•  
      منبع خبر :
      تعداد بازدید: 16
      کد: 176092
      تاریخ انتشار:
      ۱۳۹۸/۰۳/۱۳
      خاطرات ارتحال امام خمینی(ره) به روایت هم محله‌ای امیرآباد

      زنده‌تر از او کسی نیست...

      تقویم‌ها تنها یک مشت عدد توخالی را به آدم نشان می‌دهند. تقسیم‌بندی‌ها، مناسبت‌ها و نام‌گذاری‌هایی خشک و خالی و رسمی بدون پس و پیش آن. اما این میان روزهایی هم وجود دارند که می‌توانند کل تاریخ را در خود خلاصه کنند.
      زنده‌تر از او کسی نیست...

       به گزارش پایگاه اطلاع رسانی اداره شوراهای اجتماعی محلات شهرداری مشهد، تقویم‌ها تنها یک مشت عدد توخالی را به آدم نشان می‌دهند.  تقسیم‌بندی‌ها، مناسبت‌ها و نام‌گذاری‌هایی خشک و خالی و رسمی بدون پس و پیش آن. اما این میان روزهایی هم وجود دارند که می‌توانند کل تاریخ را در خود خلاصه کنند. روزهایی که دنیا دنیا حرف پشتشان نهفته است. روزها می‌روند و می‌آیند اما همه چیز را نمی‌توان در ظرف این زمان گذرا گنجاند. اصلا رفتن و گذشتن و نماندن یک اصل تخطی‌ناپذیر است اما از هر انسانی پس از رفتنش چیزهایی باقی می‌ماند که باید آن‌ها را دید، شناخت و موشکافی کرد. اصلا رفتن داریم تا رفتن! یکی می‌رود و چیزهایی که از او باقی می‌ماند آن‌قدر کم‌رنگ است که پس از مدتی فراموش می‌شود. دیگری هم می‌رود اما روح او در جسم و جان تاریخ باقی می‌ماند. امام خمینی(ره) یکی از همان‌ها بود. رحلت و رفتن او تنها یک روز در دل تقویم نیست، یک عدد توخالی مثل روزهای دیگر که کنار اعداد دیگر ساکت و خاموش نشسته است، نیست. آن روز یادآور همین جمله کوتاه است( زنده‌تر از او کسی نیست) یادآور مسیر سخت و پرفراز و نشیبی است که با تمام وجود آن را آغاز کرده و ادامه داده است. این مسیر هنوز ادامه دارد. این ما هستیم که حالا در این مسیر قدم گذاشته‌ایم و باید آن را ادامه بدهیم. آقای کوهستانی، مدیر درمانگاه حضرت ابوالفضل(ع)، واقع در ابتدای محله امیرآباد یکی از همین افراد است. یکی از افراد قدیمی محله که خاطرات و وقایع زیادی از سال‌های پیروزی انقلاب اسلامی و مسیری که بعدها طی می‌کند، در سینه دارد. یکی از همین وقایعی که حالا پررنگ و واضح در ذهن او جا خوش کرده است واقعه رحلت امام خمینی(ره) در 14خرداد سال 1368 است. همین موضوع بهانه‌ای شد تا با او  گفت و گو کنیم.

       آغاز راه 

      انقلاب اسلامی نتیجه رنج‌ها و مشقت‌های سال‌ها مردم متدین و دین‌دار است که سرانجام توسط امام به خمینی(ره) به بار می‌نشیند. مردم طالب یک حکومت دینی بودند و سرانجام آرزوی دیرینشان در سال 57 برآورده شد اما این پیروزی تازه آغاز راه بود. آن‌ها برای حفظ ارزش‌هایشان حتی حاضر بودند تا پای جان پیش بروند. همان‌طور که می‌دانید در هشت سال جنگ تحمیلی ما شهدای زیادی را تقدیم کردیم و این پایداری و استقامت و جنگندگی فقط از روحیه‌ای نشئت می‌گرفت که وجود پربرکت امام خمینی(ره) و انقلاب در مردم ایجاد کرده بود.

       

      چراغی که راه را نشان می‌داد

       

      من در آغاز انقلاب 15 سال بیشتر نداشتم اما از همان ابتدا در خدمت انقلاب و آرمان‌های امام بودم. نوجوانی و جوانی من در همین شور و حال ایام پیروزی گذشت. آن سال‌ها ، سال‌های بسیار خوبی بود. همه پر از انگیره بودیم و من تنها رهرو این مسیر نبودم. این جریان، جریانی بود که همه با آن همراه بودیم. و امام چراغی بود که راه را به ما نشان می‌داد. این چراغ که خاموش شد دنیا پیش چشم همه تیره و تار شد!

       

       

      ایران عزادار شد

       

      مردم وقتی خبر بیماری امام و بستری شدنشان در بیمارستان را از تلویزیون شنیدند بدون اغراق حاضر بودند قلب و جانشان را بدهند تا همه چیز همان روال خوب را طی کند تا مبادا این چراغ پرفروغ خاموش شود... اما آن چیزی که از آن می‌ترسیدیم اتفاق افتاد. روز 14 خرداد بود که او به رحمت خدا رفت و یک ایران در سوگ او عزادار شدند. باید بودید و به چشم می‌دیدید. این عزاداری در طول تاریخ بی‌سابقه بود. این خبر آنقدر شوکه‌کننده بود که تمام مردم را به خیابان‌ها کشانده بود. همه سیاه‌پوش بودند. همه به هم تسلیت می‌گفتند. انگار که عزیزشان را از دست داده باشند.

       

      خودم را به تشییع جنازه رساندم

       

      آن روزها دقیق و واضح در ذهنم ثبت شده‌اند. بیست و هفت ساله بودم و دارای همسر و چند فرزند. خبر را که شنیدم تنها راه تسکین را رفتن به حرم مطهر امام رضا(ع) دانستم. همان روز رفتم حرم. غلغله بود. از هر زمانی شلوغ‌تر. تنها من نبودم که از این غم بزرگ به آنجا پناه برده بودم. مردم در گوشه گوشه حرم حضور داشتند و خون گریه می‌کردند اما آرام نمی‌گرفتم. تصمیم گرفتم خودم را به تشییع جنازه برسانم. تک و تنها رفتم تهران. در تهران از مصلی تا بهشت زهرا جای سوزن‌انداختن نبود. مردم با گریه و فغان تابوت را روی دست‌ها حمل می‌کردند و پیش می‌رفتند. به یاد دارم که چند نفر از شدت این غم همان جا جانشان را از دست دادند.

       

      خواندن مرثیه برای رحلت امام

      شوک بزرگی به جامعه وارد شده بود. انگار خاکستر و گرد و غباری پس از یک فاجعه بزرگ روی تمام شهر پاشیده شده بود. در هر محله‌ای مردم در مساجد، حسینیه‌ها و... به اجرای مراسم و عزاداری برای رحلت ایشان می‌پرداختند. مرد و زن، کوچک و بزرگ در غم از دست دادن ایشان عزادار بودند. ما هم در محله تصمیم گرفتیم با هم محله‌ای‌های خود برای تسکین، احترام و زنده نگه داشتن اسم امام با گروه سرودی که از قبل تشکیل داده بودیم مرثیه‌ای را تنظیم کنیم و در مکان‌های مختلف اجرا کنیم. ما با اعضای همین گروه در رثای رشادت امام، پیروزی انقلاب اسلامی و مناسبت‌های انقلابی دیگر به وفور سرودهای مختلف را اجرا کرده بودیم و حالا پس از رحلت ایشان اجرای این مرثیه را وظیفه خود می‌دانستیم و آن را با جان و دل می‌خواندیم. به یاد دارم که در آن ایام هرجا که آن را اجرا می‌کردیم مردم تحت تاثیر قرار می‌گرفتند و اشک می‌ریختند. انقلابی جدید شکل گرفت اما اندکی پس از فوت ایشان انگار یک انقلاب جدید شکل گرفت. انقلاب و تکاپویی برای حفظ ارزش‌هایی که به سختی به دست آورده بودیم. مردم از همان اوایل انقلاب سرودهایی را برای حفظ انقلاب می‌خواندند. یکی از آن‌ها همین دو بیت معروف است( خدایا خدایا تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما) امام رفته بود اما این نهضت باید حفظ می‌شد و توسط مردم ادامه پیدا می‌کرد. امام خمینی فقط یک شخص نبود. حالا هویت یک ملت بود.

       

      رمز ماندگاری

      اما رمز این ماندگاری در چیست؟ این را باید در شخصیت خود امام خمینی(ره) جست و جو کرد. ویژگی بارز ایشان راستی و صداقت بود و اعتقاد راسخی که به اسلام داشتند. حرف و عملشان یکی بود و صریح و دلی سخن می‌گفتند. چیزی هم که از دل برآید لاجرم بر دل می‌نشیند. منافع شخصی کوچک‌ترین اهمیتی برای ایشان نداشت و مردم این را می‌فهمیدند. ابتدا قبل از هر اقدامی سال‌ها به خودسازی پرداخته بودند. همین خودسازی‌هاست که انسان را به مقام می‌رساند. او همیشه در قله‌های رفیع ارزش‌های انسانی باقی می‌ماند و نامش تا ابد زنده است. اگر امروز ارزش‌های امام کم رنگ‌تر شده‌اند دلایل مختلفی وجود دارد. برای رسیدن به این دلایل هم باید چند سؤال را مطرح کرد. چقدر از آن دوران فاصله گرفته‌ایم؟ آیا ارزش‌هایی که امام تعیین کرده بود هنوز هم به قوت خود باقی مانده‌اند؟ چقدر در حفظ آن‌ها موفق بوده‌ایم؟ آیا همه این‌ها ریشه در اقدامات مسئولان ندارند؟ آن‌ها چقدر حرف و عملشان یکی است؟ مردم در عمل چه چیزی از مسئولانی که اسم و رسمشان وابسته به این حکومت اسلامی و انقلابی است، می‌بینند؟

       

      منبع: شهرآرامحله

       

       

       

       

      تعداد بازدید: 16
      نام:
      پست الکترونیک:
      شرح نظر:
      کد امنیتی:
       
      0 0
      آیا این مطلب را می پسندید؟ بله خیر
    • اخبار مرتبط
    • گزارش تصویری مرتبط
       
  • آمار بازدید
    مجموع بازدیدها : 721,483
    تعداد بازدید امروز : 591
    تعداد بازدید دیروز : 1,480
    آخرین به روزرسانی : 1398/07/26 00:48
  • ارتباط با مدیریت
    آدرس :
    مشهد- میدان امام حسین (ع)- خواجه ربیع 7 - بوستان بهار - سازمان اجتماعی فرهنگی شهرداری مشهد - طبقه +1  - اداره شوراهای اجتماعی محلات
    تلفن :05131297336
    فاکس :
    رایانامه :
  • کلیه حقوق این وب سایت متعلق به دبیرخانه شورای اجتماعی محلات شهرداری مشهد می باشد.