش های فرهنگی.(صمدی،73: ص66 )

جایگاه محله در شهرسازی معاصر ایران شیوه شکل گیری محلات در شهرهای ایران همانند سایر شهرهای دنیا بوده است. شکل ارگانیک محلات در گذشته باعث تمایز و جدایی محلات توسط مرزهای سخت بوده است و دسترسی تنها از طریق یک شبکه محله ای صورت می گرفته است.

وجود عناصر مصنوع کالبدی باعث تعریف شدن قلمرو ها در محلات بوده است. همچنین شکل گیری مراکز محله ای با نهادهای افتصادی-اجتماعی مورد نیاز ساکنین برخورد ساکنین محلات را به حداقل می رساند. توسعه و دگرگونی در ساختار شهری جدید، به دنبال گسترش نهادهای افتصادی-اجتماعی به همراه مداخله شهرسازان در ساختار شهر به آشفتگی در قلمروهای شهرها منجر گردید. بنابراین افزایش جمعیت و توسعه تکنولوژیکی ارتباطی، قلمروها را دارای پیچیدگی زیادتری کرد و شهرسازی نوین جستجوگر ابزارها و عناصر غیر فیزیکی و نمادین جهت تعریف قلمروها گردیده است. شهرسازی و شهرگرایی جدید و محلات محله در شهر بعنوان واحد پایه و اولیه سازمان کالبدی طی قرنها به بقاء خود در سازمان شهری ادامه داده است. با وجود افزایش سیستم های فنی ارتباطی و شکل گیری جهان شهرها و متروپل ها هنوز محلات بعنوان یک ضرورت برای تکامل انسان مطرح می باشد. بطور کلی شهرگرایی جدید محله هایی فشرده با کاربری مختلط و برخورد خوبی که با پیاده دارند و مناطقی با موقعیت و ویژگی مناسب و راهروهای کارکردی و زیبا که می توانند محیط های طبیعی و محله های ساخت انسان را با قالب، کلیّتی پایدار و ماندنی انسجام بخشند.

بطور کلی عناصر بنیادی سازمان دهی شهرگرایی جدید را محله و راهرو و منطقه تشکیل می دهد یک محله آرمانی باید این خصوصیات را داشته باشد:

1-یک مرکز و یک لبه

2-اندازه‌ی بهینه

3-ترکیبی متعادل که شامل فعالیت های زندگی، کار، رفتن به مدرسه، عبادت و تفریح باشد

4-شبکه خوب از خیابان های به یکدیگر مرتبط که مکان ساختمان ها و ترافیک را سازمان دهی می کنند

5-اولویت دهی به فضاهای عمومی و جایگیری مناسب ساختمان های شهری.

به طور کلی ساختار محله ای دارای مرزبندی یکی از خصوصیات شهرسازی جدید است.

بنابراین شهرگرایی جدید به دنبال کشف دوباره سنت های برنامه ریزی و ایجاد مکان های اجتماعی و محله های به یادماندنی است. شهرگرایی جدید در پی تلاش به آمیختگی اجتماعی و محیطی و مکانی است. پس یکی از عناصر مهم شهرگرایی جدید محله و محله گرایی است. به طوری که اصول به کار رفته در طراحی یک محله شهری باید برای کل شهر به کار گرفته شود. هویت بخشی و مشارکت اجتماعی محله ای محله بعنوان یکی از زیر ساخت های ساختاری- کالبدی دارای اهمیت می باشد. ادامه حیات شهری دلیل بر اهمیت محله در تکامل اجتماعی-روانی شهرنشینان می باشد بنابراین محله تبلور کالبدی اجتماع و مرز های آن تبلور حریم ها و قلمروها می باشد. پس یکی از ویژگی های محیط شهری قابل زیست، وجود اجتماع مشارکتی در جامعه شهری می باشد. اجتماع شهری باعث می گردد که کنش متقابل اجتماعی و جامعه مدنی شکل می گیرد و واحد مکانی که این کنشها عمدتاً در آن شکل می گیرد محله می باشد.

بنابرین توجه به بعد اجتماعی محله، قلمروهای اجتماعی و غیرکالبدی یکی از ضروریات محیط قابل زیست شهری است. بنابراین ایجاد عناصر کالبدی که بتوانند مرزهای قلمرویی اجتماعی را هر چه بیشتر متبلور سازد می تواند به ساماندهی بیشتر کنش های متقابل در اجتماع انسانی منجر شود. با تحلیل معنای روان شناختی فضا برای افراد و گروه ها می بینیم که چگونه مکان های متفاوت هویت متفاوتی دارند.

به جای تفکر انتزاعی درباره فضا که در آن فضا در هر جایی که باشد دارای ویژگی های مشابهی است که باید به شرایط محلی زندگی انسان های متفاوت بیشتر توجه کنیم. درک این که مردم فضا را چگونه در می یابند و از آن استفاده می کنند کمک می کند تا برنامه ریزان به سمت حفظ و تقویت هویت محلی متوجه شوند.


نویسنده: دکتر علی آذر
نوع: