شنبه, ۰۶ تیر ۱۳۹۴ ۰۹:۵۹ ۱۵۳
طبقه بندی: دبیرخانه
چچ
نکاتی چند در باب ساختار مدیریتی شوراهای اجتماعی محلات

نکاتی چند در باب ساختار مدیریتی شوراهای اجتماعی محلات

حضور پررنگ و تاثیرگذار شهروندان در تصمیم گیری ها و سیاستگذاری های مدیریت شهری ضرورتی اجتناب ناپذیر است.از این رو شهرداری مشهد در راستای تحقق محله محوری و تقویت هویت محلات اقدام به ایجاد شوراهای اجتماعی محلات نموده است.

به گزارش " مشهد ما" ؛ تحقیقات مبین این نکته است که بین میـزان مشارکـت اعضـای یک جامعه درتصمیم گیری های مدیریتی و ضریب همبستگی و  تعهد اعضا به رشد  جامعه مذکور رابطه ای مستقیم برقرار است و از این جهت تشکیل شوراهای اجتماعی علاوه بر این که می تواند بستری برای ایجاد این مشارکت فراهم نماید، می تواند زمینه ساز انعکاس نیازها و مطالبات بر حق شهروندان به رده های بالاتر و نزدیک سازی تصمیم گیری به عمل را فراهم آورد.
تجربیات مشابه در کشورمان و دنیا نشان می دهد که آسیب هایی چند متوجه نهادسازی در چنین حوزه هایی می باشد که اگر از ابتدای شکل گیری تدابیر لازم جهت جلوگیری از آن اندیشیده نشود نه تنها مانع تاثیرگذاری مورد انتظار این نهاد در بهبود امور شهری خواهد شد که می تواند آن را به یک معضل شهری تبدیل نماید.در این مقاله تلاش شده است از جنبه ساختارهای مدیریتی به برخی از این آسیب ها و نکات مدیریتی قابل استفاده جهت اجتناب از آن اشاره شود.

1-    تفویض اختیار پلکانی : یکی از آسیب های موجود در بدو تشکیل شوراهای اجتماعی این است که طبیعتا در ابتدا به لحاظ مبهم بودن فضای فعالیت و عدم آشنایی اعضا  با ماهیت و فلسفه تشکیل این شوراها تصمیماتی گرفته شود یا در تعریف برنامه برنامه هایی تعریف می شود که با هدف کلان و اصلی تشکیل این شوراها سنخیت نداشته باشد و به طور طبیعی تجربیات شخصی و حوزه فعالیت و سابقه کاری اعضای هر یک از شوراها نیز بر این تعریف تاثیر خواهد گذاشت و منجر به اشتباهاتی در برنامه ریزی و اجرای کار در ابتدای فعالیت خواهد شد. لذا لزوم وجود  ستاد فکری و پشتیبانی قوی برای شوراهای احتماعی  به عنوان پشتیبان در تنظیم اسناد و نظارت بر نحوه عملکرد این شوراها لازم است.این ستاد می تواند همچنین اموری  مانند نظارت و آموزش (در زمینه مظایف تعریف شده مثل شناسایی شبکه مسائل) و توانمندسازی شوراهای اجتماعی را  به عهده داشته باشد.به طور طبیعی در ابتدای کار این ستاد باید نقش نظارتی فعالتر و قدرتمندتری داشته باشد و به تدریج و در یک بازه زمانی مثلا 5 ساله ضمن ایجاد فکر و نهاد برنامه ریزی در شوراها با توجه به میزان توانمندی اختیارات خود را به آن ها منتقل بکند.
باید ضمن پذیرش سطحی از اشتباهات در عملکرد این شوراها توجه داشت که خطای عملیاتی در بخش غیر دولتی بهتر از عملیات نکردن در بخش دولتی است. چون در بخش غیر دولتی می‌توان وارد سعی و خطا شد و به مرور زمان عملکرد را اصلاح کرد و این قابل دفاع‌تر از عدم اشتباه در بخش دولتی است که حاصل از عدم انجام فعالیت‌های مفید است.

2-    نحوه تخصیص اعتبارات : در مقوله هدایت تسهیلات و اعتبارات و سیاستهای حمایتی به سمت شوراهای محلات نیز نیز اگر چه شناخت شوراهای اجتماعی از شهرداری ها نسبت به مسائل بیشتر است، اما حداقل در ابتدای امر برخی تجارب اجرایی و تخصصی لازم برای هدایت و هزینه کرد این بودجه ها در بسیاری از این شوراها وجود ندارد. لذا باید چگونگی و فرمول انجام کار توسط ستاد این شوراها پیش‌بینی شود و اجرای آن و هزینه کرد با نظارت شهرداری توسط خود شوراها انجام شود و بودجه تخصیص یافته نیز به تدریج افزایش یابد . در بحث تخصیص بودجه همچنین می توان شاخص هایی را در نظر گرفت و بنا به کارایی هر یک از این شوراها و بهبود شاخص های فعالیت میزان بودجه تخصیص یافته را افزایش داد. همچنین می توان در مواردی این کمک ها را در قالب مشارکت در برنامه های محله تا سقف آورده خود شوراها از طریق مشارکت مردمی در نظر گرفت.طبیعی است در ابتدای شروع فعالیت میزان مشارکت شهرداری در تامین این هزینه ها می بایست بیشتر باشد تا به تدریج زمینه افزایش مشارکت محلات فراهم شود.

3-    کلان نگری در کنار جز نگری : اگر چه یکی از مهمترین مزایای تشکیل شوراهای اجتماعی محلات نزدیک شدن تصمیم گیری به اجرا می باشد، اما این مساله در بسیاری از موارد منجر به اتخاذ تصمیماتی خواهد شد که با مسائل کلان و سیاست های بالادستی شهری فاقد تناسب و سازگاری است. لذا لازم است جهت ایجاد دید کلان در اعضا و مدیران این شوراها آموزش های لازم در زمینه آشنایی با مسائل کلان شهر و اسناد بالادستی دیده شود.


4-    رابطه تقویت هویت محله ای و شهری : یکی از اهداف ذکر شده جهت تشکیل شوراهای اجتماعی محلات تقویت هویت محله می باشد که از طریق افزایش سرمایه اجتماعی در این تقسیم بندی شهری اتفاق می افتد. در ادبیات مربوط به سرمایه اجتماعی دو نوع سرمایه اجتماعی از یکدیگر تفکیک شده است. یکی سرمایه اجتماعی درون گروهی یا در داخل یک شبکه اجتماعی مثل محلات شهری و بین اعضای آن ( bonding social capital ) و دوم سرمایه اجتماعی بین شبکه ها یا سرمایه اجتماعی متصل کننده   (capital (bridging social که در اینجا می توان آن را به تقویت هویت شهری تمثیل نمود.
باید توجه داشت بر اساس نظریات جامعه شناسی نوع برون گروهی سرمایه اجتماعی یا همان سرمایه اجتماعی بین شبکه ای در زمینه رشد و توسعه جامعه عملکردی مثبت دارد اما نوع درون شبکه ای سرمایه اجتماعی در صورتی که همراه با تقویت ارتباط و اعتماد بین شبکه ها با یکدیگر نباشد می تواند کارکردی منفی در این زمینه پیدا کند. البته باید توجه داشت سرمایه اجتماعی درون گروهی شرط لازم توسعه نوع قدرمندتر آن یعنی سرمایه اجتماعی پیوندی است. اما این دو نوع در صورتی که با هم در تعادل باشند می توانند سودمند باشند و در غیر این صورت ممکن است بر ضد هم عمل کنند.
به عبارت دقیق تر اگر در کنار تقویت هویت محلات به افزایش هویت شهری و توسعه سطح ارتباطات و اعتماد بین محلات با یکدیگر توجه نشود این رشد هویت محله ای به افزایش گروه گرایی و تلاش اعضای هر محله جهت توسعه محله خود حتی به بهای آسیب رسانی و عدم توجه به منافع شهری منجر خواهد شد. لذا لازم است تقویت هویت محلات در برنامه های شوراهای اجتماعی محلات از گذرگاه تقویت هویت شهری عبور کند.

5-    مستندسازی تجربیات و تسهیم دانش : یکی از مهمترین روش های ارتقا سطح کارآیی شوراهای اجتماعی محلات، مستندسازی تجربیات و ایجاد زمینه های مدیریت و تسهیم دانش بین این شوراها می باشد. در این زمینه ترکیب مناسبی از فناوری های اطلاعاتی و تعامل انسانی را باید فعال ساخت تا سرمایه های انسانی و تجربه های کسب شده در شوراها را شناسایی و ثبت کند تا برای سایر شوراها و همچنین اعضای آینده این شوراها قابل استفاده باشد. در این زمینه طیف متنوعی از ابزار را می توان مورد استفاده قرار داد که از ابزاری ساده مثل یک نشریه و خبرنامه جهت انعکاس فعالیت این شوراها تا سیستم های نرم افزاری مدیریت دانش را در برمی گیرد.این سیستم را می توان حتی جهت اشتراک گذاری دانش شوراهای محله کلان شهرهای کشور با یکدیگر نیز به کار برد. دخالت معیارهای دانشی در سیستم ارزیابی شوراهای اجتماعی از جمله فاکتورهایی است که می تواند جهت ایجاد انگیزش برای اشتراک گذاری دانش مورد استفاده قرار گیرد.

6-    توجه به بخش نرم افزاری به جای سخت افزاری : باید توجه داشت که ایجاد شوراهای اجتماعی اقدامی نرم‌افزاری و با ادبیات نوین در کشور می باشد، لذا از دیگر آسیب های متوجه این نهاد که در بسیاری از نهادهای مشابه در کشور نیز تجربه شده است، غلبه نگاه سخت افزاری به رویکرد نرم افزاری در اداره آن است که خود اعضای این نهادها نیز معمولا به این سمت تمایل پیدا می کنند که در ابتدای فعالیت به دنبال سازمان سازی از طریق ایجاد دفتر کار و استخدام کارمند به جای استفاده از ظرفیت های موجود در محله و مشارکت مردم می باشند.لذا باید به جای تفویض وظایف اداری سنگین که مستلزم ایجاد ساختارهای اداری و سازمانی می باشد، وجه مطالبه گرایانه و ارتباطی این شوراها را تقویت نموده و مانع گسترش سخت افزاری و بزرگ شدن آن شد که در غیر این صورتر شاهد  یک بوروکراسی جدید در کنار سایر بوروکراسی های مشابه در سیستم اداره شهر خواهیم بود.

نویسنده: میثم ظهوریان
نوع: