یکشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۴ ۱۱:۲۵ ۱۲۲۹
طبقه بندی: دبیرخانه
چچ
مشارکت اجتماعی از نگاه اسلام

مشارکت اجتماعی از نگاه اسلام

در اسلام، اصول فراوانی وجود دارند که کنشگران اجتماعی را به مشارکت در امور دعوت می نمایند.


در اسلام، اصول فراوانی وجود دارند که کنشگران اجتماعی را به مشارکت در امور دعوت می نمایند. برخی از این اصول عبارتند از:

1. تعاون و همکاری: انسان به حکم اجتماعی بودن، در جهت آسایش و تأمین آرامش و امنیت خود، به دیگران نیازمند است و همین نیازها او را در جهت تعاون و مشارکت با دیگران ترغیب، تشویق و گاه مجبور می‌کنند. اصولاً به همان اندازه که انسان‌ها و جوامع بشری مترقّی‌تر و متکامل‌تر می‌گردند، مشارکت و همکاری انسان‌ها نیز باید افزایش یابد؛ ولی عملاً جوامع انسانی به خاطر رشد روحیه فردگرایی، در پی سلطه مطلق عقلانیت ابزاری، دچار حالت ذرّه‌ای شده‌اند که در آن همکاری، یا وجود ندارد و یا اگر وجود دارد هدف فردی در اولویت قرار دارد؛ یعنی برخورد ابزاری با یکدیگر. در دین اسلام، مشارکت و تعاون یکی از آموزه‌های اصلی است؛ چنان‌که خداوند در آیه 2 سوره مائده می‌فرماید: «وَ تَعَاوَنُواْ عَلَی الْبرِّ وَالتَّقْوَی وَلاَ تَعَاوَنُواْ عَلَی الإِثْمِ وَالْعُدْوَانِ. » گرچه در اسلام، مشارکت در هر کاری تأیید نگردیده و فقط به مشارکت در کارهای خیر و نیک امر شده، ولی مشارکت در کارهای خیر، اموری همانند ترویج عدالت، برابری، صلح، امنیت و توسعه در جهت رشد و ارتقای بشری را دربر می‌گیرد که اگر این اصل در جامعه نهادینه گردد و مردم بدون توجه به روابط شخصی، نژادی و خویشاوندی، با آنان که به انجام کارهای سازنده و مثبت اقدام می‌کنند همکاری و همیاری نمایند، بسیاری از ناهنجاری‌های اجتماعی حل می‌شود و جامعه‌ای مملو از تعاون به وجود می‌آید. البته باید دقت نمود تعاون موردتأکید دین مرادف با همکاری نیست؛ زیرا شرط لازم در همکاری وجود نیازمندی مشترک است، و حال آنکه در تعاون چنین نیست؛ یعنی علاوه بر نیاز مشترک، تمایل انسان‌ها به معاضدت با یکدیگر نیز شرط است. به همین دلیل، گفته می‌شود: رفتار تعاونی نیازمند ـ دست‌کم ـ «روح با هم بودن» و اعتماد به یکدیگر است و از این‌رو، تعاون چیزی فراتر و بالاتر از همکاری است. تعاون انگیزه‌ای است که فرد را تشویق و ترغیب می‌کند تا در فعالیت‌های روزمرّه خود را وقف خدمت به دیگران در جهت نیل به اهداف عالی الهی نماید. 56
در مقابل حالت شدید فردگرایی در جوامع نوین، دین اسلام می‌تواند نقش مهمی در ایجاد روحیه دیگرخواهی ایفا نماید و ازاین طریق، سلامت، امنیت و رستگاری را در جامعه به ارمغان بیاورد. ویل دورانت درباره اهمیت دین در تقویت روحیه جمع‌گرایی و مبارزه با روحیه فردگرایی می‌نویسد:
در تمام پیچ و خم‌های زندگی انسان، غرایز شخصی از غرایز اجتماعی قوی‌تر است.... کار بزرگ دین این است که از راه شعائر دینی و تعالیم اخلاقی و بشارت به بهشت و ترس از دوزخ، انگیزه‌ها و دواعی به حال نوع را حمایت کند. به عبارت بهتر، از انگیزه‌های تعاون و همکاری در برابر انگیزه‌های قدیمی خودپرستی، که در طی میلیون‌ها سال با نبرد برای زندگی و جنگ و غارت و خوردن و زورگویی پیوند و پرورش یافته است، دفاع کند. من به جهنم عقیده ندارم، ولی مطمئنم همین عقیده بسیاری از مردم را از شیطنت و شرارت باز داشته است. 57

2. مشورت در اسلام: مشورت و مشارکت دادن دیگران در تصمیمات جمعی در امور مهم سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و به بیان مختصر، آنچه به سرنوشت جامعه مربوط است، از مهم‌ترین مسائلی است که اسلام آن را با دقت و اهمیت خاصی مطرح نموده است و در آیات، روایات و تاریخ پیشوایان بزرگ اسلام، جایگاه ویژه‌ای دارد.
خداوند در آیه 159 سوره آل عمران به پیامبر دستور می‌دهد که با مسلمانان در امور، به مشورت بپردازد: «وَشَاوِرْهُمْ فِی الأَمْرِ»و در آیه 38 سوره شوری، مشورت با دیگران را یکی از اوصاف برجسته مؤمنان در کنار ایمان به خداوند و برپایی نماز قرار داده است. 59
برخی معتقدند: تشریع فریضه مشورت به این معناست که هیچ‌کس نمی‌تواند تمام مسائل فردی‌اش را به تنهایی حل نماید، پس باید با دیگران مشورت کند و نتیجه این عمل داشتن ارتباط با دیگران است. و چون آدمی در مسائل فردی‌اش به مشورت احتیاج دارد، در مسائل اجتماعی، که بسیار پیچیده است، به طور حتم، نیازمند مشورت است. به همین دلیل، برای مشورت با دیگران، باید با آنها ارتباط داشته باشد و آنها را در مسائل اجتماعی برانگیزاند. بدین‌سان، مشورت، فرد را به دیگران پیوند می‌زند و او را به شرکت در مسائل اجتماعی برمی‌انگیزاند و به بیان دیگر، مشورت هم مانع فردگرایی و هم مانع استبداد است.

3. اصل «مسئولیت‌پذیری»: یکی از اصول اجتماعی بنیادی مورد نظر دین اسلام، اهتمام مسلمانان و مسئولیت‌پذیری آنان نسبت به همدیگر است که از آن به «تکافل اجتماعی» نیز تعبیر شده است؛ یعنی مسئولیت و تکالیفی که اعضای جامعه نسبت به همدیگر دارند. 61 احادیث زیادی در این زمینه وجود دارند که اهمیت این اصل را می‌رسانند؛ مانند این فرمایش پیامبر: «من اصبح و لم یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم. »62 به حکم اینکه اگر کسی در میان گروهی باشد و در خدمت آن گروه نباشد بیگانه است، معنای حدیث این می‌شود که اگر مسلمانی در میان مسلمانان باشد و در خدمت آنان نبوده و کاری به کار آنان نداشته باشد، جزو مسلمانان نیست و از آنان بیگانه است. 63 اهتمام به امور مسلمانان به مثابه یک اصل، از برخی مصادیق برخوردار است که برخی از آنها عبارتند از:
الف. اصلاح بین مردم: در اهمیت اصلاح میان مردم و حل مشکلات آنان، آیات و روایات متعددی وجود دارد که در اینجا، فقط به یک نمونه اکتفا می‌شود. خداوند در آیه 1 سوره انفال می‌فرماید: «فَاتَّقُواْ اللّهَ وَأَصْلِحُواْ ذَاتَ بِیْنِکُمْ. » در آیه 10 حجرات نیز به این مسئله سفارش شده است.
ب. تأمین نیازهای دیگران: برآورده ساختن حاجات دیگران نیز یکی از وظایفی است که مسلمانان بر عهده همدیگر دارند. در حدیثی آمده است: «لَقضاء حاجهِ امرءٍ مؤمن احبّ الی اللّه من عشرین حجه کل حجه ینفق فیها صاحبها مأه الف. »64 نه تنها اصل برآورن حاجت دیگران واجب است، بلکه پیش‌گام شدن در این کار نیز واجب است. در حدیثی از امام صادق علیه‌السلام نقل شده است: «اذا علم الرجل اَنَّ اخاه المؤمن محتاجٌ فلم یعطه شیئا حتی سأله ثم اعطاه لم یؤجر علیه. »65
ج. سود رساندن به دیگران: سود رساندن به همدیگر وظیفه هر مسلمانی است؛ چنان‌که پیامبر صلی‌الله‌علیه‌و‌آله می‌فرماید: «الخلق عیال اللّه فاحبّ الخلق الی اللّه من نفع عیال اللّه. »66
بالاتر از آن، از نظر اسلام، اصل این است که در هر کاری، در درجه نخست، سود و نتیجه مفید فردی و اجتماعی آن لحاظ شود و هر کاری بدون فایده، لغو و ممنوع است. 67 بنابراین، هر کاری که انسان انجام می‌دهد به صورت مستقیم یا غیرمستقیم، در جامعه و به حال دیگران تأثیر دارد و تمام افراد از آن بهره‌مند می‌شوند.

4. اصلاح و مبارزه با ناهنجاری‌ها: امر به معروف و نهی از منکر به مثابه دو اصل اصلاح‌جویی و مبارزه دایم با فساد، از اصول زیربنایی دیگر اسلام هستند که افراد را به مشارکت اجتماعی و بالاتر از آن، به نظارت و کنترل اجتماعی ملزم می‌نمایند. آیات و روایات فراوانی در ارتباط با اهمیت این دو اصل وجود دارند. آنچه در این‌باره اهمیت دارد پیوند این دو اصل با سرمایه اجتماعی است. آنچه این دو اصل را با ایجاد سرمایه اجتماعی پیوند می‌دهد این نکته است که این دو اصل زیربنای دیگر اصول هستند و در صورت زنده بودن اینها، سایر دستورات دین نیز در جامعه زنده خواهند بود. «امر به معروف» و «نهی از منکر» به عنوان دو اصل نظارت همگانی، به تمام افراد اجازه می‌دهند با هر نوع کج‌روی و هنجارشکنی در حد توان خود، مقابله نمایند و در صورتی که ارزش‌ها و هنجارها از چنین ضمانتی اجرایی در جامعه برخوردار باشند، کمتر کسی پیدا می‌شود که هنجارها را نقض نماید. در این صورت، امنیت، آرامش و اعتماد بر جامعه حاکم می‌شود، کنش‌های فردی و اجتماعی تسهیل می‌گردند و هیچ خطری افراد را تهدید نمی‌کند.
به بیان دیگر، در «امر به معروف» و «نهی از منکر» یک مصلحت اجتماعی و فرافردی نهفته است و آن اینکه وقتی کار زشتی در جامعه انجام می‌گیرد پیامد آن به فرد محدود نمی‌ماند و به سایر نقاط جامعه نیز تعمیم پیدا می‌کند؛ یعنی در اجتماع انسانی، چیزی به اسم ضرر فردی وجود ندارد و هر زیان فردی از امکان تبدیل شدن به ضرر جمعی برخوردار است. علاوه بر آن، افراد جامعه دارای سرنوشتی مشترکند. به همین دلیل، اسلام به افراد جامعه اجازه نمی‌دهد که زیست جهان انسانی را آلوده و کدر نمایند. 69 و به منظور پیش‌گیری از این حالت، حق نظارت نسبت به رفتار دیگری را به همه داده است و مقابله منطقی همگانی با ناهنجاری‌ها ضریب اطمینان افراد جامعه را افزایش می‌دهد.
دورکیم یکی از کارکردهای دین را نظارت و کنترل اجتماعی قلمداد نموده، معتقد است: دین از طریق تقویت ارزش‌ها و هنجارهای مهم و مسئول دانستن انسان‌ها در سرنوشت مشترکشان، نقش مهمی در کنترل اجتماعی ایفا می‌کند.

منبع و اصل مقاله از سایت باشگاه اندیشه اقتباس شده است.

نویسنده: امان الله فصیحی
نوع:
منبع درج : مجله ی معرفت