یکشنبه, ۲۰ اردیبهشت ۱۳۹۴ ۱۰:۳۵ ۱۲۱
طبقه بندی: دبیرخانه
چچ
محله چیست؟

محله چیست؟

عادت کردیم به نام و واژه بسنده کنیم . به نام های « شهر » و « محله »، عادت کرده ایم و از آنچه این دو باید باشند در گذشته ایم ، شهر جایگاه انسان متمدنی بود که خواهان آگاهی ، آزادی و رستگاری هم بود. شهر موجود زنده ای است که هم می تواند بی شعور رشد کند و هم تا اوج شعور . شهر می تواند در حد فاصل پژمردگی گیاه و شکوفایی انسان رشد کند و این رشد از طریق چگونگی حضور « ما » ( مردم ، مسئولان و متخصصان ) در شهر بروز می کند . شهر مکان و تجلی گاه حضور و شعور ماست . شهر و محله های آن مکانی است که همه ی بخش های ساکن و ساکنان بخش های آن می توانند در آن شکوفا شوند . محله مکان گشایش فکر است و شعف خاطر. اکنون « ما » در تجمعی فشرده و خاکستری از سکوت و فعالیت در هم می لولیم بی آنکه فرصتی برای تفکر ، تعالی آگاهی ، بروز وجدان ، فرهنگ و هنر داشته باشیم . آنچه میلیون ها تهرانی در فشردگی و آلودگیِ تمام در بناهای سست آن به سر می برند ، شهر نیست . بهانه ای است برای چوب حراج زدن به قلمرو عمومی ، به چشم انداز ، به آفتاب ، به سلامت و به امنیت . شبح شر بر فراز شبه شهر تهران مدتهاست پرواز می کند ، تا عادت باورهای « ما » چه تصمیم بگیرد.


محله چیست؟

 شهر حاصل تکامل تاریخی و طبیعی جوامع زیستی انسان است . و در مکانی طبیعی قرار دارد . از این رو هویت یک شهر با پیرامون آن آمیخته است .

از پیدایش نخستین شهرها در جهان حدود ده هزار سال می گذرد . این شهرها با آغاز انقلاب کشاورزی ایجاد شدند . در پی تحولات فناوری و سازماندهی تولید کشاورزی ، انقلاب شهری دوم از حدود پنج هزار سال پیش ایجاد گردید . بطوریکه دولت ها شکل گرفتند و دولت – شهرها و امپراتوری ها پدید آمدند و بدین ترتیب انواع حقوق شهروندی نیز تعریف شد ، که البته در تمامی آنها شهروند به عنوان تابع دولت محسوب می شد و به هیچ وجه معنای امروزی جامعه (society  ) وجود نداشت .

در جامعه امروز شهری برای دستیابی به توسعه پایدار شهر ، محلات بنیادی ترین عناصر شهری و حلقه واسط بین شهر و شهروندان می باشند . از گذشته های دور محله های شهرها در شکل دهی و سازماندهی امور شهری جایگاه ویژه داشتند . هر محله با ارایه خدمات روزمره مورد نیاز خود و با ایجاد نمادهای محله ای و ویژگی های خاص موجب می شد ساکنان آن نوعی احساس تعلق و نوعی هویت داشته باشند تا جایی که هر شهروند با نام محله ای که در آن می زیسته شناخته می شد .

با تحولات سریع دوران معاصر ورود به مرحله گذار و تغییر زیربناهای معیشتی و روابط اجتماعی ، این فعالیت به هم ریخت . در گذشته جهت مدیریت آبادانی ، پاکسازی و ایجاد امنیت و ... از اهالی محله مشارکت می خواستند و در تمام مسایل مربوط به محله ، نقش شهروندان حایز اهمیت بود .

ولی به مرور این نقش از مردم برداشته شد و ساکنان محله ها از هویت خاص محله خود تهی شدند . در چین وضعیتی شهروندان خود را منفعل و جدا از محله و شهر احساس می کردند و همچنین مسایل شهر در غیبت شهروندان اداره می شد .

در این بین محله ها و شهر وضعیت نا پایداری می یابند و تعهد در این جامعه به عنوان فرصتی برای با فضیلت شدن و خدمت به جامعه تلقی نمی گردد.

بنابراین محله رکنی است مابین خانواده و شهر . محله از خانه های مجاور هم در یک فضای جغرافیایی خاص تشکیل می شود و خانواده نسبت به محله مسکونی خود احساسی مشابه خانه مسکونی خود را دارد و با ورود به محله خود را در یک محیط آشنا و خودی مثل خانه می بیند. محله از تجمع و به هم پیوستگی ، معاشرت نزدیک ، روابط محکم همسایگی و اتحاد غیر رسمی میان گروهی از مردم به وجود می آید.

 

وضعیت شناسی محله ها

 اگر با دقت بیشتری به وضعیت محله های مختلف ، که به دلیل گسترش سریع و بدون مطالعه شهر دچار دگرگونی شده اند بیندازیم ، به این نتیجه می رسیم که محله ها در گیر و دار این تحولات دچار تغییراتی شده اند که در نهایت به از دست رفتن هویت آنها و در نتیجه کاهش تعلقات فرهنگی – اجتماعی شهروندان به آنها ختم شده است .

شاید بتوان عدم مشارکت با مدیریت شهری توسط شهروندان ، در حل مشکلات شهری را از نتایج ، از بین رفتن تعلق خاطر ساکنان محله ها به آنها دانست . و همین نتیجه گیری کافی است تا به مشکلات فرهنگ سازی برای بسیاری از طرح هایی که به مشارکت شهروندان نیاز دارند پی ببریم .

طرح هایی نظیر جمع آوری زباله ، حفظ فضای سبز محلی ، آموزش های ترافیکی منطقه ایی ، آمادگی برای مقابله با بحران و ... . به عنوان مثال نواب که پروژه ای با هدف نوسازی محله ای قدیمی و فرسوده بود ، به دلیل در نظر نگرفتن بعضی از اقتضا های محلی با مشکلاتی روبرو شد که مسؤولان را بیشتر متوجه تأثیر فضاهای کالبدی بر مسائل فرهنگی اجتماعی و گاه روزمره شهروندان کرد .

به عنوان مثال عبور بزرگراه نواب از میان یک محله به هم پیوسته و قدیمی و قطع ارتباط محلی ، نبود رابطه و دسترسی مناسب بین محله قدیمی و بافت تازه ساز پروژه نواب و برخی اشکالات مربوط به فضای عمومی ، آپارتمان های جدید از مواردی بود که اگر چه به هنگام اجرای پروژه – برخی کارشناسان به آن اشاره کرده اند ، اما پس از ساخت و به جریان افتادن زندگی در محله تازه شکل گرفته بیشتر نمایان شد .

 

شهروندان چگونه می توانند به محله های خود معنا بدهند :

 موضوع معنا بخشیدن به محله مسئله ای است که به ساخت های اجتماعی بر می گردد . در کلان شهری مثل تهران ، اجتماع به شدت بیگانه است ، اجتماع متشکل از مردمانی است که حیطه آنها حیطه فردی است و حیطه همگانی و عمومی نیست ، بطوریکه شهروندان با هم بیگانه اند .

در گذشته در شهر سازی سنتی ایران عرصه های عمومی مثل مسجد و میدان و ... وجود داشتند که همه از آن یا از کنار آن عبور می کردند و چنین فضایی قابلیت ویژه ای برای شکل گیری اجتماعات فراهم می کرد . اما امروزه چون این معنا وجود ندارد این فضا ها نمی توانند همچون گذشته در محله ، خود را تعریف و جایگاه حقیقی خود را پیدا کنند .

بنظر می رسد مهمترین راهکار ساخت این معنا در محله ها ، بهره گیری از مشارکت مردم است . اگر نظام برنامه ریزی در عملکرد حوزه شهری ، به مردم اجازه دهد که عرصه های عمومی خود را شکل دهند ، بدون تردید عرصه های عمومی تشکیل می شود و فضاهای متناسب آن ساخته می شود .

جامعه به مشارکت مردم نیاز دارد ، اما تا بستر مشارکت وجود نداشته باشد ، نهاد های مشارکت شکل نمی گیرد . بنابراین برای زمینه سازی مشارکت مردم نخست باید آنها را به عنوان یک فرد به رسمیت شناخت و سپس آنها را با مسؤولیت ها و وظایف شهروندی آشنا نمود و با ایجاد ساز و کارهایی همه مردم را درگیر کرد تا مشارکت واقعی شکل بگیرد و مردم در سرنوشت محله و کوچه خودشان شریک شوند .

شورا نیز در این بستر معنا پیدا می کند ، شورای محله به مفهوم مالکیت جمعی است و احساسی که به فضای عمومی شهری یا برای مالکیت جمعی شکل می گیرد .


فرهنگ محله ای شهرهای ایران

 

زیست شهری ایرانیان در سه لایه متقاطع صورت می گیرد . خانه مسکونی ، محله شهری ، شهر . یافته ها ، آموزه ها و تجربه های علمی نشان می دهد استوار ترین و پرشور ترین فضای زیستی شهروندان محله ها می باشند.

چرا که بررسی ها نشان می دهد انسان ایرانی بیش از آن  که در گستره خانه یا گستره بازار و پهنه فراگیر شهر حضور داشته باشد ، در محله خود حضور و عینیت داشته است .

پیش از این جمعیت محله ها از کسانی تشکیل می شد که از جهت شغل یا اعتقادات دینی و یا سابقه قومی بسیار به یکدیگر شبیه بودند و به اصطلاح به فرهنگ مشترکی خو گرفته و از هنجارهای آن پیروی می کردند.

بطور کلی ویژگی مهم و مثبت محله داشتن نوعی روح جمعی بود که مظاهر آن وحدت و پیوستگی افراد به یکدیگر و احساس یگانگی و نیز آمادگی برای مساعدت و همکاری در راه حفظ شعار محله و بهبود اوضاع آن بود .

متأسفانه برای تحولات سیاسی دو قرن اخیر و پدید آمدن ملت در برابر دولت و مرکزیت آن و دگرگونی اقتصادی و اجتماعی مانند : مهاجرت ، به وجود آمدن شهرهای بزرگ و نفوذ پذیری فرهنگ غربی و ... محله رفته رفته ساختار و کارکرد های دیرینه خود را از دست داد و به « منطقه » یعنی واحدی که دولت برای اجرای برنامه های خود بر ساخته است ، تبدیل شد .

در چنین جمعی افراد با داشتن فرهنگ ها و عادات و آداب گوناگون و ... برحسب اتفاق در کنار یکدیگر سکنی گزیده و خود را در برابر دولت و نسبت به آن طلبکار می دیدند . در واقع ساکنان مناطق جدید به جای آنکه مانند محله قدیم ، خود را در امور آن سهیم و در برابر پیشامدها مسؤول بدانند ، از دولت می خواهند که همه مشکلات را حل کند .

 

مفهوم مدرن محله

محله امروز همان با همستانی است که از گذشته در مشرق زمین و شرق ایران وجود داشته است . امروز انسانها به دنبال جایگاهی هستند که بتوانند با حضور در شهر خود را بشناسند .

البته این فرایند در بسیاری از کشورهای دیگر آغاز شده ، در حالی که کشورهای دیگر اجتماع( community ) را به وجود می آورند ، ایران سالهاست که این مفهوم را از دست داده است .

می توان گفت که این اتفاق یکی از پیامدهای مواجهه ناکارآمد با مدرنیسم است . فقدان فرهنگی و هویتی در شهرهای امروز حاصل نوگرایی و برخواسته از دیدگاه های نو پردازی است که در دوره معاصر بر ایران حاکم شده است . البته تهران، آنگونه که برخی پنداشته اند ، شهری بی هویت و شهری بی ریشه نیست . تهران گنجینه ای فراهم آمده از افزون بر دویست سال مدنیت عصر جدید در این سرزمین است ، که باید با فرهنگ دیروز و امروز و حوادث تلخ و شیرین گذشته آن باز سازی شود .

مسئله تهران تنها نارسایی های زیست محیطی ، معضلات رفت و آمد و دیگر تنگناهای شهر نشینی در این شهر پر ازدحام نیست . مسئله مهم این شهر ، به عنوان یکی از مراکز مهم سیاسی و فرهنگی جهان اسلام ، احساس نوعی بی هویتی و عدم تعلق فرهنگی و اجتماعی به شهر و دیار ، از سوی ساکنین و شهروندان آن است . 

- هویت فرهنگی و تعلق اجتماعی :

هویت فرهنگی و اجتماعی در تداوم حیات اجتماعی انسان نقش مهمی را در انجام وظایف و مسئولیتهای اجتماعی و شهروندی ایفا می کند . هویت فرد در گرو برایند متناسب و مناسبی از سایر هویتهای وی از جمله هویت فرهنگی و اجتماعی است . هویت اجتماعی و فرهنگی نیز در گرو برخورداری از شرایط مناسب زیستی به ویژه زندگی اجتماعی و فرهنگی است . به گونه ای که بتواند منشاء خاطره برای فرد گردد.

 

 

احساس تعلق اجتماعی نیز مبنای احساس مسئولیت و به دنبال آن مشارکت در توسعه شهری و منطقه ای است.

 

- محله و تعلق اجتماعی – فرهنگی :

محله های شهری یکی از کانون های خرد و ملموس شکل گیری هویت های فرهنگی و تعلق اجتماعی هستند . ارزش ها و هنجارهای محله ای نخستین برخورد ملموس افراد با هویت فرهنگی را شکل می دهند و اغلب به صورت مناسبات رویاروی ، حس تعلق اجتماعی را تقویت می کنند .

در محله عمده زمان ساکنان محل در کوچه و خیابان می گذرد و برای ساکنان آن محیط محله بیش از فضای داخلی خانه رضایت بخش است .

در محله های قدیمی بویژه محله های طبقه کم در آمد ، ارتباط همسایگان با حس تعاون و همیاری بیشتر است . ارتباط در چنین محله هایی از طریق مراکز مذهبی ، باشگاه های ورزشی ، قهوه خانه ها و کوچه ها صورت می گیرد ، اما در محله های مختص سکونت طبقه پر درآمد ، روابط همسایگان تضعیف شده و کمتر به آن احساس نیاز می شود .

اغلب در محله های شهری کیفیت واحد فیزیکی منطبق با رفتارهای اجتماعی است . از این رو هر محله واحد مشخصاتی جدا از سایر محله های شهری است .

استفاده از مؤسسات محله مثل مراکز مذهبی ، باشگاه ، قهوه خانه به مردم امکان می دهد که خود را در یک محدوده کاملاً مقید احساس کرده و در نتیجه تعلق بیشتری نسبت به محله مسکونی خویش پیدا کنند . بنا بر آنچه گفته شد می توان محله را یک واحد فیزیکی و اجتماعی به شمار آورد .

در میزان احساس تعلق محله ای عامل وسعت نقش اساسی دارد . هر اندازه سهولت دسترسی به مؤسسات عمومی و تجهیزات محله ای با پیاده روی امکان پذیر باشد ، در این فرایند احساس تعلق به محله افزایش می یابد .

هر اندازه که دسترسی به نیازهای روزانه و تغییرات شهری با اتومبیل صورت گیرد و فاصله حرکت بیشتر باشد به همان اندازه احساس هویت و تعلق اجتماعی به شهر کاهش می یابد .

 

سلسله مراتب جغرافیای تعلق

 نخستین نهاد و کانون فرهنگ ساز و منش آفرین در هر جامعه خانواده می باشد . پس از خانواده ، محله ، شهر و در پی آن استان ، سپس کشور و در نهایت قاره و جهان .

انسانها خواه ناخواه به این مرزها و رده ها وابسته و پایبند می باشند . این وابستگی هنگامی بیشتر نمایان می گردد که هر یک از این عرصه ها مورد تعدی و تازش بیرونی قرار گیرد .

البته وابستگی به این عرصه ها با افزایش راه و وسعت آن در تقسیم رده بندیها پیوندی عکس دارد . بر پایه این نظریه انسانها به خانواده و پس از آن به محله ، شهر ، کشور و ... بیشترین وابستگی را دارند . این وابستگی به محله در گذشته بسیار عمیق تر و کارساز تر بوده است ، بطوریکه ساکنین یک محله در صورت مشاهده تخریب و یا از بین رفتن منابع محلی به جنگ و ستیز یا مقاومت می پرداختند .

اما امروزه این وابستگی ها به طور چشمگیری در کلان شهرها به علل ذیل از بین رفته است :


1- ورود تکنولوژی های نوین ارتباطی و اطلاعاتی ( ICT و اینترنت) و ابزارهای رسانه ای مانند شبکه های ماهواره ای

2- ورود تکنولوژی اتومبیل و سایر وسایل حمل و نقل خصوصی

3- فاصله محل زندگی ( سکونت ) و محل کار

4- نا پایداری و گذرا بودن ارتباطات مردم با یکدیگر

5- نفوذ پذیری مرزهای محله به علت الزامات شهر سازی ( مانند عبور پل و اتوبان از یک محله )

6- مهاجرت و نا پایداری اقامت در یک محله

7- تعدد منابع القاء کننده ارزشها و باورها

8- تغییر ماهیت بازار و انفجار در تنوع تولید و مصرف گرایی

9- و نتیجتا کاهش تعلق خاطر محله ای و بروز پدیده های ناهنجاری همچون وندالیسم ( آشوب طلبی و تخریب اموال عمومی)

 

البته به نظر می رسد با ساز و کارهایی می توان دوباره این وابستگی ها را احیاء نمود و از آن برای شکوفایی و آبادانی محله بهره جست . ولی نخست لازم است بدانیم خصوصیات و مشخصه های یک محله کدام است ؟ عوامل اصلی تشکیل دهنده هویت و عناصر و ارکان تشکیل دهنده محله چیست ؟ و عوامل کلیدی در شناخت فضاهای شهر کدامند ؟ و ... .

 


مشخصه های محله

 1- محله دارای سابقه تاریخی است .

2- محله دارای فضاهای عمومی و باز برای بروز و ظهور خلاقیت های فرهنگی اجتماعی است .

3- محله دارای نمادها و زیر ساخت های خاص خود است .

4- امکان اعمال نظر و نظارت عمومی در محله وجود دارد .

5- محله دارای اجتماع قانون مدار و یا ارزش مدار است .

6- در ساکنان محله احساس مالکیت وجود دارد .

7- محله دارای ساخت اجتماعی و سیاسی است ( مانند شورای محله )

8- تعلق اجتماعی در محله وجود دارد .

9- در محله انسجام و پیوستگی وجود دارد .

10- توانایی شناخت و حل مسائل محله در حیطه قدرت افراد محله است.

11- در محله آرامش ، امنیت و آزادی وجود دارد .

12- با نظام های اقتصادی – فرهنگی – اجتماعی و سیاسی شهر پیوند دارد.

13- هنجارهای خاص در محله حاکم است .

14- و ... .


 

 

مهمترین عوامل تشکیل دهنده هویت محله های شهری :

 


1. تعاملات انسانی

2. حافظه تاریخی ( خاطره )

3. رفتارها و هنجارها

4. فرهنگ

5. هنر و سلیقه

 

1- تعاملات انسانی :

محله و شهر بدون عامل انسان مفهوم ندارد . بنا براین وقتی که از شهر می گوییم ، منظور تعاملات انسانی است . تعاملات انسان با انسان ، انسان با محیط و انسان با شهر . و به همین دلیل هویت شهر ، هویت انسان را تشکیل می دهد.

 

2- حافظه تاریخی :

یکی از عناصر دیگری که انسان با آن تعریف می شود ، حافظه است . محله های شهری نیز مانند انسان دارای حافظه هستند ، بنابراین اگر شهری فاقد حافظه تاریخی باشد ، شهر هویت داری نیست . حافظه تاریخی شهر یعنی اینکه تعریف کند در هر مکان چه اتفاقی رخ داده است ؟ شهر با خاطره هایش تعریف می شود . هر چه این خاطره ها بیشتر باشد هویت انسان یا شهر کامل تر می گردد . خاطره باعث می شود فرد یا شهر در حال زندگی کند و غم گذشته و تشویش آینده را نداشته باشد .

 

3- رفتارها و هنجارها :

هویت انسان به جز شکل فیزیکی ، با هنجارها و رفتارهایش شکل می گیرد. افراد نه تنها از روی شناسنامه بلکه از روی رفتارها و هنجارهایشان شناسایی می شوند.

شهر نیز دارای رفتار و هنجار است و شهر به هنجار شهری است که افراد آن احساس ایمنی کنند و ساکنان آن از طریق مکان ها و فضا ها به آن جذب شوند . محله های شهری باید فضایی داشته باشد که بتواند هویت خود را به شهروند و شهروند هویت خود را به شهر و محله عرضه کند . همچنین محله های شهر نیاز به مکان هایی دارد که اتفاقات اجتماعی و حادثه های روزانه در آن رخ دهد . ( جایی برای مارگیری ، زنجیر پاره کردن ، تجمع کردن ، عزاداری کردن و یا هر نمایش اجتماعی دیگر )

 

4- فرهنگ :

فرهنگ در هویت شهر دارای دو معناست :

1- فرهنگ سنتی ( به ارث رسیده )

2- فرهنگ روز آمد ( افراد بنا به خواسته های روز آنرا می سازند )

با این اشاره می توان گفت فرهنگ معمولاً با افراد می آید و می رود . و در این آمد و شد و تعامل بین گذشته و حال مرتب تبدیل به روز می شود و پالایش و دگرگونی می یابد .

شهر بدون فرهنگ شهری بدون هویت است . هر قدر غنای فرهنگی شهر افزایش یابد آن شهر از سطح فرهنگ بالاتری برخوردار خواهد بود و باعث خواهد شد که هنجار های فردی با فرهنگ شهری آشنا شده و متعادل و معنا دار گردد.

 

5- هنر و سلیقه :

هنر جزء ذائقه شهر است و سلیقه جزء عناصری است که با هویت و فرهنگ رابطه نزدیک دارد . در شهری که مقوله زیبایی شناسی ارزشمند است ، ساکنین و شهروندان نسبت به ساخت و ساز بناها در شهر حساسند و اجازه نمی دهند هر بنایی در شهر ساخته شود . سلیقه عمومی در این فضا به گونه ای است که معماران ، شهر سازان و کلیه مدیران شهری موظف به پاسخگویی و تعامل با مخاطبین خود هستند .

 

عناصر و ارکان تشکیل دهنده محله


1. خانواده سالم و شهروند سالم

2. نمادهای متمایز کننده

3. تشکل ها ، اجتماعات محلی و پیشروان محلی

4. امکانات و منابع محله ای ( زیر ساخت های محله )

5. نهاد تصمیم ساز و ناظر بر قوانین محلی

 

 

 

1) تعریف و ویژگی های خانواده سالم

 

 

1-1 ) خانواده سالم رکن اصلی واحدهای همسایگی هر محله را تشکیل می دهد و دستیابی به محله سالم در گرو سلامت خانواده های ساکن در آن است .

خانواده سالم خانواده ای است که به طور بنیادین از سلامت و آرامش روانی ، جسمی و معنوی هر یک از اعضای خانواده حمایت می کند.

 

• در خانواده سالم فضای مقتدرانه وجود دارد اما این اقتدار انعطاف پذیر و موجب برقراری تفاهم متقابل است .

• هر عضو خانواده جایگاهی برای خود دارد که برای سایر اعضای خانواده حائز اهمیت است .

• در خانواده سالم برای هر عضو خانواده فرصتی برای با دیگران بودن وجود دارد .

• وجود معنویت در خانواده که بارزترین نشانه آن وجود عشق، مهربانی و گذشت است .

• خانواده سالم احساس یکدیگر را می پذیرند.

• صداقت در خانواده سالم امری است مهم و اعضای خانواده یاد می گیرند که حقیقت را بگویند.

• معمولاًً با برپایی جلسات خانوادگی در مورد مسائل مختلف به روشنی صحبت می کنند .

• امکان رشد و بالندگی تا حد امکان و با توجه به شرایط مادی و رفاهی موجود است .

• اعضای خانواده آگاهند که آنچه در تملک دارند آنان را نهی نمی کند ، بلکه ثروت اصلی در توانایی « زیستن » صرفنظر از دارائی ها می باشد.

 

2-1) شهروند کیست و نیازهای شهروند سالم چیست ؟

شهر نشینی جدید و معنای معاصر شهروندی از قرن هجدهم شکل گرفت . اما شهر ایرانی در روند تاریخی از اواخر قرن 13 ه.ش از شهر ایرانی به شهر امروزی بدل گردید .

در واقع شهر امروزی در ایران ، شهر ایرانی نیست ، بلکه بدل شهرهای اروپایی و آمریکایی است ، که کالبد شهر اروپایی و نمودهای آن چون ماشین و به تبع آن خیابانها و بزرگراه ها و آپارتمان ها و برج ها و ... وارد شده است . و الگوی زندگی سنتی را بدون آنکه دستورالعمل استفاده از این نمود ها که همان « فرهنگ شهر نشینی است » وارد شود ، دستخوش تغییر کرده است .

فرهنگ شهر نشینی همان نکته ای است که گاهی با شهروندی همسان پنداشته می شود . هر چند تا شهروندی به معنای واقعی خود در ایران شکل نگیرد و از پایه های حقوق مستحکمی برخوردار نباشد و نهادینه نگردد ، فرهنگ شهر نشینی معنایی نخواهد داشت ، اما چنانچه حتی شخصی شهروند هم نباشد ، اگر در شهر زندگی می کند باید از فرهنگ شهر نشینی تبعیت کند .

بطور کلی حوزه مفهوم شهروندی با حوزه مفهومی شهر نشینی بسیار متفاوت است . شهر نشینی شیوه ای از زندگی در یک محیط شهری است که اشاره بر نوعی از رفتار یا الگوی زیستی در یک محیط خاص دارد و حقوق و تکلیف شهر نشینان در رابطه با مدیریت محلی ( شهرداری و شوراها ) ، بخش کوچکی از عناصر اصلی شهروندی می باشد .

اما شهروندی اشاره به مجموعه حقوق و وظایف یک انسان در یک جامعه اجتماعی و سیاسی اشاره دارد که ویژه یک مکان و فضای خاص نیست . شهروندی می تواند سطحی باشد یعنی تعاملات ، حقوق و تعهدات اندکی را در بر داشته باشد و یا عمیق باشد یعنی شامل بخش قابل توجهی از همه تعاملات ، حقوق و تعهداتی باشد که توسط دولت و ملت حمایت می شوند . ( به نقل از تیلی ، 1998 )

بنابراین در « شهروندی سطحی » حقوق اصل است ، مشارکت منفعلانه است و در یک قلمرو عمومی تبلور می یابد ( یعنی وارد حوزه خصوصی نمی شود ) در مقابل در « شهروندی عمیق » حقوق و تکالیف متقابلاً یکدیگر را حمایت می کنند ، جامعه مشارکت فعال دارد و شهروندی هم در عرصه خصوصی و هم در حوزه عمومی دخالت دارد .

بنابراین می توان گفت شهروندی یک موقعیت فعالانه است که با سلطه ناسازگار است . خواه منشاء سلطه دوست ، خانواده ، گروه ، قوم یا هر نیروی دیگری که وی را به عنوان فرد مستقل و توانا به اراده خود به رسمیت نشناسد.

نکته حائز اهمیت در بیان کار کردهای اصلی شهروندی عبارت است از اداره جامعه بر طبق اصول احترام به حقوق دیگران و تعهد به ایفای نقش در حفظ نهادهای مشترکی که این حقوق را پایدار می دارند .

 

۳-۱) نیازهای شهروند سالم ( در ابعاد جسمی ، روانی ، اجتماعی و معنوی)

 

الف) امنیت و ایمنی در شهر:

• امنیت در تردد

• امنیت فضاهای کار و زندگی

• امنیت مکان ها تفریحی – ورزشی

 

ب) یاد گیری و توانمند شدن در حوزه شهروندی :

• مهارت های زندگی شهری

• سواد رسانه ای

• مهارت های داوری و ارزشیابی

• مهارت های ارتباطی مؤثر

• حقوق و تکالیف همسایگی و شهروندی

• شناسایی و حل مسئله

• درک هنری

• کامپیوتر و اینترنت

• زبان خارجی

• مهارت های مدیریت خانه و خانواده

• محله شناسی و معماری

 

ج) رفاه :

• محیط زیست سالم

• حضور اقتصادی

• امکانات تفریحی

• رفاه فرهنگی و معنوی

• وجود فضاهای باز شهری

• امکان دسترسی به اطلاعات

• نیازهای ویژه معلولین

 

د) مشارکت و خود مختاری :

• توسعه بخش شهروندی

• تفویض اختیار

• امکان یادگیری و تجربه اجتماعی

 


 

 

2) نمادهای متمایز کننده

 

کوین لینچ به طور کلی و به منظور بررسی دقیقی از سیمای شهر نمادهای متمایز کننده آن را به وسیله پنچ عامل مرکز محله ، نشانه ، راه ، لبه ، گره مشخص می کند . امروزه در بررسی فضاهای شهر این عوامل نقش کلیدی دارند .

در اینجا به دلیل اهمیت سه مقوله اصلی و کلیدی اشاره ای گذرا به مفهوم مرکز محله ، گره و نشانه خواهیم داشت .

 

1-2) مرکز محله :

خصوصیاتی که سیما و پیکره محله ای را مشخص می کنند عوامل خاص آن محله هستند ، که ممکن است اجزای بیشماری داشته باشند . در اغلب شهرها ، شباهت نمای محله ها ، مصالحی که در ساختمان ها به کار رفته ، شکل آنها ، نوع تزئینات آنها ، رنگشان ، منظره کلی آنها و مهم تر از ه&

نوع: